۱۳۹۱ دی ۳, یکشنبه

ديدار نمايندگان جنبش فعالان حقوق بشر ايران با احمد شهيد

نمايندگان جنبش فعالان حقوق بشر ايران در ديدار با احمد شهيد ، گزارشگر ويژه شوراى حقوق بشر سازمان ملل در زمينه نقض حقوق بشر در ايران ، گزارش و اسناد مربوط به نقض حقوق بشر در مورد محمد على طاهرى و مريدان ايشان در مجموعه عرفان كيهانى و همينطور ابراز نگرانى مكتوب جنبش فعالان حقوق بشر ايران را نسبت به موقعيت و سرنوشت زندانيان بيمار در زندان هاى امنيتى نظام جمهورى اسلامى و لزوم مراقبت و نظارت هر چه سريعتر بر اين نوع زندانيان را به ايشان تسليم نمودند . 

متن نامه مربوط به ابراز نگرانى جنبش فعالان حقوق بشر ايران نسبت به سرنوشت زندانيان بيمار در زندان هاى امنيتى جمهورى اسلامى .


" ما مسئولین کشور را به تحمیل مرگ تدریجی به زندانیان سیاسی بیمار ، متهم می کنیم " 
We condemn and accuse the Iranian authorities to impose a gradual death on political prisoners with illness.
Dear Dr. Ahmed ShaheedThe Representative of the High Commissioner for Human Rights Council and Special Rapporteur on Follow-up of cases of human rights violations in Iran.


Mistreatment of Iranian prisoners, including political prisoners, has been a concern of the International community and several UN Special Rapporteurs, especially yours as the last UN Special Rapporteur on torture and other cruel, inhuman or degrading treatment what have been cited in a various and commonly applied methods of mistreatment, including beatings, stress positions, the denial of medical attention, and prolonged solitary confinement. The Special Rapporteur certainly notes that such mistreatment affects mainly human rights defenders, journalists, social activists, political activists, religious groups, and individuals associated with various minority groups and sometimes criminal and addicted prisoners.

We would like to highlight and draw your attention to the concept of health, illness and the denial of medical attention to all prisoners especially the political prisoners. We are urging and concerned that "The International observers, community and Human Rights Council should urgently and precisely monitor and follow to control the health and illnesses of all patients within alIranian prison establishments and focus on the fact that many of them might need vital and urgent medical operations or hospital care ".
Dr Saheed as you may already know that Islamic Republic by relying on the Article IV of their Constitution is constantly in violations of human rights in a very wide scale in all political, economic and social aspects of the people’s day to day life. They have shown that they have no remorse in killing or torturing or any compassion towards their fellow human being, their political opponents, civil society activists and independent trade unionists, religious and ethnic minoritiesthinkers and women in the last three decadesFurthermore and amatter of fact how they have neglected their medical care in their prisons.  
Since the Islamic Republic of Iran respect none of the human rights and principles and do not pay any attention to any resolution we all fear that the use of inhumane methods and the mistreatment of political prisoners will worsen theirdisease and kill them on a daily basis. Relying on these wilful negligent of medical care, we believe something urgent must be done. We by referring to the reasons above and other reports their behaviour we believe that Islamic Republic in many cases intentionally stop and delay the treatments of sick political prisoners to let the treatment to be more difficult and their disease become more advance. The Movement of Iranian Human Rights Activists believes that political and judicial authorities of country are responsible for intensifying the cause of these diseases and illnesses. The IRI are imposing a gradual death on the political prisoners who are ill and whom have not been executed.
We urge the international community and the Human Rights Councilit will be possible to prevent the continuation ofthese horrible methods against humanity as a new way of torture and gradual death, if we act urgently and constantly.We urge the international community and the Human Rights Council to put pressure on the Islamic Republic by a hazardous or vigilance mechanism by a pervious well known preventive measurement or way that have worked on theIslamic Republic of Iran, by continues control on the health and the environment of  the political prisoners in theirprisonsForcing the authorities to provide a fair treatment of all prisoners who need medical care, case by case and name by name, to save lives and to avoid the danger of gradual death.
With Kind Regards  
The Secretariat of the Movement Human Rights Activists  of Iran           London         12th of December2012



۱۳۹۱ آذر ۸, چهارشنبه

چرا بايد سازماندهى كنيم ؟

چرا باید سازماندهی کنیم ؟

وقتی به فعالین حقوق بشر اشاره می شود ، منظور کسانی هستند که در زمینه دیده بانی نقض حقوق بشر در ایران و پی گیری و گزارش آن به مردم و جامعه بین المللی تلاش می کنند ... خوشبختانه در ایران ، تشکل های متعدد و مقتدری در زمینه دیده بانی نقض حقوق بشر وجود دارند .. عزیزانی که با تلاش خستگی ناپذیر خود ، حتی برای یک لحظه ، نظام استبداد حاکم بر ایران را آسوده نمی گذارند .. اما تشک
یلات جنبش فعالان حقوق بشر ایران ، وظائف متفاوتی دارد .
ما به دنبال از میان برداشتن "عوامل" نقض حقوق بشر در ایران هستیم .. و به این دلیل ، به مثابه یک تشکیلات سیاسی عمل می کنیم ، تشکیلاتی با هدف سیاسی .
اما این عوامل نقض حقوق بشر در ایران ، چه هستند ؟
ما معتقدیم که عوامل نقض حقوق بشر، در قوانین اساسی نظام استبداد حاکم بر ایران نهفته است .. و به این دلیل ، هدف ما ، تغییر بنیادی مجموعه اصول و قوانین کشور است .. و همینطور جایگزین نمودن قوانینی که مرجعیت آن با نگرش صریح مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر انطباق داشته باشد .
اینکه چرا جنبش فعالان حقوق بشر ایران ، به تغییر بنیادی قوانین اساسی فکر می کند و نه به اصلاح آن ؟پاسخ اش در اصل چهارم قانون اساسی نظام استبداد است که به اعتقاد ما مرکز ثقل قوانین اساسی جمهوری اسلامی است .
اصل چهارم قانون اساسی موجود می گوید :
" کلیه قوانین و مقررات مدنی ، جزائی ، مالی ، اقتصادی ، اداری ، فرهنگی ، نظامی ، سیاسی و غیر این ها باید بر اساس موازین اسلامی باشد ، این اصل بر اطلاق یا عموم همه اصول قانون اساسی و قوانین و مقررات دیگر حاکم است و تشخیص این امر بر عهده فقهای شورای نگهبان است . "
ابتدا تاکید می کند که " باید بر اساس موازین اسلامی باشد "
وقتی قرار باشد که همه امور کشور بر اساس موازین اسلامی باشد ، طبیعتا تشخیص اسلامی بودن یا اسلامی نبودن آن جنبه تخصصی می یابد و در نتیجه تنها کسانی می توانند در امور کشور تعیین کننده و تصمیم گیرنده نهائی بشوند که اجتهاد دینی داشته باشند ، در نتیجه " اصل چهارم قانون اساسی نظام استبداد موجود ، امر تشخیص و تعیین تکلیف سرنوشت کشور را در انحصار فقهای شورای نگهبان قرار می دهد و بر آن تاکید می ورزد ." و چون در قسمتی دیگر از اصل چهارم ، " موازین اسلامی را بر اطلاق یا عموم همه اصول قانون اساسی و مقررات دیگر حاکم می داند ، " پس تصمیم .. و صلاحدید فقهای شورای نگهبان بر همه امور کشور حاکم است .. حتی قوانین و مقرراتی که پس از این وضع خواهد شد ، و این به معنی انحصار قدرت و تصاحب حق تعیین سرنوشت کشور و ملت است ، که مغایر مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر است و 20 ماده از 30 ماده این اعلامیه را نقض می کند .( ماده های 1 ، 2 ، 5 ، 6 ، 7 ، 8 ، 9 ، 10 ، 12 ، 16 ، 17 ، 18 ، 19 ، 20 ، 21 ، 22 ، 23 ، 26 ، 27 و 28 . )

نظامی که از آن صحبت می کنیم ، نظام انحصار طلب و مستبد جمهوری اسلامی است ، کسانی که آخرین تغییرات را در تدوین قوانین اساسی جمهوری اسلامی داده اند ، تلاش کرده اند که روح اصل چهارم را در تمام مفاد کلیدی قانون اساسی نهادینه کنند.. در نتیجه ، حتی با حذف اصل چهارم و اصل پنجم و اصول تابعه این دو ، بهانه اختیار و دخالت فقها و مجتهدین در تعیین سرنوشت کشور باقی می ماند. اما آیا این به معنی عدم صلاحیت فقها یا مجتهدین در اداره امور کشور است ؟ خیر، به معنی عدم صلاحیت هیچکس نیست .. ما معتقدیم که اساسا هر کس یا هر گروهی که بخواهد به هر بهانه ای  سرنوشت ملت را در انحصار خود بگیرد و مانع از تصمیم گیری ملت در امور کشور بشود ، انحصار طلب ، مستبد و دشمن ملت است ، خواه مذهبی باشد ، خواه غیر مذهبی ..
هدف ما این است که با تغییر بنیادی قوانین اساسی کشور ، زمینه های انحصار قدرت و در نتیجه حدوث دوباره استبداد را از میان برداریم ، مهم این است که اراده جمعی ملت در این باره حاکم گردد و هیچ کس به هیچ بهانه ای نتواند خود را قیم ملت دانسته و به جای ملت تصمیم بگیرد .. در آن صورت ، در کشوری که مرجعیت قوانین اساسی اش مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر باشد ، حتی یک مجتهد و فقیه هم می تواند مثل هرکس دیگری ، با شرکت در فعالیت های سیاسی و تاسیس حزب سیاسی و با ارائه برنامه سیاسی خود به عنوان خدمتگزار ملت ، مدیریت دوره ای از اداره امور کشور را بر عهده بگیرد ، به شرط آنکه بتواند اکثریت آرای عمومی جامعه را در یک انتخابات آزاد و در رقابت با دیگر نیرو های سیاسی به دست آورد .

اما چرا مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر می بایستی تنها مرجع قوانین اساسی کشور باشد ؟
چون تنها در این صورت است که حقوق همه افراد جامعه با هر رنگ ، نژاد ، قومیت ، جنسیت ، مذهب و عقیده ، محترم شمرده می شود و هیچ تمایزی نمی تواند شخص یا گروهی را به هر بهانه ای ، نسبت به دیگران برتری دهد یا موجب تصاحب حق تصمیم گیری یکی به وسیله دیگری شود و این به معنی از بین بردن هر نوع فرصتی برای دست یابی به انحصار طلبی است، چه شخصی و چه گروهی ..
مهمتر آنکه ، ماده 28 اعلامیه جهانی حقوق بشر ، به ملت این امکان را می دهد که در مقابل فرصت طلبی هایی که آزادی ، برابری و عدالت اجتماعی ملت را به خطر مى اندازد ، از طریق استناد به این ماده و با اتکاء به ماده 21 همین اعلامیه ، حق تعیین سرنوشت خود را به وسيله برگزاری رفراندوم عمومی باز پس گیرد . حقی که باید تنها متعلق به ملت باشد و در حال حاظر از آن محروم است .

