۱۳۹۰ فروردین ۴, پنجشنبه

اعلامیه جنبش فعالان حقوق بشر ایران در ارتباط با پاسداشت زنان و دختران بزرگوار ایرانی

by Ic من می بینم on Monday, 08 March 2010 at 05:54
برای زنان این سرزمین ، خروج گام به گام ، از اندرونی های سیاه قاجاریه و حضور شجاعانه در جنبش آزادیخواهی مشروطه ، که با مصائب مضائف استبداد خانگی نیز همراه بوده ، نمادی از درک ضرورت مبارزه در جهت دست یابی به آزادی و برابری است ، و از آن زمان در پیمودن این مسیر ، نه تفکر پدر سالارانه و قبیله ای ، و نه بار سنگین استبداد حکومتی ، قادر به باز داشتن ایشان در شکستن گام به گام محدودیتها ی اجتماعی بر علیه زنان نبوده است ، و هر جا که بر جایگاهی فراتر قرار گرفته اند صدائی رسا تر یافته اند و بر مطالبات مساوات جویانه خود بیشتر پای فشرده اند . و امروز زنان بزرگوار کشور امان در مبارزات آزادیخواهانه ملت ایران ، نه تنها کوتاه تر از مردان نیستند ، بلکه در بسیاری موارد ، قامتی رفیع تر دارند ، و این شاید مناسب ترین تعریف از حضور فعال زنان در جنبش مدنی و آزادی خواهی ملت ایران باشد . اما آنچه می تواند به شکستن ساختار قبیله ای در استبداد خانگی و استبداد حکومتی ، هر دو بیانجامد ، استقرار قوانینی است که همه آزادی های بشری زنان و مردان را جامعیت ببخشد ، برابری زنان در گرو برابری حقوقی و مدنی جامعه نهفته است و این به دست نمی آید مگر با استقرار قوانینی که بتواند برابری را برای همه ابناع بشر ، از هر جنس ، رنگ ، نژاد ، مذهب و عقیده ، فراهم آورد .

جنبش فعالان حقوق بشر ایران ، بدینوسیله ، روز زن ، این نماد مبارزه در مسیر دستیابی به آزادی و برابری را ارج نهاده و پاس می دارد .

جنبش فعالان حقوق بشر ایران

www.icfreedomiran.com
http://icmanmibinam.blogspot.com/

ضرورت آگاهی از مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر

by Ic من می بینم on Friday, 11 June 2010 at 04:48
( ضرورت آگاهی نسبت به مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر... )

بدون درک مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر ، شناخت تناقضات درونی قوانین اساسی کشور و آگاهی نسبت به حقوق فردی و اجتماعی ملت ممکن نخواهد بود .

مفاد این اعلامیه ، نتیجه تجربیات تلخ بشریت از مصائب دوران جنگ دوم جهانی است که برای جلوگیری از حدوث دوباره فجایع ناشی از عملکرد حکومت های توتالیتر و فاشیست نگارش یافته و حاصل درد و رنج انسان های بیشمار است . طبیعی است که چنین اعلامیه ای نمی تواند مورد توجه حاکمان مستبد دنیا و از جمله حاکمان مستبد سرزمین ما باشد .

تاکید بر مفاد این اعلامیه از سوی ما ، تنها به جهت آگاهی ملت ، نسبت به شناخت حقوق انسانی خود در جامعه ایست که حاکمان آن ، با اتکا به نا آگاهی مردم ، قوانین اساسی کشور را خالی از تناقض و بی عیب و نقص معرفی می کنند .

اعتقاد ما بر اینست که باید بدانیم که برای کسب چه حقوقی گام بر می داریم تا در آینده نسبت به قوانینی که باید تضمین کننده آزادی ما باشند ، آگاهی و شناخت لازم را داشته باشیم .

درک مفاد این اعلامیه و تلاش برای کسب آن ، ما را از دریای شعارهای ذهنی بیرون کشیده و به شرائط عینی مطالبات واقعی ملت می کشاند .مطالباتی که بارها در طول تاریخ سیاسی ایران ، از دوران مشروطه به این سو در میان شعارهای ذهنی گم شده اند و هر بار به این دلیل ، ملت ما را متحمل مصائب سنگینی نموده اند .