اما آیا تمركز بر روى تغییر بنیادی قانون اساسی کشور به مثابه تغییر نظام است ، آیا این همان براندازی است ؟
هدف ما براندازی به مفهومى كه در جامعه مصطلح است و معنى مبارزه مسلحانه را مى دهد نیست ، هدف ما فروپاشی نظام است
آیا بین " براندازی نظام " و " فروپاشی نظام " تفاوتی وجود دارد ؟  هر دو می خواهند که نظام استبداد از میان برود اما به دو شیوه متفاوت .. شیوه هائی که هر یک از آنها تاثیر متفاوتی در آینده دمکراتیک کشور دارند .
امروزه وقتی راجع به براندازی نظام استبداد صحبت میکنیم گوئى مردم را به مبارزه قهر آمیز دعوت می کنیم ، روشی که با خشونت توام است   سانترالیزم نظامی مى طلبد و ستیز با نیرو های نظامی و امنیتی حکومت را در پى دارد ، حركتى كه از مردم تماشاچى مى سازد ، چنين روشى و اساسا روش هائى كه توام با خشونت هستند نمى توانند آينده اى متكى به آراى مردم را فراهم آورند. اما وقتی راجع به فروپاشی نظام استبداد صحبت می کنیم  رفراندوم و آرای عمومی ملت در کالبد اراده جمعی را مى بينيم و تغییر بنيادى متكى به آن را .. بديهى است كه ما به فروپاشى نظام استبداد فكر مى كنيم .
استراتژی ما در طرح رفراندوم عمومی  باید به فروپاشى نظام استبداد از طريق تغییر بنیادی قوانین اساسی کشور بیانجامد ..
و اساسی ترین تاکتیک های ما در این مسیر ،انتقال آگاهی ، سازماندهی و پافشاری بر روی برگزاری رفراندوم عمومی است ..

اما اگر این نظام انتقاد پذیر نیست چطور می توانیم انتظار داشته باشیم که برگزارى رفراندوم عمومی را بپذیرد ؟
بدیهی است که چنین نظامی نمی تواند به آرای مردم احترام بگذارد ... طبیعی است که ما هم چنین توقعی از نظام استبداد نداریم ..
اما وقتی بر روی اجرای رفراندوم عمومی برای تغییر بنیادی قوانین اساسی پافشاری می کنیم ، در واقع به قدرت جمعی اراده ملت تکیه می کنیم . این تنها قدرتی است که می تواند نظام استبداد را به عقب براند و او را وادارد که ارکان حکومت را رها کند . قدرتی که باید به وسیله تاکتیک های نهائی تشکیلات در اراده جمعی ملت متمرکز شده و برای عقب راندن و فروپاشی نظام استبداد افسانه ماهی سیاه کوچولو را تحقق بخشد .

همانطور كه اعلام كرديم جنبش فعالان حقوق بشر ایران اعتقادی به تاکتیک های نظامی ندارد ، هیچ برنامه ای برای تامین اسلحه ، انبار آن و توزیع آن در میان مردم ندارد ، اما هشدار مى دهد كه مردم هم برای مسلح شدن نیازی به اینطور پیش بینی ها ندارند . ما تجربه انقلاب 57 را داریم ، سلاح های گرمی که از داخل پادگان ها به دست مردم می رسیدند ..
واقعیت این است که بخش عمده ای از نیرو های نظامی کشور ، فرزندان ملت هستند و اگر قرار باشد که مصافی صورت بگیرد ، این نیروها در صفوف ملت قرار خواهند گرفت ، حاكمان نظام استبدادى جمهورى اسلامى بايد بدانند كه حتی در غیر این صورت هم ، برای ملتی که در طی سه دهه تنها مصیبت و فقر و اسارت و مرگ فرزندان خود را تجربه کرده راهی جز پایان دادن به این قائله باقی نمی ماند ..
وقتی اراده ملت متمرکز شود هیچ نیروئی قادر نخواهد بود كه در مقابل این اراده دوام بیاورد ، اين تجربه ايست كه آنها به خوبى از آن مطلع اند .

" جنبش فعالان حقوق بشرایران " یک حزب سیاسی نیست ، جنبش فعالان حقوق بشر ایران تنها یک مکانیزم سیاسی است ، یک ماشین سیاسی که وظیفه مشخص و موقتی دارد و وقتی به پایان وظیفه خود می رسد منحل می شود .
مهمترین ویژگی این ماشین سیاسی ، برنامه ریزی و سازماندهی برای انتقال حق تعیین سرنوشت به ملت ، از طریق رفراندوم برای حذف قوانین نظام استبداد موجود و جایگزین نمودن مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر به عنوان تنها مرجع پایه و اصلی قوانین اساسی جدید است . اما چگونه و با چه برنامه ای ؟

مکانیزم سیاسی ما برای دستيابى به هدف نهائی دو مرحله در پیش رو دارد ..
مرحله اول تحميل رفراندم عمومی به نظام استبداد برای تغییر قانون اساسی کشور است ، دستيابى به اين مرحله شروطی دارد :
شرط اول آموزش عمومی است ، همه اقشار مردم از کوچک و بزرگ ، باید نسبت به تک تک مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر ، یعنی مبنای قوانین اساسی جدید آگاهی داشته باشند . در این باره نیرو های جوان جنبش در داخل کشور مسئولیتی بمراتب سنگین تر دارند .
شرط دوم تهييج مردم براى پيوستن به حركت ها و تشكل هاى مدنی و صنفی در داخل کشور است .
شرط سوم ، حرکت گام به گام اما هماهنگ و متمرکز در شعارها و طرح خواسته هاى عمومی ملت و وحدت اين شعارها در شعار نهائى برگزاری رفراندوم عمومی تغییر بنیادی قانون اساسی کشور است و جایگزین نمودن قوانین جدیدى كه تنها مرجع آن مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر است .
شعارهائی که علیه فرد دیکتاتور یا شخصیت های منفور نظام استبداد به کار می رود شعارهائی دور از تاکتیک ها و استراتژی ما هستند . دشمن واقعی ما فرد نیست ، دشمن واقعی ما یک نظام فکری است که منشاء آن ، تفکر قبیله ای یا پدر سالاری است که با تسلط بر اصول و قوانين و مقررات كشور ، انحصار قدرت سياسى ، نظامى و اقتصادى كشور را به خدمت خود در آورده ، این همان نظامی است که تمایل دارد به جای همه و برای همه تصمیم بگیرد ، همان نظامی که قرن هاست در این کشور استقرار یافته و در هر دوره ای از تاریخ سیاسی ایران ، استبداد سیاسی را به ارمغان آورده ، استبدادی که همواره دست ملت را از تعیین سرنوشت خود کوتاه نموده است .
ما در شعارهای سیاسی خود ، استبداد را هدف می گیریم و بر روی برگزاری رفراندوم عمومی برای تغییر بنیادی قانون اساسی و جایگزین نمودن قوانین منتج از اعلامیه جهانی حقوق بشر تکیه می کنیم .
واقعيت اين است كه رفتار هاى انزجار آور نظام استبداد اكثريت مردم را در مقابل او قرار داده از اين رو ارائه برنامه اى كه بتواند آحاد ملت را نسبت به تحقق خواسته ها و حقوق ابتدائى و مشتر ك اشان مطمئن سازد ، طبيعتا قادر خواهد بود كه به صفوف متشكل و فشرده آنها در يك جبهه متمركز و فنا ناپذير بيانجامد ، جبهه اى كه با حضور عظيم خود در خيابان هاى سياسى و تمركز بر روى شعار واحد برگزارى رفراندوم براى تغيير بنيادى قانون اساسى كشور كه يك حركت متعارف مدنى سياسى است حاكمان نظام استبداد را به عقب رانده و مقدمات فروپاشى استبداد را فراهم مى آورد. خواسته مشتركى كه كليد دستيابى به مطالبات سياسى ، رفاهى و اجتماعى و فرهنگى ملت است .

فراموش نكنيم كه دلیل اصلی حضور استبداد ، نا آگاهی و در نتیجه بی اعتمادی نسبت به آینده است و ما در این راه مبارزه سختی پیش رو داریم ..
ما موظفیم که اعتماد مردم را جلب کنیم و این دقیقا به میزان احساس مسئولیت ما ، کار آیی روش های ما در انتقال آگاهی ، سازماندهی و برنامه ریزی ما بستگی دارد . آنچه که در این حرکت بسیار مهم است ، اثبات صداقت و تعهد ما در عمل است ، صداقت و تعهد ما نسبت به ساختن آینده ای بدون تمایز و بدون استبداد با کمترین هزینه .
و اگر چنین نشود ، باید بپذیریم که نتوانسته ایم به وظائف خود درست عمل کنیم ، یا اینکه احساس مسئولیت کافی نداشته ایم ، ما همواره باید به خاطر داشته باشیم که هر بار که در اين مسیر دچار سهل انگارى و اشتباه مى شويم ملت ما تاوان سنگینی می پردازد ، تاوانی که نتیجه خود خواهی ها و جاه طلبی هاى ماست ، تاوانی که نمی توانیم از زیر بار مسئولیت تاريخى آن شانه خالی کنیم ..

از ما مى پرسند که چرا همه جا می گوئیم رفراندوم برای تغییر قانون اساسی کشور ، اگر معتقدیم که نتیجه رفراندوم به تغییر نظام می انجامد ، چرا مبنای رفراندوم را بر تغییر نظام نمی گذاریم ؟
می خواهیم اشتباهی را که در انقلاب ٥٧ مرتکب شده ایم جبران کنیم ، می خواهیم این تجربه را به کار بگیریم که با تمرکز جنبش بر روی تغییر بنیادی قوانین اساسی ، ملت ما فرصت کافی برای شناخت حقوق اساسی خود را بدست آورد و دستیابی به این حقوق را در اولویت اهداف جنبش قرار بدهد، حقوقی که قرار بود با انقلاب ٥٧ به دست بیاید اما پایمال گردید ، حقوق طبیعی هر انسان برای داشتن زندگی مناسب ، مسکن مناسب ، امنیت شغلی ، فرصت های سالم برای رشد و موفقیت اجتماعی ، آزادی و عدالت اجتماعی.

" جنبش فعالان حقوق بشر ایران " اساسا با هر نوع اصلاحاتی که به باز گرداندن حقوق مردم منجر شود موافق است اما با اتکا به بحث ضرفیت های قوانین اساسی کشور که پیش از این به آن اشاره کردیم قانون اساسی نظام استبداد را فاقد چنین ضرفیتی می بیند .
به اعتقاد ما تاکید اصلاح طلبان بر حفظ نظام استبداد به بهانه اصلاحات ، تاکید بر بقای نظامی است که ویرانگر و دشمن منافع ملت است .
در این صورت اگر از ما بپرسید که آیا نیروهای اصلاح طلب اپوزیسیون را بخشی از نظام می بینیم یا نه ، پاسخ ما چنین خواهد بود : تا مادامی که اصلاح طلبان ، ضرورت تغییر بنیادی قوانین اساسی کشور و جایگزین شدن مرجعیت اعلامیه جهانی حقوق بشر در قوانین اساسی جدید را نپذیرند .. طبیعتا بخشی از نظام استبداد محسوب می شوند .
آیا با چنین تحلیلی ، ما همه چیز را تنها در دو جبهه ارزیابی می کنیم ؟.. آیا همه چیز را سیاه و سفید می بینیم ؟ .. آیا جبهه ای میانی نمی تواند وجود داشته باشد ؟
فرض را بر این بگیریم که وجود داشته باشد ..اما هدف این جبهه میانی چه می تواند باشد ؟ هم نظام استبداد را حفظ کند و هم مطالبات مردم را از این نظام بگیرد ؟ آیا اصلاح طلب ها می توانند حاکمیت فقها در اصل چهارم و تمام مفادی که در قانون اساسی مطابق با این دیدگاه تعیین گردیده را حذف کنند ؟ و آیا می توانند برگزاری رفراندم عمومی ملت را حتی اگر به تغییر نظام موجود بیانجامد تحمل کنند ؟
مطالبات امروز ما مطالبات حد اکثری است چون پرده مظلوم نمائى نظام استبدادى جمهورى اسلامى فرو افتاده و جنايات و فساد او براى همه افراد ملت از پير و جوان و زن و مرد آشكار گرديده .
طبيعى است كه در چنين شرائطى لزومی ندارد که برای بدست آوردن حقوق طبیعی خود به کسی باج بدهد .
ملت ما این قدرت را دارد که با اتکا به یک برنامه دمکراتیک که مبنای آن قوانین اساسی منتج از اعلاميه جهانى حقوق بشر است ، مطالبات حداکثری خود را در صدر برنامه اجرائی نظام منتخب آینده قرار بدهد .