جنبش فعالان حقوق بشر ایران معتقد است که بدون یک برنامه منسجم عینی که بر اساس مطالبات واقعی مردم تدوین شده باشد ، مبارزات آزادیخواهانه ملت ایران به نتیجه نخواهد رسید .

دبیرخانه جنبش فعالان حقوق بشر ایران

www.icfreedomiran.com
http://icmanmibinam.blogspot.com/

· · Share · Delete

آیا قانون اساسی کشور ظرفیت پذیرش اصلاحات را دارد ..

by Ic من می بینم on Thursday, 24 June 2010 at 02:36
" در قانون اساسی ما مشگلی وجود دارد ... تناقض وجود دارد ، یک ماده حق انتخاب آزاد می دهد به مردم ... و ماده دیگر حق انتخاب را می گیرد ... تا این قانون اساسی اصلاح نشود ، اصلاح که چه عرض کنم ، تغییر نکند ... ما این وضعیت را همچنان خواهیم داشت ."

محمد ملکی ، رئیس سابق دانشگاه تهران . ( مصاحبه با صدای آمریکا )

جنبش فعالان حقوق بشر ایران

www.icfreedomiran.com
http://icmanmibinam.blogspot.com/

ایجاد و پیوستن به تشکل های صنفی یک ضرورت است ..

by Ic من می بینم on Thursday, 24 June 2010 at 03:11
داشتن تشکل های صنفی آزاد و مستقل ، حق طبیعی و مسلم کارگران و همه صنوف کشور است و آن ها باید بتوانند تشکل های مستقل صنفی خود را بدون دخالت دولت برپا کنند و برای بدست آوردن خواسته های خود ، از قدرت این تشکل ها استفاده کنند .
حضور تشکل های مستقل صنفی ، تضمینی است برای کسب رفاه و امنیت صنوف کشور . حقوقی همچون طرح افزایش دستمزد ، تامین مسکن ، امنیت شغلی ، سهیم شدن در سود درآمد ، بیمه بیکاری و از کار افتادگی ، بازنشستگی و موارد دیگر که می توان با اتکا به تشکل های مستقل صنفی بدان دست یافت .
همه کارگران و کارکنان کشور اعم از یدی و فکری می بایستی از حق داشتن اتحادیه یا سندیکای مستقل بهره مند باشند ، تا بتوانند برای دفاع از منافع صنفی خود و سایر هموطنان کشور، نسبت به بی عدالتی های اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی واکنش نشان بدهند .
تشکل های صنفی مستقل باید حق داشته باشند که برای رفع هر نوع بی عدالتی اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی ، اقدام به اعتصاب عمومی کنند .

جنبش فعالان حقوق بشر ایران

www.icfreedomiran.com
icmanmibinam.blogspot.com

تکلیف کودکان کار چه شد ؟

)

by Ic من می بینم on Thursday, 24 June 2010 at 13:56
تامین هزینه های تحصیل و تحصیل رایگان ، حق مسلم کودکان این کشور است . اما بسیاری از کودکان کشور در زیر فشار کار سنگین و طاقت فرسا از گذراندن دوران شیرین زندگی کودکانه محروم اند و مجبورند برای تامین ارتزاق خانواده های تهیدست خود بیگاری کنند . آیا با وجود اینکه فرزندان یکی از ثروتمند ترین کشورهای دنیا هستند ، حق ندارند از یک شرائط حداقلی زندگی برخوردار باشند ؟... آیا این نتیجه خدمت دولت های نظام جمهوری اسلامی برای کودکان بیگناه این سرزمین است ، در حالی که میلیاردها دلار ثروت این سرزمین صرف جاه طلبی های نظام در کشور های دیگر می شود ؟