و اما گفتیم نظام منتخب آینده ... ما مرحله دومى نيز در پیش رو داریم .
وقتی اراده جمعى ملت مرحله اول را پشت سر گذاشت و قوانین جدید را مطابق با اصول مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر جایگزین نمود ، انوقت به سوى مرحله دوم مى رود ، برگزاری اولين انتخابات آزاد ، پس از پروسه دو ساله استقرار احزاب سياسى در كشور برای تعیین خط مشی سیاسی و اقتصادی نظام آینده کشور که مبنای آن آراى ملت و هدف آن تامین آزادى ، برابرى حقوقى و مطالبات اساسی ملت خواهد بود .
على گرجى

جنبش فعالان حقوق بشر ایران

۱۳۹۱ آذر ۶, دوشنبه

بيانيه احمد شهيد در ارتباط با وضعيت حقوق بشر در ايران


خبرگزاری هرانا - احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل پس از یک سفر ۱۲ روزه به آلمان، سوئد و نروژ و گفت‌وگو با شاهدان عینی و فعالان حقوق بشر، طی بیانیه‌ای در اسلو به جنبه‌های گوناگون نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران اشاره کرد.

گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور وضعیت حقوق بشر در ایران در یک کنفرانس مطبوعاتی در اسلو، پایتخت نروژبا قرائت بیانیه‌ای نظر خود را درباره وضعیت حقوق بشر در ایران ابراز کرد.
احمد شهید در آغاز بیانیهٔ خود از دولت‌های آلمان، سوئد و نروژ قدردانی کرد و گفت که این سه کشور با تقاضای او برای اجرای «مأموریت فاکت‌یابی» در کشور‌هایشان بدون قیدوشرط موافقت کرده بودند. وی گفت که این مأموریت بسیار موفقیت‌آمیز بود و او توانسته است مجموعهٔ ارزشمندی از اطلاعات را طی مأموریت خود در برلین، استکهلم و اسلو گردآوری کند.
به گزارش شبکه سی ‌ان ‌ان، احمد شهید در کنفرانس مطبوعاتی خود در ۲۲ نوامبر (۲ آذر) در اسلو گفت: "در طول ۱۲ روز گذشته من با ده‌ها فرد ایرانی‌تبار، فعال حقوق بشر، مقامات دولتی و کار‌شناسان آکادمیک ملاقات و گفت‌وگو کردم."
وی از تمام کسانی که اطلاعات خود را، به‌ویژه کسانی که به‌عنوان شاهد عینی دست‌اول، مشاهدات خود را در رابطه با وضعیت حقوق بشر در ایران در اختیار او گذاردند، تشکر کرد.
آقای شهید تأکید کرد که وی برای سنجش میزان اعتبار و باورمندی اظهارات شواهد، معیارهای سختگیرانه‌ای در نظر گرفته است. بر پایهٔ این سنجه‌ها، وی در این سفر به شهادت‌های قابل باوری دست یافته است که تصویری بسیار نگران‌کننده از وضعیت حقوق بشر در ایران را بازتاب می‌دهند.
افزایش نگران‌کنندهٔ شمار اعدام‌ها
احمد شهید گفت که شمار اعدام‌ها در ایران به مرز هشدارآمیزی رسیده است که طی هفته‌ها و ماه‌های گذشته سرعت‌گرفته‌اند. "بر اساس گزارش‌های موثق، چنان‌که خود دولت ایران نیز موردهای بسیاری را تأیید کرده، شمار اعدام‌ها در دو هفتهٔ گذشته دست‌کم ۳۲ مورد ولی احتمال می‌رود که ۸۱ مورد بوده باشد."
گزارشگر ویژه سازمان ملل گفت که به‌رغم تقاضای‌های مکرر جامعه بین‌الملل برای توقف اعدام‌ها در ایران و ابراز نگرانی نسبت به تشکیل دادگاه‌های منصفانه علیه مته‌مان، فقط در ماه اکتبر سال جاری ۱۰ نفر، از جمله سعید صدیقی، اعدام شده‌اند.
وی گفت: "افزایش اعدام‌ها در ایران برای من بسیار هشداردهنده است، و من دولت ایران را یکبار دیگر فرامی‌خوانم به تعهدات بین‌المللی خود در تضمین دادگاه‌های منصفانه و توقف مجازات اعدام پایبند بماند."
وضعیت وخیم اقلیت‌ها در ایران
آقای شهید اظهار داشت: "من نسبت به نوع رفتار با اقلیت‌های گوناگون در این کشور، که آماج اصلی سیاست‌های سرکوبگرانه حکومت ایران هستند، ابراز نگرانی می‌کنم. این فقط اقلیت‌های دینی که به‌رسمیت شناخته نمی‌شوند، مانند بهائیان و یارسان [اهل حق] نیستند، بلکه گروه‌های به‌رسیمت شناخته‌شده‌ای مانند جماعت‌های دینی مسیحیان و جماعت‌های معینی از مسلمانان سنی نیز هدف فشارهای فزاینده قرار دارند. من همچنین به‌شدت نگران اقلیت‌های قومی، ازجمله بلوچ‌ها، کرد‌ها، عرب‌های اهوازی، ترکمن‌ها و مردم آذربایجانی هستم که محرومیت‌آن‌ها، در کنار سرکوب‌های سیاسی، با فشارهای زبانی و فرهنگی نیز توأم است."
بدترشدن وضعیت زنان در ایران
گزارشگر ویژه سازمان ملل در بیانیهٔ خود به معضلات زنان نیز پرداخت. وی گفت: "وضعیت زنان در ایران طی ماه‌های گذشته بد‌تر شده است، به‌ویژه از زمانی که سیاست آموزشی تفکیکی [تفکیک جنسیتی] به اجرا درآمده است، و فعالان حقوق زنان مورد آزار قرار می‌گیرند و‌گاه به‌خاطر آزادی بیان، از جمله دفاع از حقوق زنان و یا حقوق آموزشی و اظهارات فرهنگی دستگیر می‌شوند."
احمد شهید اشاره کرد که بر اساس یک لایحهٔ دولت جمهوری اسلامی که در مجلس این کشور در دست بررسی است، زنان زیر ۴۰ سال فقط با اجازه ولی و قیم خود موفق به دریافت گذرنامه خواهند شد.
آقای شهید افزود که وضعیت اقلیت‌های جنسی (دگرباشان) نیز بسیار هشداردهنده است، زیرا دولت بر هر نوع رابطه‌ای که با موافقت طرفین برقرار شده، نظارت شدید دارد.
فشار شدید دولت ایران بر فعالان حقوق بشر
احمد شهید در بخش دیگری از بیانیه‌ای خود گفت: "دولت ایران به آزار، دستگیری و زندانی‌کردن مدافعان حقوق بشر، که‌گاه خود حقوقدان هستند، همچنان ادامه می‌دهد، و نگرانی جدی در مورد استقلال حقوقدانان و نیز استقلال قوه قضائیه برانگیخته است. در حالی‌که من از آزادی کشیش یوسف ندرخانی در ماه سپتامبر خشنود گشتم، ولی تأسف خوردم که چند روز پس از آن مقامات ایران وکیل‌مدافع او، محمدعلی دادخواه را احضار کردند و او را به اتهامات واهی به زندان افکندند. خانم نسرین ستوده، دیگر حقوقدان و مدافع حقوق بشر هم‌اکنون زندانی است که به دلیل رفتار مقامات با خانواده‌اش در اعتصاب غذا به سر می‌‌برد‌، و من به‌شدت نگران وضعیت او هستم."
آقای شهید با ابراز نگرانی نسبت به خبر مرگ وبلاگ‌نویس ایرانی ستار بهشتی در زندان گفت که او به دلیل حق قانونی خود در آزادی بیان به زندان افتاده بود و به احتمال در اثر جراحات ناشی از شکنجه جان خود را از دست داده است.
گزارشگر ویژه سازمان ملل در این رابطه دولت جمهوری اسلامی را خطاب قرار داد و گفت: «من انتظار دارم که دولت ایران تحقیقاتی گسترده، بی‌طرفانه و شفاف در مورد علت مرگ وی صورت دهد و روش تحقیق و نتایج آن را علنی سازد، و هر فردی که در مرگ او دست داشته است را مجازات کرده و خسارت وارده به خانوادهٔ وی را به طور متناسب جبران کند.»
آقای شهید به دیگر قربانیان رویدادهای خونین پس از انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۸۸ اشاره کرد. وی یکبار دیگر بر فراخوان گذشتهٔ خود تأکید کرد که مقامات ایران باید برای روشن شدن علت مرگ افرادی که در ناآرامی‌های پس از انتخابات سال ۸۸ کشته شده بودند، تحقیقات بی‌طرفانه‌ای را آغاز کند.
احمد شهید گفت: "متأسفانه به نظر می‌آید که فضا برای هر نوع اندیشه و بیان مستقل تنگ است و مقامات دولت ایران، به هر دلیلی، با نقض تعهدات بین‌المللی و حتا نقض قوانین خود، مایل بدان نیستند."
گزارشگر ویژه سازمان ملل در پایان بیانیه‌ی خود ابراز امیدواری کرد که دولت ایران در رابطه با آنچه او در این بیانیه‌ و نیز در جزئیات گزارش‌های خود ارائه داده است، به منظور احترام حقوق بشر، آزادی و حاکمیت قانون، رویکرد خود را تغییر دهد.
آقای شهید پس از پایان سخنان خود به پرسش‌های حضار پاسخ گفت.

۱۳۹۱ آبان ۱۶, سه‌شنبه

به خاطر بياوريد و باور کنید ..

علی سعیدی، نماینده رهبری نظام جمهوری اسلامی در سپاه پاسداران گفته بود که "نقش مردم در حکومت دینی مساله‌ای چالش برانگیز است .. برخی عقیده دارند مشروعیت نظام و همه مسائل در حکومت دینی از رای مردم نشات می‌گیرد. این یک انحراف است".
 آقای سعیدی بنا به گزارش وبسايت رسمى سپاه گفت : "قراردادهای اجتماعی نمی‌توانند منشا عمل ما باشد."

 از آنجا كه نظام جمهورى اسلامى مشروعيت خود را از آراى مردم نمى گيرد ، پس هر انتخاباتى در كشور فاقد مشروعيت مى باشد مگر آنكه اين مشروعيت از جانب حاكمان نظام به مردم تفويض شود و اين البته به ميل و مصلحت حاكمان نظام بستگى دارد ، آنقدر كه ممكن است روزى مصلحت به تفويض باشد و روز ديگر مصلحت ايجاب كند كه "مشروعيت مرحمتى " پس گرفته شود .  اما منشاء قدرت حاكمان نظام چيست كه مى توانند مشروعيت آراى عمومى را قربانى امیال خود كنند و قرار داد هاى اجتماعى را زير پا بگذارند و بر اساس آنچه كه خود صلاح مى دانند عمل كنند ؟ آيا هيچ اصلى در قانون اساسى نظام جمهورى اسلامى وجود دارد كه بتواند مانع از بروز چنين استبدادى بشود ؟ براى يافتن پاسخ اين سوال تنها كافى است كه ببينيم قانون نهائى يا به تعبير ديگر ، اصل مرجع در قوانين اساسى نظام استبداد كدام است .. اصل برتر يا اصل مرجع قانون اساسى ، اصلى است كه حجت  را بر همه اصول ، مواد و مقررات منتج از قانون اساسى كشور تمام مى كند ، همزادش را گاه و بيگاه در گردش كار سه قوه كشور مى بينيم ، وقتى كه " حكم حكومتى "، اجماع آراى نمايندگان دست نشانده مجلس را مى شكند و قانون هاى زيرين خود را زير پا له مى كند ، يا بر كفه ترازوى عدالت قاضى القضات سنگينى مى آورد و ترازو را از توازن مى اندازد و يا آنكه مسير نوكران قوه اجرائى كشور را تعيين مى كند ، اين حكم تبر سان استبداد ، چيزى نيست جز حكم شرع فقهاى حكومتى كه بر اساس اصل چهارم قانون اساسى جمهورى اسلامى بر همه اصول ، مواد و مقررات كشور آمرانه اشراف دارد و همچون حكم حكومتى مى تواند بر اساس آنچه كه فقهاى حكومتى مصلحت بدانند كمر تمام اصول ، قوانين و مقررات جامعه را بشكند و قاطعيت استبدادى خود را به ثبوت برساند . پس  به خاطر بياوريد و باور کنید كه وقتى كسى از ميان حكومت مى گويد مشروعيت نظام از آراى مردم نيست .. يا قوانين اجتماعى نمى توانند منشاء عمل حاكمان باشند از روى شكم یا خلاف قانون صحبت نمیکند چون در جمهوری اسلامی ، شریعت فقهای حکومت،  قانون نهائی را تعیین می کند  ، واز نظر این فقها قانونی که منطبق با شریعت نباشد قانون نیست ، پس بدانيد كه آقای سعیدی ، نماینده رهبری نظام  بيهوده نمى گويد و منشاء گفته اش در اصل چهارم قانون اساسى كشور ، موجود و قابل رويت است .
 
 اصل چهارم قوانین اساسی نظام استبداد می گوید :

 " کلیه قوانین و مقررات مدنی ، جزائی ، مالی ، اقتصادی ، اداری ، فرهنگی ، نظامی ، سیاسی و غیر اینها ... باید بر اساس موازین اسلامی باشد ، این اصل بر اطلاق یا عموم همه اصول قانون اساسی و قوانین و مقررات دیگر حاکم است ... و تشخیص این امر بر عهده فقهای شورای نگهبان است . "

علی گرجی
سخنگوی تشکیلات جنبش فعالان حقوق بشر ایران
http://www.icfreedomiran.com
http://icmanmibinam.blogspot.com
http://www.facebook.com/ic.freedom
http://twitter.com/#!/icfreedomirania
http://www.youtube.com/user/icfreedomiran
http://www.facebook.com/IC.MIHRA
http://soundcloud.com/icfreedomiran/

۱۳۹۱ شهریور ۳۰, پنجشنبه

سخنان بانکی مون دبیر کل سازمان ملل در اجلاس کشورهای غیر متعهد در تهران

 سخنان بانکی مون دبیر کل سازمان ملل در اجلاس کشورهای غیر متعهد در تهران:

برای من لذت بخش است که فرصتی دارم تا خطاب به گروهی از اساتید برجسته و به خصوص جوانان سخنرانی کنم.
فکر می‌کردم اکثر مخاطبین جوانان هستند اما اکنون متوجه شدم که ترکیبی‌ از محققین برجسته میباشند.

به عنوان مدیر کل سازمان ملل همواره برای گروها‌ی مختلفی‌ سخنرانی کرده ام. میدانید سخنرانی‌ برای کدام گروه از مردم سختر است؟ برای اساتید. من چه میتوانم به اساتیدی که آموزش میدهند بگویم؟ من از اساتید آموزش گرفته‌ام و یاد گیری کرده ام.

بنابرین شما اساتید برجسته در جنبه‌های مختلف مطالعاتی هستید و من واقعاً امیدوارم که این فرصت کوتاه به ما امکان پرداختن به مسائل مربوط به نگرانی‌های مشترک و منافع مشترک نسل جوان آینده را بدهد ، خصوصأٔ از آنجا که شما در مرحله مهم گذار به سمت دموکراسی بیشتر و توسعه اجتماعی و اقتصادی هستید و در عین حال باید با چالش‌های زیادی رو در رویی کنید.

اساساً قصد این است - معمولا من هر کجا را و هر کشوری را که باز دید می‌کنم، با رؤسای جمهور، نخست وزیران و وزرای امور خارجه ملاقات می‌کنم، بنابرین موضوعات بحث کمابیش ثابت هستند. ما همیشه در مورد صلح بین‌الملل، درگیری‌های منطقهٔ‌ای یا موارد مربوط به توسعه یا حقوق بشر گفتگو می‌کنیم. اما با آنها کمابیش مواضع ثابتی را دارم و آنها نیز مواضع ثابت خودشان را میگیرند. ولی‌ (اینجا) می‌خواهم به ایده‌های خوب و الهام بخشی از جوانان و برخی‌ اساتید که از دیدگاه‌های فنی‌ خوبی‌ برخوردار هستند، برای سازمان ملل، دولت ایران و مردم که میتوانند با یکدیگر همکاری کنند، دست یابی‌ پیدا کنم.

همانطور که میدانید این اولین بار است که به عنوان مدیر کل سازمان ملل از ایران بازدید می‌کنم. این فرصت بزرگی‌ برای من است که در اجلاس کشور‌های غیر متعهد شرکت کنم و من صادقانه به رهبری دولت ایران تبریک می‌گویم. این فرصت خوبی‌ برای آنها خواهد بود تا تصویر سیاسی خود را در جمعه بین‌الملل ارتقا‌ٔ بدهند و همچنین مدیریت متعادل و سازنده خود را در جامعه بین‌الملل نشان دهند.

من واقعا می‌خواستم با شما در مورد مسیرتان به عنوان یک کشور ، مکان شما در خانواده ملت‌ها و پتانسیل شما برای آینده صحبت کنم، چرا که به آینده این کشور ایمان دارم.

اولین رابطه من با ایران به سال ۱۹۷۴ بر میگردد. من در تهران به عنوان یک دیپلمات برای چهل روز مستقر شدم. بعضی‌‌ها را می‌شناختم اما هیچ چیز را تشخیص نمی‌دادم چون تحولات عظیمی‌ رخ داده بود. در آن زمان هیچگاه این برجهای عظیم مسکونی را ندیدم. این جامعه تبدیل به جامعه بسیار شلوغ اما پر جنب و جوشی شده است.

بعد از آن به عنوان معاون وزیر در سال ۲۰۰۰ ایران را بازدید کردم. و این سومین سفر من به ایران اما اولین بازدید تحت عنوان مدیر کل سازمان ملل میباشد که بسیار معنی‌ دار است.

همانطور که گفتم من واقعاً مایل بودم این ملاقات را با شما در یک کافه یا جای دیگر غیر از این مکان ثابت داشته باشم، تا بتوانیم تبادل نظر وسیع تری داشته باشیم.

بگذارید با ابراز اندوه عمیق خود برای همه قربانیان زلزله اخیر در مناطق شمال غربی ایران آغاز کنم. به شما ابراز تسلیت می‌کنم. مدیر محلی من و کارشناسان کاهش ریسک فجایع، از مناطق زلزله زده بازدید کردند. سازمان ملل متحد مثل همیشه آماده کمک به مردم شماست.

خانم‌ها و آقایان،

اجازه بدهید با شما رک صحبت کنم. زمانی‌ که تصمیم به آمدن گرفتم، افراد بسیاری به من نصیحت کردند و پرسیدند چرا می‌خواهید به آنجا بروید؟ آن کشور مشکلات بسیار دارد، چرا رفتن خود را متوقف نمیکنید؟ اما میدانید، من فکر کردم، به عنوان دبیر کل، و از آنجا که معتقد به قدرت تامل و دیپلماسی هستم، مسئولیت بازدید همه کشور‌های سازمان ملل متحد را دارم.

به علاوه، در این اجلاس کشور‌های غیر متعهد، ۱۲۰ کشور مشارکت میکنند و این فرصت بزرگی‌ برای تامل من با نه تنها ایرانیان بلکه با رهبران بسیاری از کشور‌ها خواهد بود. در واقع من با افراد زیادی ملاقات کرده‌ام و فردا هم رهبران بسیار دیگری را میبینم.

من معتقد به ابراز نگرانی‌ها به صورت مستقیم و پیدا کردن راه کار برای حتی سخت‌ترین چالش‌ها هستم.

من به ارزش‌های سازمان ملل متحد باور دارم.

به این دلیل است که اینجا هستم و از من توسط مردم و دولت ایران و نیز از طرف اعضای جنبش غیر متعهد، بسیار قدر دانی‌ شده است. این باعث میشود که از حضور در اینجا خوشحال باشم.

من نیز یک حس قوی دارم که مردم ایران میدانند که دوست دارند چه نوع جامعه‌ای را بسازند. مایل بودم بیایم تا شما را تشویق کنم، و بدانم آرزوهای شما چیست و چگونه سازمان ملل متحد میتواند با شما همکاری کند.

من خیلی‌ استقبال می‌کنم از اینکه به طور مستقیم و فردی کشوری را میبینم که از چهره‌های برجسته در زمینه اگاهیهای جهانی‌ است.

فرهنگ و سنت‌های هنری فارسی‌ برای قرن‌ها و صدها و هزاران سال، بشریت را غنی کرده اند. اشعار شما در تصاویر و عمق آن بی‌ نظیر میباشند. در واقع دیروز مدیر محل من خانم ویدال به من می‌گفتند که چقدر تحت تاثیر زبان هنری فارسی‌ قرار گرفته است. زبان فارسی خود یک شعر است و هر کس و هرجا کسی‌ به زبان فارسی صحبت می‌کند، همانند شعر میماند. من هم (حرف ایشان را) قبول دارم. شگفتی‌های معماری شما مردم را پر از حیرت کرده، از کاشفان قدیم گرفته تا مسافران امروز.

ایرانیان به درستی‌ به این دستاوردها افتخار میکنند.

به عنوان یکی‌ از اعضای موسس سازمان ملل متحد، ایران نیز تاریخچه طولانی با سازمان ملل متحد داشته است. در طی‌ سالها ما با هم روی بسیاری از نگرانی‌‌ها کار کرده ایم. و من خیلی‌ تحت تاثیر قرار گرفته‌ام که یکی‌ از موسسات شما ۳۵۰ سال دیگری ۱۲۰ سال سابقه آکادمیک دارند.

امروز ما با چشم انداز جهانی‌ پر چالشی مواجه هستیم. بحران طولانی‌ اقتصادی در سراسر جهان، بحرانهای شغلی‌، تغییرات آب و هوایی و موج افزایشی‌ عدم تحمل.

یک وجه مشترک در میان همه راهکارهای متفاوت پیشروی وجود دارد : الزام به همکاری بین‌المللی موثر تر.

لازم است هر کشوری منافع ملی‌ خود را در داخل منافع جهانی‌ مشاهده کند. زمانی‌ که رهبران ملی‌ و مردم تنها به منافع ملی‌ خود میپردازد، نمیتوان انتظار داشت که جامعه بین‌الملل به طور یکسان به توسعه و رفاهیت برسد. لازم داریم که هر کشور بهترین تلاش خود را برای نگرانی‌‌ها و رفاهیات جهانی‌ به کار گیرد.

اینجا در ایران، فقر و مرگ و میر مادران و نوزادان پایین است، این خیلی‌ خوب می‌باشد. سواد دختران بالاست. زنان امروزه بیش از نیمی از دانشجویان دانشگاه‌های ایران را تشکیل میدهند و این فوق‌العاده است. این روند باید ادامه پیدا کند تا زنان وارد محدوده هرچه گسترده تری از حرفه‌ها و رشته‌های مطالعاتی شوند. ما میخواهیم این موضوع را از طریق تبادل نظر به بحث بگذاریم اما هنوز باید در زمینه‌های بسیاری در مورد زنان فعالیت بیشتر کنیم.

در معنای گسترده تر، به عقیده من، ایران از تمرکز کامل روی فعالیت جامعه مدنی، سود خواهد برد.

مسلما آزاد کردن پتانسیل جامعه مدنی به معنی پذیرش تنوع دیدگاه‌های آن است حتی زمانی‌ که این دیدگاه‌ها برای مقامات چالش بر انگیز باشند. فعالیت اجتماعی و منتقدین هیچگاه نباید با امنیت ملی‌ تلفیق شده و به عنوان تهدید برای جامعه یا دولت دیده شوند.