جنبش فعالان حقوق بشر ایران

www.icfreedomiran.com
icmanmibinam.blogspot.com

پس امنیت شغلی کجاست ؟

by Ic من می بینم on Thursday, 24 June 2010 at 15:33
مگر نه آنکه از میان بردن فقر و بیکاری وظیفه حکومت است چرا بعد از سه دهه ، هنوز به آمار فقر و مذلت و بیکاری اقشار زحمتکش جامعه افزوده می شود ؟
مگر نه آنکه هر حکومتی وظیفه دارد که هزینه زندگی کارگران کشور در دوران بیکاری را تمام و کمال پرداخت کند ؟
ثروت این کشور به چه کار این ملت می آید ، وقتی ، کارگرانی که کار می کنند ، از گرفتن حق خود .. دستمزد خود عاجز اند ، بیکاران که دیگر جای خود دارد ...پس امنیت شغلی کجاست وقتی اضطراب قراردادهای موقت ، وضعیت زندگی کارگران را نا بسامان می کند ؟
چه کسی پاسخگوی فقر و بیکاری و مشقت مردم است ؟ وقتی کارگران و زحمتکشان این کشور حق تشکل صنفی مستقل نداشته باشند ، تشکلی که می توانند مطالبات خود را بوسیله آن مطرح و پی گیری کنند ... پس چه باید بکنند ؟
آیا ضرفیت قانون اساسی کشور این است که حق تشکل را به ماده ای بدهد و به ماده دیگری پس بگیرد ؟
آیا سزاوار است که خودخواهی ، زیادی خواهی و جاه طلبی معدودی سوداگر اقتصادی ، ملتی را به مصائب سنگین فقر و بیکاری و مذلت وادار کند ؟...
پس امنیت شغلی کجاست ؟ چه کسی باید جوابگو باشد ؟

www.icfreedomiran.com
icmanmibinam.blogspot.com


جنبش فعالان حقوق بشر ایران

گوشزدی در مورد بیانیه هفتاد و دو تن ..

جنبش فعالان حقوق بشر ایران - ( نقد های درون جنبش آزادیخواهی ایران )