من در کشوری بزرگ شدم که گذار به دموکراسی در طی‌ یک دوره بسیار آشفته شکل گرفته. ما برای ۲ سال کامل زیر دیکتاتوری نظامی بودیم اما قبل و حتی بعد از آن آشفتگی‌های اجتماعی و سیاسی بسیاری وجود داشتند. بهانه همه سیاستمداران و منتقدین این بود که این برای امنیت ملی‌ مفید نیست. بنابرین همیشه سعی‌ کردند که انگیزه‌های اجتماعی و جامعه مدنی را با اولویت‌های امنیت ملی‌ شناسایی کنند. من فکر می‌کنم آنها را نباید با امنیت ملی‌ متناقض دانست.

میدانم که وضعیت اقتصادی در خط مقدم نگرانی‌‌ها می‌باشد؛ افزایش قیمتها، کاهش فرصت‌های اقتصادی، کمبود شغل. میدانم که این دارد به جوانان ضربه سختی را وارد می‌آورد.

گسترش فرصت‌ها برای جوانان یک ضروریت نسلی است.

این مخصوصاً در مورد کشور‌هایی‌ مثل ایران صدق می‌کند که با ۶۰% جمعیت زیر ۳۰ سال، یکی‌ از جوان‌ترین جمعیت‌های دنیا را دارد . بنابرین شما مردم بسیار جوانی‌ به طور متوسط هستید.

شما هم چنین یک جامعه خیلی‌ شبکه‌ای هستید. بیش از نیمی از جمعیت شما از اینترنت استفاده می‌کند که باز هم توسط جوانان راهبری میشود.

از طریق آزادی و ایجاد فضا، مردم جوان ایران میتوانند موتور اولیه کشور برای رسیدن به پیشرفت و مقام باشند.

اساتید برجسته،

رهبران جوان،

خانم‌ها و آقایان،

برای ساختن آینده‌ای مملو از فرصت و امید برای همه مردم ایران، باید به مسائل مهمی‌ رسیدگی شود و به ارزش‌های جهانی‌ احترام گذاشته شود.

سازمان ملل متحد و جامعه بین‌الملل کاملا از مردم ایران در مبارزات طولانی خود برای دموکراسی و حقوق بشر پشتیبانی می‌کند.

اولین منشور حقوق بشر توسط کورش ۲۵۰۰ سال پیش نوشته شد. این بسیار ستودنیست و باید به آن افتخار کنید.

امروز دانشمندان ایرانی و اسلامی خود، مکتب غنی و کسرت گرایی از تفسیر و اجرای قانون ارائه میدهند و من ایران را به دادن فضای بیشتری برای دیدگاه‌های متفاوت و مختلف برای بحث‌های عمومی‌، تشویق می‌کنم.

کشور‌های بسیار دیگری با مکتبهای قوی اسلامی مسیر تطابق با استاندارد‌های بین‌المللی را پیدا کرده اند، برای مثال در مورد تنبیه بدنی یا اعدام، و در عین حال به هویت و ارزش‌های اسلامی خود وفادار مانده‌اند.

من از تلاش‌های قوه قضاییه ایران برای جلوگیری از اعدام مجرمین نوجوان استقبال می‌کنم. اما تشویق می‌کنم که گامهای بیشتری برای محدود کردن و حتی حذف اعدام در اجرای قانون و عمل برداشته شود.

چالش‌های حقوق بشری بسیار دیگری در زمینه حقوق مدنی و سیاسی، محاکمه قانونی‌ و تبعیض بر علیه زنان و اقلیت‌ها هنوز باقی‌ می‌مانند.

محدودیت‌ها در زمینه آزادی بیان و سرکوب فعالیت‌های اجتماعی تنها موجب عقب افتادگی توسعه میشوند و بذر بی‌ثباتی را میافکنند.

علل خصوص مهم می‌باشد که صدای مردم ایران طی‌ انتخابات آتی سال آینده شنیده شود.

برای این است که من در طی‌ بازدیدم، مقامت را دعوت به آزاد کردن رهبران اپوزیسیون، مدافعین حقوق بشر، خبر نگاران و فعالین اجتماعی کردم تا زمینه آزادی بیان و بحث باز فراهم گردد.

من همچنین دعوت کردم که ایران با مکانیزم‌های حقوق بشری سازمان ملل متحد همکاری خود را به خصوص با گزارشگر ویژه تقویت کند. من این موضوع را با رهبر شما نیز در میان گذاشتم.

خانم‌ها و آقایان،

مسائل جدی ای پیرامون موارد هسته ای نیز باقی‌ میمانند.

منافع ایران ایجاب می‌کند که گامهای محکم برای ایجاد اعتماد بین‌المللی در جهت ماهیت صرفا صلح آمیز برنامه هسته‌ای برداشته شود.

برای این است که من ایران را دعوت کردم تا به عنوان کشور عضو سازمان ملل متحد و عضو عهد نامه عدم گسترش سلاح‌های هسته ای، ان پی‌ تی‌، مسئولیت‌های خود را به اجرا بگذارد و قطعنامه‌های مربوطه شورای امنیت را اجرا کند.

و من از همه کشورهای منطقهٔ دعوت می‌کنم که نیاز به حل این وضعیت را از طریق ابزار دیپلماتیک و صلح جویانه ، به رسمیت بشناسند. من این راه با دکتر علی‌ اردشیر لاریجانی و علی‌ اکبر صالحی وزیر امور خارجه نیز دیروز و امروز در میان گذاشتم. آنها هر دو اطمینان خاطر دادند که در مورد چشم انداز مذاکرات خوشبین میباشند.

اظهارات تحریک آمیز و التهاب بر انگیز باید با تمام ابزار و از طرف همه اجتناب شود.

بر طبق منشور سازمان ملل، همه کشور‌های عضو به طور روشن موظفند که از تهدید یا استفاده از زور علیه استقلال ارضی یا سیاسی دیگر کشور‌ها خود داری کنند.

هر کشوری مسول است که حد اکثر محدودیت‌ها را اعمال کند و از هرگونه رفتار خصومت آمیز که موجب بروز تنش و پیچیدگی‌‌های بیشتر در راه دستیابی به صلح میشود، خود داری کند.

بگذارید یاد آور شویم که خود ایران بود که ۳۸ سال پیش پیشنهاد استقرار ناحیه عاری از سلاح اتمی‌ در خاور میانه مطرح کرد.

تلاش‌ها برای رسیدن به خاور میانه‌ای عاری از سلاح هسته‌ای و دیگر سلاح‌های کشتار جمعی‌ در حال حاضر در حال اجرا هستند. من نماینده ویژه‌ا‌ی منصوب کردم و ایشان دارند تلاش سخت میکنند تا این جلسه تا پایان ماه شکل گیرد. این فرصتی منحصر برای همه کشور‌های منطقهٔ خواهد بود تا به طور سازنده به مشکلات امنیتی مشترک خود در سطح برابر رسیدگی کنند.

این به وضوح در راستای منافع همه کشورهاست و هدفیست که از ارزش مهمی‌ برای پیگیری برخوردار است.

خانم‌ها و آقایان،

من باور دارم که ما میتوانیم در مورد همه این چالش‌ها و بیش از آن پیشرفت کنیم.

مسئولیت جمعی‌ ما این است که پل‌هایی‌ برای درک متقابل بسازیم. این رکن اصلی‌ اتحاد تمدنها می‌باشد و اقدامیست از طرف سازمان ملل متحد، اقدامیست که از خود ایران از طریق گفتگو بین تمدنها الهام گرفته. این پیشنهادیست که کشور شما ارائه کرده. همه ملت‌ها باید به آن فراخوان بالاتر وفا دار باشند.

به یاد دارم که زمانی‌ که به عنوان رئیس پرسنل ریاست اجلاس عمومی‌ در سالهای ۲۰۰۱ و ۲۰۰۲ – درست بعد از ۱۱ سپتامبر - کار می‌کردم، این گفتگو بین تمدن‌ها در اجلاس عمومی‌ سازمان ملل برگزار شد. و این یک جلسه بسیار مهم، پر معنا و سازنده اجلاس عمومی‌ در آن زمان بعد از ۱۱ سپتامبر بود.

همانطور که میدانید مساله دیگری وجود دارد؛ اجلاس عمومی‌ سازمان ملل، انکار هولوکاست را محکوم کرده است. یهودی ستیزی در قرن بیست و یکم جایگاهی‌ ندارد. به همین ترتیب اسلام هراسی، یک واژه جدید برای یک پدیده‌ای قدیمیست، و به همان اندازه توهین آمیز است.

هنگامی که رهبران یا مردم عادی چنین احساساتی را بیان میکنند، خود را تقلیل میدهند. هنگامی که نهاد‌های آکادمیک یا اتاق‌های فکر از شبه دانشمندان حمایت میکنند، به اصول خود خیانت کرده اند.

اساتید برجسته،

رهبران جوان،

خانم‌ها و آقایان،

هدف من امروز این است که روی هزینه مسیر کنونی ایران، چه در داخل و چه در عرصهٔ بین الملل، تاکید کنم.

هر کشوری که خود را در تقابل با جامعه بین الملل قرار دهد، کشوریست که سرمایه گذاری بسی‌ مورد نیاز را به خود انکار کرده و خود را از جریان پیشرفت مشترک منزوی کرده است.

هر کشوری که خود را در تقابل با خود قرار دهد، خود را از نیرو وحسن نیّت مردم خود محروم کرده و فضا را برای بی‌ ثباتی آینده می‌چیند.

من درک می‌کنم که ایران از دست بازیگران بیرونی در معرض رنج قرار گرفته است. شما جنگ وحشتناکی را با هسایه خود متحمل شدید. شما احساس کردید که بی‌ جهت تک افتادید.

اما از طرفی‌ دیگر من میدانم که شما میتوانید از مشکلات کنونی عبور کنید و آینده بهتری را بسازید.

در تالار ورودی سازمان ملل یک فرش با شکوه وجود دارد – فکر می‌کنم بزرگترین فرشی باشد که سازمان ملل دارد – که زینت دیوار سازمال ملل شده و هدیه ایست از طرف مردم ایران.

در طول آن کلام شگفت انگیز شاعر بزرگ فارسی‌ سعدی نوشته شده که آن را می‌خوانم:

بنی آدم اعضای یک پیکرند /که در آفرینش ز یک گوهرند/ چو عضوی به درد آورد روزگار/دگر عضوها را نماند قرار/تو کز محنت دیگران بی غمی/نشاید که نامت نهند آدمی

این توصیه عاقلانه امروز از همان اهمیتی برخوردار است که ۸۰۰ سال پیش که نوشته شده بود از آن برخوردار بود.

یک چیزی که خیلی‌ به آن افتخار می‌کنم این است که دولت ایران رسمی‌ را به وجود آورده که فرش‌های زیبای بافته شده‌ای از تصویر مدیر کل‌های سازمان ملل متحد فراهم می‌کند، از تریجیو لای گرفته تا خود بنده. و من همیشه وقتی‌ این تصویر خودم را میبینم بسیار افتخار می‌کنم. به نظر خیلی‌ خوش تیپ تر از آن چه هستم میاید. و من واقعاً از شما برای این هدیه زیبا تشکر می‌کنم. این هدیه برای من نیست بلکه به سازمان ملل متحد است. تا زمانی‌ که سازمان ملل متحد وجود خواهد داشت آنجا خواهد ماند و من از شما بسیار تشکر می‌کنم.

باز هم اگر اجازه دهید کلام شاعر سعدی را نقل قول می‌کنم. این کلام به من انگیزه میدهند که در کنار همه کسانی‌ که به دنبال عدالت بیشتر، فرصت بیشتر و نقش بزرگتری در ترسیم سرنوشت خود دارند، بایستم.

خانم‌ها و آقایان،

اجازه دهید که همه ما، بیش از همه، سهم سازنده‌ای در راهکار یابی‌ برای مشکلات جهان در چنین زمانی‌ مملو از چالشهای عمیق و تغییرات، داشته باشیم.

از توجه شما متشکرم. از شما ممنونم.

۱۳۹۱ مرداد ۲۶, پنجشنبه

اطلاعیه :جنبش فعالان حقوق بشر ایران هیچ دفتر و نماینده امدادی برای جمع آوری کمک های نقدی در داخل و خارج از کشور ندارد


اطلاعیه جنبش فعالان حقوق بشر ایران
در شرائطی که هم وطنان ما در آذربایجان نیاز به کمک فوری و اضطراری دارند ، متاسفانه به دلیل ایجاد فضای امنیتی نظامی در کشورکه از حضور نمایندگان  تشکل های مردمی  در مناطق آسیب دیده جلوگیری بعمل می آورد ، بسیاری از تشکل ها و از جمله تشکیلات جنبش فعالان حقوق بشر ایران  از انجام وظیفه  در کارزار کمک رسانی به مناطق آسیب دیده محروم می باشند ، از سوی دیگر و به موازات محدودیت های داخلی ، محدودیت در زمینه فعالیت در حوزه تحریم های بین المللی امکان جمع آوری کمک های مالی در خارج از کشور را مسدود نموده است ، از این رو جنبش فعالان حقوق بشر ایران  بدین وسیله اعلام می دارد که هیچ دفتر و نماینده ای در داخل و خارج از کشور به جهت جمع آوری کمک های مالی برای ارسال به مناطق آسیب دیده از زلزله آذربایجان ندارد و نخواهد داشت ، لذا وظیفه هر یک از ما حکم می کند که در قالب حرکت های فردی و گروهی انساندوستانه ، بی درنگ و بدون توقع از حاکمیتی که تنها به مصائب ملت می افزاید به سوی مناطق خسارت دیده شتافته و سهمی در التیام درد های سنگین عزیزانمان داشته باشیم.
دبیرخانه جنبش فعالان حقوق بشر ایران
بیست و ششم مرداد ماه هزارو سیصدو نودو یک
 شانزدهم اوت دوهزارو دوازده

۱۳۹۱ تیر ۲۹, پنجشنبه

منشور مطالبات سیاسی ملت


                         
بدون حضور احزاب و نیرو های سیاسی متنوع در جامعه ، هر انتخاباتی فاقد صلاحیت ملی و سیاسی است .

                   منشور مطالبات سیاسی ملت
                  جنبش فعالان حقوق بشر ایران

1 – داشتن حق    ایجاد تشکل سیاسی در قالب تشکیلات سیاسی برای همه نیرو های سیاسی موافق و مخالف در داخل کشور  .
2 داشتن حق فعالیت سیاسی در زمینه ابراز عقیده ، ایراد انتقاد و مخالفت سیاسی برای کلیه افراد جامعه با هر نژاد ، رنگ ، جنس ، مذهب ، قومیت و عقیده سیاسی. 
3 – داشتن حق  تبلیغ و ترویج عقاید و نظریات و خط مشی سیاسی گروه ها ، سازمان ها و احزاب  تا مرحله تبلیغ آرمان سیاسی ایشان ، بدون محدودیت و بدون سانسور .
4 داشتن حق برگزاری میتینگ و تظاهرات بدون خشونت  ، به مثابه حمایت یا اعتراض یا مخالفت ،  برای کلیه تشکل های سیاسی جامعه.
5 تضمین حفظ امنیت سیاسی ، حقوقی ، اجتماعی ، فردی ، اقتصادی ، بهداشتی ، آموزشی کلیه شهروندان به عنوان دارندگان عقیده سیاسی و حق رای ، چه در قالب تشکیلات سیاسی ، چه مستقل ، از هر رنگ ، نژاد ، قوم ، جنس ، مذهب   و با هر عقیده ای ، حتی اگر صاحب عقیده ای باشند که تنها یک نفر آن را پذیرفته باشد .
6 داشتن حق حضور سیاسی علنی، ارائه و تبلیغ افکار بصورت علنی  و فعالیت سیاسی علنی  در جامعه ، چه به صورت مشارکت در امور سیاسی کشور ، و چه خارج از آن ، حق کلیه نیروهای سیاسی کشور است ، به این معنی که کسب اکثریت آراء در طی انتخابات ، دلیل بر نفی یا حذف حضور نیروهای مخالف سیاسی نمی باشد و مخالفین می توانند به فعالیت علنی خود ادامه دهند ، بدیهی است که تنها در این صورت است که دلیلی برای توصل به خشونت و حرکت مسلحانه از جانب گروه های سیاسی ای که در اقلیت قرار می گیرند ، باقی نمی ماند . 
7 تنها مرجع تصمیم گیرنده در مورد صلاحیت حضور سیاسی افراد به عنوان کاندید ، در انتخابات سیاسی ، آراء عمومی مردم می باشد که از طریق انتخابات آزاد و بدون محدودیت و بدون نظارت استصوابی دولت یا هر مقام دیگری در کشور به عرصه ظهور می رسد. اما در عین حال ، گروه های سیاسی مخالف ، اعم از فرد سیاسی یا تشکل سیاسی ، می توانند آزادانه ، دلائل مخالفت خود را با کاندیداتوری فرد یا تشکل مربوطه در عرصه انتخابات ، در سطح افکار عمومی جامعه مطرح نمایند .   نمایندگان هر یک از نیرو های سیاسی مخالف یا موافق حق دارند که به عنوان ناظر در محل آماده کردن صندوق های خالی رای تا انتقال آن به محل برگزاری انتخابات  ( محل استقرار صندوق راِی )،جریان رای گیری و  انتقال صندوق های رای به اماکن ویژه شمارش آرا و بر عملیات شمارش آرا، تا مرحله نتیجه انتخابات  حضور یافته و نسبت به سلامت یا عدم سلامت برگزاری انتخابات، گزارش مصور یا غیر مصور تهیه کنند .
8 حق استفاده یکسان و مساوی کلیه نیروهای سیاسی از کلیه رسانه ها ، جرائد ، تریبون های عمومی کشور ، اعم از دولتی و خصوصی ، در ایراد بیانیه ها و مناظره های سیاسی ، به جهت ایجاد فرصت انتخاب برای مردم ، در تعیین سرنوشت سیاسی خود و همینطور حق داشتن کلیه ابزار های اطلاع رسانی ،  اعم از  اینترنت ، مدیا ، انتشارات .. و رسانه غیر دولتی ، به عنوان ارگان سخن پراکنی در جهت انتقال آگاهی و دیدگاه های سیاسی خود به مردم . 
9 امکان در خواست رفراندوم عمومی به وسیله کلیه احزاب و سازمان ها و گروه های سیاسی و حتی شخصیت مستقل سیاسی ، که با اتکاء به کمپین آرای 10% از جمعیت کل کشور ، مطابق با آمار رسمی روز ،  در هر شرائطی که فعالین سیاسی کشور ضرور بدانند و  با هزینه خود ، علیه هر موضع سیاسی ، شخصیت سیاسی صاحب قدرت ، مفاد قانونی ، تغییر قانون ، یا تغییر قانون اساسی یا حتی تغییر نوع حکومت ، به صورت رای گیری در یک انتخابات آزاد و تحت نظارت ناظران بین المللی می توانند  برگزار کنند  ، و در صورت جمع آوری آراء 10 % از  جمعیت کل کشور ، موضوع مورد اختلاف را  به رفراندوم عمومی فوق العاده بگذارند .
10   ارتش و نیروهای نظامی کشور تنها مسئولیت دفاع  در مقابل یورش   نیرو های متجاوز خارجی را داشته و   حق دخالت و اعمال نفوذ و تحمیل عقیده درهیچیک از  امور سیاسی کشور را ندارند ، اما هر یک از افراد ارتش ، خارج از اشتغال نظامی خود ، همچون سایر افراد جامعه باید  از حق رای بر خوردار بوده و رای فردی خود را در محل استقرار صندوق رای که می بایستی قطعا خارج از پایگاه ها ،  پادگان ها ، و اماکن  نظامی باشد به صندوق رای بیاندازد   . بدیهی است که هریک از زنان و مردان ارتش ایران و نیرو های امنیتی کشور  تنهاو تنها  به مقابله با تجاوز خارجی مقید بوده و می بایستی نسبت به اجرای مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر در سرزمین ایران که وجه تضمین آزادی ملت است وفادار بوده و قسم یاد کنند  .
هیئت موئسس جنبش فعالان حقوق بشر ایران    

۱۳۹۱ تیر ۲۱, چهارشنبه

آقاى احمد شهيد ...ما مسئولین کشور را به تحمیل مرگ تدریجی به زندانیان سیاسی بیمار ، متهم می کنیم ..


  • آقاى احمد شهيد
    نماينده محترم كميسارياى عالى شوراى حقوق بشر و گزارشگر ويژه در زمينه پيگيرى موارد مربوط به نقض حقوق بشر در ايران .
    "ناظران بين المللى می بایستی هر چه سريعتر  بر وضعيت کلیه زندانيان سياسى بيمار در زندان هاى جمهورى اسلامى نظارت داشته باشند و عمليات درمانى آنها را دقيقا كنترل و پى گيرى كنند ".
    از آنجا كه نظام جمهورى اسلامى با اتكاء به اصل چهارم قانون اساسى رسمى و جارى خود دركشور ، نقض كننده حقوق بشر در ابعاد گسترده سياسى ، اقتصادى و اجتماعى است و از آنجا كه در طى سه دهه اخير نشان داده كه نسبت به سركوب و کشتار مخالفين سياسى و  فعالین مدنى و صنفی  مستقل  از هيچ روشى فرو گذار نكرده و نخواهد كرد و به رعايت هيچيك از اصول و حقوق انسانى پاينبد نبوده و نمى باشد ، بيم آن مى رود كه با استفاده از شيوه هاى ضد انسانی مبادرت به بيمار نمودن زندانيان سياسى ، تشديد بيمارى ایشان و يا با اتکا به سهل انگاری عمدی نسبت به رسيدگى كامل پزشكى ، آنها را به ورطه مرگ تدريجى كشانيده از ميان ببرند .

    لذا با استناد به دلائلى كه نشان مى دهد جمهورى اسلامى در بسيارى از موارد به دليل اهمال و كوتاهى در درمان زندانيان سياسى بيمار در زندان ها و همچنين اعمال رفتارى كه تحمل بيمارى را سخت تر و پيشروى بيمارى را براى زندانيان سياسى بيمار تسهيل نموده است ، جنبش فعالان حقوق بشر ايران ، مسئولین سیاسی و قضائی  كشور را عامل تشدید و بحران بیماری زندانیان سیاسی دانسته و آنها را به تحميل مرگ تدريجى به زندانيان سياسى بیمار متهم مى كند و از جامعه بين المللى و شوراى حقوق بشر مى خواهد كه هر چه سريعتر نسبت به جلوگيرى از تداوم اين روش دهشتناک و ضد بشری كه به مثابه شكنجه و كشتن تدريجى زندانيان سياسى است اقدام نموده و با اعمال فشار و در خدمت گرفتن مكانيزم هاى هشدار دهنده و بازدارنده و همچنين نظارت مستمر بر سلامتى و بهداشت محيط زندانيان سياسى در زندان هاى جمهورى اسلامى ، روند درمان ايشان و آزادى زندانيان سياسى بيمارى را كه نياز به مراقبت هاى ويژه دارند  مورد پی گیری دائمی قرار دهند و جان بسيارى از زندانيان سياسى بيمار را از خطر مرگ تدريجى برهانند.
    با احترام
    دبيرخانه تشکیلات جنبش فعالان حقوق بشر ايران
    ٢١ تيرماه ١٣٩١
    ١١ جولاى ٢٠١٢

۱۳۹۱ خرداد ۲۹, دوشنبه

گزارش اولین جلسه از برگزاری دادگاه بررسی جنایات دهه شصت ، در زندان های جمهوری اسلامی



گزارش رسانه ای جنبش فعالان حقوق بشر ایران با اردوان زیوران ، زندانی سیاسی سابق در زندان های جمهوری اسلامی و عضو تیم برگزاری کارزار ایران تریبونال که در سالن ساختمان حقوق بشر بین الملل در لندن صورت گرفته است .
اردوان زیوران :
گزارش  جلسه امروز کارزار با سخنرانی افتتاحیه جان کوپر شروع شد و پس از آن ابتدا به ترتیب پرونده هائی که  قبلا برای  کمیته یا  کمیسیون حقیقت یاب توسط کمیته راهبردی حقوقدانان ایران تریبونال تشکیل شده بود  مورد بررسی قرار گرفت و از برای جمع آوری مستندات هشتاد پرونده از ساعت 9 صبح به این طرف ، چیزی در حدود 10 الی 15 نفر شاهدان حقیقی و حقوقی و یا جان بدر بردگان از زندان های دهه 60 جمهوری اسلامی ، تا الان که ساعت 2 بعد از ظهر است برای ادای شهادت در زمینه جنایات دیده شده ، به ثبت رسیده و یا  اعمال شده بر روی خود شاهدان  در مقابل کمیسیون حقیقت یاب و در مقابل بیش از 200 نفر حاظرین که از حقوقدان ها ، زندانیان جان بدر برده و خانواده های کشته شدگان دهه 60 زندان های جمهوری اسلامی هستند  مطرح گردیده .و اسناد قابل ثبت این مشاهدات  در تاریخ مبارزات ازادیخواهانه مردم ایران را به محکمه ارائه دادند .
رئیس کمیته حقیقت یاب ، موریس کاپیتورن است ،  که ازتورنتو کانادا به لندن  آمده و تیم حقوقی 5 نفره دادگاه را ،  برای تهیه کیفر خواستی که قرار است در طی چهار ماه آینده ، اواخر اکتبر 2012 ، 26 و 27  و برای مرحله بعدی دادگاه که مرحله اعلام جرم علیه جمهوری اسلامی است سازماندهی می کند تا این کیفرخواست را به شهر لاهه  برده تا علیه جمهوری اسلامی و به  جرم جنایت علیه بشریت اعلام جرم کنند ، کیفر خواستی   که بر اساس شهادت زندانیان جان بدر برده و خانواده هائی که عزیزانشان قتل عام شده اند فراهم گردیده و امروز با بیان قسمتی از این جنایات تکان دهنده ، همه حاضرین در دادگاه را شدیدا منقلب و متاثر نمود .
نوع دادگاهی که در حال برگزاری است مشابه نوع دادگاهی است که راسل در سال 1967 برای محاکمه جنایات آمریکا در ویتنام برگزار کرد .
برتراند راسل به کمک سیمون دوبوار و بسیاری از اندیشمندان و چهره های بین المللی طرفدار حقوق بشر توانستند جنایات آمریکا در ویتنام را در این دادگاه مطرح و محکوم کنند و در نتیجه افکار عمومی دنیا را نسبت به این نوع جنایات که بر علیه بشریت صورت می گرفت برانگیزانند .
دادگاه ایران تریبونال نیز به همان شکل عمل می کند و اگر چه نمادین است و قدرت اجرائی از نظر محاکم بین المللی را دارا نیست ، اما اعمال ضد بشری و جنایات جمهوری اسلامی را در مقابل افکار عمومی ملت ایران و افکار عمومی مردم جهان به محاکمه می کشاند
توجه داشته باشید که این دادگاه ، در حال حاضر،  تنها به بررسی جنایات یک دهه جمهوری اسلامی می پردازد ، در حالی که نظام جمهوری اسلامی به شیوه های متفاوت و در طی سه دهه و ابتدای دهه چهارم ، همواره مرتکب جنایات متعدد شده و به کشتار فرزندان ملت در داخل و خارج از کشور پرداخته ، که قطعا باید به همه این موارد اشاره شده و تک تک آن ها مورد بررسی محاکم مردمی و بین المللی بعدی قرار بگیرند .
یکی از انگیزه های اصلی  برگزاری چنین دادگاهی به اعتقاد ما متهم کردن   دولت های  غربی طرف معامله جمهوری اسلامی در دهه 60 می باشد که با سکوت خود بر روی  جنایات خوفناک جمهوری اسلامی در دهه 60 سرپوش گذاشتند  .
این دادگاه ، یک دادگاه مردمی است که بدون کمک گرفتن از دولت های بیگانه یا سازمان های بین المللی و تنها به کمک و همت خود زندانیان سیاسی و خانواده های کشته شدگان دهه 60 برگزار می گردد .
بیست ونهم خرداد ماه هزاروسیصدو نود و یک ، معادل هجدهم جون دوهزارو دوازده
نماینده رسانه ای جنبش فعالان حقوق بشر ایران

۱۳۹۱ خرداد ۱۴, یکشنبه

متن خطابه سخنگوی جنبش فعالان حقوق بشر ایران در پایان مراسم " شب شعر آزادی "


 متن خطابه سخنگوی جنبش فعالان حقوق بشر ایران 
در پایان مراسم " شب شعر آزادی "


با درود و سپاس به همه شما عزيزانى كه با آمدن به اين مكان بر زنده بودن روح آزادگى در ميان ايرانيان و حمايت از مبارزين راه آزادى صحه گذارده ايد

پيش از هر چيز  من به نمايندگى از طرف تشكيلات جنبش فعالان حقوق بشر ايران ، از حضار محترم دعوت مى كنم كه براى گرامى داشت یاد با ارزش همه كشته شدگان راه آزادى  از انقلاب مشروطه تا به امروز كه هر يك به نحوى از انحاء در طى مبارزه مدنی و سیاسی  با استبداد ، حيات و زندگى خود را هدیه  كرده اند و با احترام به زنان و مردان آزاده ای  كه هم اكنون در اسارت سياه چال هاى نظام استبداد فعلى هستند وهمچنین با ادای احترام به خانواده های همه این عزیزان که مصائب سنگین تری را تحمل می کنند ، از جاى بر خيزيم و يك دقيقه سكوت اختيار كنيم .

به خاطر مى آورم زمانى را كه شبكه هاى فارسى زبان خصوصى در خارج از ايران شروع به فعاليت كردند .. به خاطر مى آورم كه گاهى كسانى از اين تريبون ماهواره اى استفاده مى كردند و با انتقاد تند از نظام استبداد جمهورى اسلامى  بسيارى از مردم داخل كشور را به هيجان مى آوردند ، همه به خاطر داريم كه گاهى مجريان اين شو هاى سياسى تلويزيونى ، مردم را به بيرون آمدن از خانه و وارد شدن در خيابان هاى اعتراض فرا مى خواندند .
 براى ما كه مبارزه با نظام استبداد را بسيار جدى تر از واكنش به يك شوى تلويزيونى مى ديدم ، اين حوادث مثل يك سرگرمى خانگى بود كه فقط توجه مخاطبين تلويزيونى را از شبكه هاى دولتى مى گرفت و به شبكه هاى منتقد خارج از كشور معطوف مى داشت .

اما گاهى از دل همين واريته هاى ظاهرا سبك ، وقايعى بروز مى كرد كه تجربیات شگفت انگيزى به بار مى آورد ، من مى خواستم ببينم كه اين در خواست هاى تلويزيونى تا چه ميزان بر روى مردم ، يا لااقل آن بخش از مردم   كه بيننده اين شبكه ها بودند تاثير مى گذاشت ، برای همین   به محلى رفتم كه قرار بود مردم به شيوه اعتراض سكوت در آنجا تجمع كنند ، در مقابل دانشگاه تهران ، خيابان انقلاب ، شايد حدود ٨ يا ١٠ سال پيش ، درست به خاطر نمى آورم 
وقتى رسيدم  انبوه مردمى رو ديدم كه  به همون شكلى كه شومن تلويزيونى مقرر كرده بود در مقابل دانشگاه تجمع كرده بودند . مجموعه ای از ماموران پليس ، ماموران امنيتى، لباس شخصى ها و بسيجى ها  با  جملات ركيك ، ناسزا و بد رفتارى و خشونت به مردم یورش می بردند  و  اونها رو از داخل و خارج از جمعيت محاصره می کردند  ، ترافيك سنگين خيابان انقلاب كه تا حدود دو سه  ساعت منجمد شده بود  نشون مى داد كه غیر از من ، كسان ديگرى هم بودند که  با نا با ورى و بهت به اون جمعیت خیره شده بودند ، انبوه جمعيت ، زن و مرد و پیر و جوان و كودك از میان هم می گذشتند و گوئی با چشم های خود به یکدگر پیام همبستگی می دادند ، گاهى ناگهان دو سه نفر از پشت به يك جوان يورش آورده  و اونرو با ضرب و شتم از داخل جمعيت بيرون مى كشيدند و به داخل ماشین های نیروی انتظامی می بردند  و این همچنان تکرار می شد .

باور نمى كردم ...  اينها بيرون آمده اند كه اعتراض كنند ، ما هم رفته بوديم كوى دانشگاه كه به سركوب دانشجويان خوابگاه اعتراض كنيم ... اما پذيرفتن هزينه و خطر كردن در خيابان ، براى دعوت یک شومن تلویزیونی  ؟؟؟
چه وجه مشتركى مى توانست بين ما واونها باشد كه هر دو را براى اعتراض به خيابان بكشاند و در تير رس سركوبگران نظام قرار بدهد !!

شايد بسيارى از اونها در اعتراض خوابگاه هم حضور داشتند و شايد بسيارى از معترضين خوابگاه هم  در اينجا ..در محل قرارى كه يك شومن تلويزيونى هماهنگ كرده بود !! .. قراری که بهانه ای شد برای اعتراض و همبستگی ..

اين يك تجربه زى قيمت بود ... یک تجربه  گرانبها

ما از همان سالهاى نخستين پس از انقلاب در مقابل نظامى قرار گرفته بوديم كه به جسارت و شجاعت ملت  در پرداخت هزينه  براى دست يابى به زندگى بهتر واقف بوده است ، نظامی که  گلوى ملت را پيش از آنكه نفسى بالا بيايد بريده است ، كه مبادا اين نفس ،  فريادى ، اعتراضى ، انتقادى را به همراه داشته باشد .

این نظام ، نيروهاى سياسى را وقتى سركوب نموده است  ، كه هنوز بر اريكه سياسى كشور حضور نيافته بودند ،  هواداران كم سن وسال عقايد سياسى را  وقتى از ميان مدارس و دبيرستان ها جمع كرده در سلول هاى اوين ريختند   كه هنوز فعاليت سياسى جدى ای را تجربه نكرده بودند ، بسیاری از این جوانان و نوجوانان از سر لجاجت با نیروئی که عقاید خود را به زور تحمیل می کند ،  بر روی مواضعی  که شاید چندان اطلاع و آگاهی کاملی ازآن نداشتند ایستادند ..   
دانشگاه ها را وقتى بستند كه دانشجويان هنوز طعم دانشگاه مستقل و آزاد را نچشیده بودند ...

نویسندگان معترض كشور را با اين احتمال كه  ممکن است فردا رهبرى فكرى جنبش اعتراضى ملت را در اختيار بگيرند كشتند ..
 
سياستمداران معترض و تنهاى خارج از كشور را به جرم اينكه احتمال دارد در آينده خطرى جدى محسوب شوند تکه پاره کردند ..
 
زندانیان سياسى را به جرم اينكه احتمال دارد پس از خروج از زندان به فعاليت سياسى خود ادامه بدهند  قتل عام كردند ،  همان نوجوانان هوادارى  كه هنوز فرصتی برای  تجربه فعاليت جدى و زندگی  در عرصه سیاسی را بدست نیاورده بودند  ..
 
ما با چنين استبداد سياهى مواجه هستيم   كه
گلوى ملت را پيش از آنكه نفسى از آن  بالا بيايد مى درد   كه مبادا اين نفس ، اعتراضى را با خود به همراه آورد و به فرياد برساند

اما روى ديگر این سکه آن  است كه ما در آغوش ملتى هستيم كه اگر چه ابزار پيروزى در اين مبارزه را در اختيار ندارد ، اماهميشه اعتراض پنهان خود را براى فرياد  از درون گلوى بريده  آماده دارد ،  ما با چنين ملت بزرگى مواجه هستيم .
ملتى كه وقتى در عقب مانده ترین  منطقه جغرافياى سياسى ، بحث حدوث مدنيت و حقوق انسانى به وسيله مشروطيت مطرح گرديد ، جان فشانى ها كردند ..
ما در آغوش چنین ملتی هستیم ..
خيال نكنيد كه مردم مطالبات خود رو نمى شناسند ، مطالبات مردم ما چيز پيچيده اى نيست  درهمان حد و حدودى است  كه مفاد اعلاميه حقوق بشر تعيين كرده ، آزادى بيان ،  براى آنكه بتوانند در هر موقعيتى مطالبات و مشكلات خود را بيان كنند و نسبت به پایمال شدن این مطالبات اعتراض کنند ، آزادى تشكل هاى صنفى و مدنى براى آنكه بتوانند مطالبات خود را تا مرحله تحقق آن دنبال كنند ، حالا مى خواهد  صنفى باشد ،  مثل حق  داشتن تشکل های مستقل و آزاد ، افزايش دستمزد ، كنترل فشار كار ، امنيت شغلى ، بيمه بيكارى و مسائلى از اين دست ،  یا  آزادی فعالیت مدنى  در حدود بر چيدن همه تبعيض هاى موجود در جامعه ، براى دست يابى به برابرى جنسی  ، برابرى اقوام ، آزادى عقيده ، آزادى مذهب و بالاخره آزادى فعاليت سياسى و مشاركت در مديريت سياسى  كشور به وسيله انتخابات آزاد ،  تا اين امكان را داشته باشند كه به اختيار خود و با حق انتخاب آزاد و بدون محدوديت ، سرنوشت جامعه خود را به دست خود رقم بزنند . اينها مطالبات ساده اى هستند ،  مطالبات اوليه و بدوى افراد ملت ما هستند كه از آن محرومند ، اما به خوبى به آن آگاهند  ، به آن آگاهند  چون اینبار وقتى به خيابان هاى سياسى آمدند حق راى خود را مطالبه و بر روى آن پافشارى كردند . همان مطالبه ای که می توانست کلید طلائی تغییر را در دست های زخم دیده مردم بگذارد  ، اما اينكه چرا ادامه ندادند ،  مسئوليتش متوجه مردم نيست ، تداوم حركت جنبش با تظاهرات سكوت تحقق نمى يابد ، چطور امكان دارد جنبش اعتراضى تداوم بيابد در حالى كه دهان معترضين را به مهر سكوت مى دوزند ، چطور امكان دارد كه طبقات و اقشار متفاوت جامعه به وجوه اشتراك خود در اعتراض عليه نظام استبداد پى ببرند  در حالى كه نمى توانند شعار هاى يكدگر را بشنوند ، چطور مى تواند يك جنبش اعتراضى رشد كند در حالى كه رهبران آن اگر چه مى گويند كه داعيه رهبرى ندارند اما مردم را به بازگشت به دوره اى مى خوانند كه ملت ما هنوز داغ مصائب سنگين آن دوره را در زندگى خود احساس مى كند...
چطور مى توانيم انتظار داشته باشيم كه همه اقشار و طبقات ملت ،  خیابان های سیاسی کشور را اشغال کنند اما حق نداشته باشند که  مطالبات جدی خود را فریاد بزنند   ، چطور مى توانيم چين انتظارى داشته باشيم !!!
آنهائی که دعوت به سکوت می کنند  دست مردم را از ابزار مبارزه مدنی ، سیاسی خالی  می کنند ، آنها به عاقبت چنین تاکتیک هائی واقف نیستند ، خیال می کنند که به این وسیله می توانند جنبش را در سکوت مرگ  از نفس بیاندازند و زمین گیر کنند ،  آنها دست بر گلوی بریده مردم می گذارند  که مبادا حوزه مبارزه درون حکومتی  به اندازه عدم تحمل ساختار حکومت باز شود  ..
جنبش آزادیخواهی  نمی میرد ، ممکن است رنگ و اسم و خصائص ظاهری اش  تغییر کند  اما نمی میرد ، جنبش آزادیخواهی پدیده ای تحول پذیر است ، در طول مسیر حرکت خود تجربه های روند تاریخی خود را گرد می آورد تا ما بتوانیم این تجربیات را در تداوم حرکت جنبش به کار بگیریم  ، آنها که تصور می کنند می شود با سرکوب و فریب توده های مردم ،  جنبش را از نفس انداخت و خط پایانی برایش ترسیم کرد  مثل همه اسلاف تاریخی خود اشتباه می کنند ،   هرگز براى حركت هاى آزاديخواهانه مردم پايانى وجود ندارد ، مگر آنکه به نتیجه برسد ،  همه اين حركت ها بخشى از ضرورت تداوم و تحول و تکوین جامعه ایست که مسیر  دست يابى به آزادى و برابرى ملت را طی می کند ،  جنبش آزاديخواهى مردم نمى ميرد چون از درد ها و مصائب مردم تغزيه مى كند ، اما اگر نتوانيم به ضعف هاى اساسى خود در این  مسیر پى ببريم  و اگر نتوانيم  برنامه سیاسی منسجمی برای حرکت به جلو داشته باشیم   پيروزى آن را به تاخير انداخته ايم  و اين به معناى افزودن  به مصائب ملت است ، مصائبی که مسئولیت آن بر عهده ما می باشد ،  اگر قرار است كه در اين مورد احساس مسئوليت كنيم  بايد در كلام و عمل صراحت داشته باشيم ، بايد با پافشارى بر روى مطالبات واقعى ملت ، اعتماد ملت را به دست بياوريم  چون بدون این اعتماد ، ما از همراهی مردم بی نصیب خواهیم ماند و  اين تنها كليد طلائى دست يابى به نجات جامعه را از دست خواهیم داد  .
دوستانى در اپوزيسيون درون حکومت مى گويند كه با اتكا به نافرمانى مدنى مى شود شرائطى بوجود آورد كه انتخابات و تشكل هاى مدنى از طريق نافرمانى مدنى تحقق يابند ، ما هم روش نافرمانى مدنى را قبول داريم ، اما نافرمانى مدنى شما ابزار چه هدفى است ؟  اين تاكتيك مى خواهد ما را به كجا برساند ؟  آيا مشكل ما فقط سلطان خامنه ايست ؟ مشكل ما شخص نيست ،  مشكل ما آن عوامل و قوانينى است كه به فقها اجازه مى دهد كه مسير سلطان شدن را بى دغدغه طى كنند ، مشكل ما ديدگاه فقهى است كه از دوران مشروطه به اين سو  در قانون اساسى و در قوانين و مقررات كشور نهادينه شده است ، ما نمى خواهيم با ابزار نافرمانى مدنى ، اصلاح طلب ها را به قدرت باز گردانیم تا شريك قدرت نظام شوند ، یا  به زعم خود  با تغيير رهبرى نظام   تعادل درون حكومت را به سود خود تغيير دهند ، این پاسخ مطالبات ملت  را نمی دهد ، مشكل این مردم ، اصل چهارم قانون اساسى نظام استبداد است كه منشاء تبعيض و نابرابرى و فقر و فلاكت ملت است ، منشا نقض حقوق ملت است ، منشا نقض حقوق بشر است . ما هم ،نافرمانى مدنى را به عنوان تاكتيك نهائى خود پذيرفته ايم  اما نافرمانى مدنى اى كه با حركت مدنى به سوى برگزارى رفراندوم براى تغيير بنيادى قوانين اساسى كشور پيش برود ، اگر قرار است كه انتخابات آزاد را به وسيله نافرمانى مدنى به حاكميت تحميل كنيد ، پس رفراندوم براى تغيير بنيادى قوانين اساسى كشور را هم مى شود با اتكا به نافرمانى مدنى به نظام تحميل كرد ،  شما از برگزارى انتخابات آزاد در چهارچوب همين نظام سخن مى گوئيد  اما آن انتخاباتى كه شما به عنوان انتخابات آزاد از آن سخن مى گوئید ،  تنها براى جناح هاى درگیر  درون حكومت كه به قانون اساسى جمهورى اسلامى التزام دارند  آزادی می آورد ، مگر مى شود شرايط انتخابات آزاد را داشته باشيم بى آنكه همه نيروهاى سياسى با هر عقيده اى در این انتخابات حضور داشته باشند ؟  نیروهای سیاسی ای که اجازه فعاليت سياسى در كشور را ندارند  . آزادى اى كه شما از آن صحبت مى كنيد مثل همه شعارهای سیاسی دیگر اتان انحصاری است  ومثلا در مورد آزادی زندانیان سیاسی   تنها  شامل آزادى بخشى از زندانيان سياسى كشور مى شود که به قانون اساسی نظام استبداد التزام دارند ،  آن آزادى  كه شما از آن صحبت مى كنيد ، آزادى فعاليت براى كسانى است كه به قانون اساسی این کشور  كه همه مطالبات واقعى مردم را زير پا مى گذارد صحه مى گذارند ، شما فاقد يك برنامه سياسى منسجم  برای کسب مطالبات همه اقشار و همه طبقات مردم هستید و تنها می توانید   توان مردم  را برای جابه جائی قدرت در چهار چوب همین نظام  به کار بگیرید و  به هدر بدهید ، بدون تغيير بنيادى قانون اساسى  نمى توانيم انتخابات آزاد داشته باشيم ، بدون تغییر بنیادی قانون اساسی  همه حرف ها و وعده های سیاسی از جانب هر نیروئی که مطرح شود ، وعده سر خرمن است  که آیا بشود و آیا نشود ،  شما رفرمیست های درون حکومت  خوب می دانید  که بحث ما در مورد تغییر بنیادی قانون اساسی کشور ،  کلید حل همه بحران های  فزاینده این کشور است ، اگر مبنای حرکت ما تحقق مطالبات جدی ملت است پس می توانیم  با اتكا به تحريم وسيع همه صور انتخابات و تحميل رفراندوم براى تغيير بنيادى قا نون اساسى كشور به شكل نافرمانى مدنى  به سوى نهادينه كردن حقوق بشر در كشور گام برداريم .چون اين تنها راه رسيدن به انتخابات آزاد است .
روی دیگر صحبت من  با طیف ها ی فعال و صدیق جنبش آزادیخواهی ایران است که هنوز در مقابل دو راهی اصلاحات حکومتی  و تغییر بنیادی ایستاده اند  و آنهائی که با تردید در مسیر اصلاحات درون حکومت گام بر می دارند.
 شما را به مصائب ملت قسم می دهم  که احتمال بدهید به اینکه ممکن است در مسیری غیر از مسیر مطالبات ملت گام بر می دارید .. و تردید خود را با بازنگری به آنچه که گذشته ، به یقین مبدل سازید ،  احتمال بدهید که  شايد مشكل اصلى  نه در محاسبات درون حکومت ، بلكه در خود صورت مسئله  یعنی در ساختار حکومت نهفته است  .
من  مبنای این جمله را از رساله دکارت وام گرفته ام  " گفتار در روش بکار بردن عقل در کسب مطالبات "
 به نمایندگی از سوی تشکیلات جنبش فعالان حقوق بشر ایران ، از حضور همه شما عزیزان در برگزاری مراسم " شب شعر آزادی " سپاسگزاری می کنم ..
پاینده باد راه و خاطره همه فرزندان آزادیخواه ملت ، چه آنها که دیگر در میان ما نیستند و چه آنها که در اسارت نظام استبداد هستندو باید با گام گذاردن در جهت پیروزی ملت  این امکان را بوجود بیاوریم که درهای زندان را بسوی فرزندان آزاده خود بگشایند  ..
سیزدهم خرداد ماه هزارو سیصد و نود و یک 
معادل دوم جون دو هزارو دوازده میلادی