by Ic من می بینم on Friday, 16 July 2010 at 06:53
گوشزدی در مورد بیانیه هفتاد و دو تن
به اعضای - National-Liberalist
+ در تاریخ ژوئیه 16 و ساعت 11:57 قبل از ظهر -
گوشزدی در مورد بیانیه ی ۷۲ تن :
ما امضا کنندگان زیر به نمایندگی از بخشی از سه نسل جوان ایرانی این سه دهه -چه پرتاب شده به بیرون از مرزهای جغرافیایی ایران و چه بر جای مانده بر زیر چکمه ی استبداد مذهبی حاکم بر ایران- لازم میدانیم که نکاتی چند را به اطلاع این 72 نفر نویسنده برسانیم.
نیم نگاهی به واژگان به کار رفته و جهت گیری ویژه ی آن از سویی و شتاب زدگی این جماعت در انتشار آن از سویی دیگر، بیش از آن که انگیزه ی شگفتی ما بشود، بیشتر این را در ذهن ما بیدار کرد که اینها به راستی در کدامین سوی ایستاده اند و قلمشان در خدمت چه کسانی هست و در چه راستایی به دست میگیرند!؟
روشنفکر و نویسنده ی تبعیدی که همگام و همساز با رژیم، -با واژگانی همسان با رژیم- کورکورانه و شتابزده از چهارگوشه ی جهان، در گذاشتن امضای خویش بر پای بیانیه ای از هم پیشی میگیرند، به راستی چند هزار سال نوری از خواسته ها و دل نگرانیهای آرمانی نسل ما به دورند!؟
آنانی که در روند طبیعی زمان میباید به ما تجربیات تاریخی و چشم انداز فرهنگی و سیاسی خویش را پس از پیراستنها و آراستنها انتقال دهند، چگونه هنوز در انگاره های مدارهای کهنه و پوسیده ی به جای مانده از دوران جنگ سرد سرگردان و حیرانند!؟
به راستی چگونه میتوان زینسان چشم دل و گوش جان در این مرحله ی حساس تاریخی کشورمان بر آنچه که بر روی زبانهای جوانان ایرانی جاریست، فرو بست!؟
شعار «نه غزه، نه لبنان...جانم فدای ایران» و «فلسطین رو رها کن...فکری به حال ما کن» فریاد هوشیارانه نسلی است که بهای ندانم کاریهای پیشین و کنونی این طیف نویسندگان را بس سنگین پرداخته و می پردازند.
شگفتا! گویا بیشینه ی رسالت این قلم بر دوشان نیازی نیز به داشتن پیوندهای عاطفی و اخلاقی با مخاطبانشان نمی یابند!
چرا که بایسته و شایسته این بود که نقدی بر کارنامه ی فقر فرهنگی خویش و عدم روشنگری لازم را در ابتدای به یغما رفتن خواسته ها و آرمانهای مدنی خیزش 1357 پس از سپری شدن بیش از 30 سال از آن ارائه دهند.
دریغا که در این میان، اینان نه تنها پیشرو و پیشگام نمیباشند بلکه حتا انعکاس پژواک فریادها و خواسته های آنانی که در کارزار میهنی از میان آتش و دود و با خون خویش میخواهند این بیداری آرمانی را به گوش جهانیان برسانند هم نیستند!
عمق فاجعه اینجاست که علارغم تمامی تلاش رژیم حاکم بر ایران در این سالهای سیاه از برای معطوف کردن ذهن و اندیشه ی ایرانیان به پیوندهای کاذب و دروغین مذهبی با تمامی امت اسلامی، بیش از آنکه در ایران هوده ای در بر داشته باشد، ثمره ای بس ژرف در انگاره های صاحبان قلم این سوی داشته است!
خوشا جهانی که در آن تمامی مردمان به مساوات و آرامش زندگی میکنند و هر انسان یاری باشد از برای دیگری با تمامی زیباییها و دستاوردهای بومی و گروهی این جهان فرهنگی. این را همگان میدانیم و خواهانیم.
در همین راستا، خواهان معطوف کردن اندیشه و انگیزه به آنچه که در درون میهنمان میگذرد هم هستیم و به ویژه که بیش از سی سال است که میهنمان لحظه به لحظه به تاراج میرود.
از خیزش 57 با ورود یاسر عرفـات به ایـران، صدور نفت رایگان به سوریه، پرداخت کلیه ی هزینه های شبه دولت و ارتشِ حزب الله لـبنان و پـرورش هـمه جانبه ی «حماس» با تاراج سرمایه های ایران از سویی و سیاستهای جنگ افروزانه ی رژیم در منطقه از سویی دیگر، به راستی چسان این مانورها و ترفندهای رژیم از چشمان بصیرت شما پنهان مانده است!؟
آمار و ارقام سر به فلک میزند. شما بر روی زمین از نگریستن به آن ابا دارید!؟
شگفتا که حس انساندوستی ژرفتان هرگز در مورد آنچه که هم اکنون بر سر مردم ایران میرود به جوش نمی آید!
از آنچه که از فقر و گرسنگی بر سر مردم سیستان و بلوچستان تا خوزستان، از هرمزگان تا کردستان و در مجموع بر سر دور افتاده ترین مردمان ایران از پایتخت، از فروش دختران و زنان ایرانزمین در ممالک حاشیه ی خلیج پارس، از فروش اعضای بدن هم میهنانمان برای تامین کوچکترین احتیاجات روزمره ی زندگی، از فقر و فحشا و رنجی که هر روزه بیشینه ی مردمان ما با آن دست و پنجه نرم میکنند و...نشانی در نامه ها و بیانیه های سرگشاده ی جهان نمایتان نیست!؟
چگونه است که در مورد رنجها و دردهای مردمان چچن، افغان و...که خواهران و برادران زبانی و فرهنگی ما به شمار می آیند، قلمی به دست نمیگیرید!؟
چرا حس عمیق فرامیهنی! انسان دوستانه تان، شامل کردهای ترکیه نمیشود!؟
آیا خون فلسطینیان از خون مردمان ترکستان چین رنگینتر هست که شما در مورد آن سکوت کرده و میکنید!؟
یا اینکه روشنگری در مورد کشورهای بلوک غرب، تنها دغدغه ی شمایان است که از انگاره های "سرخ" فکریتان نشان دارد؟
در این میان اگر گروهی از شمایان در دهه ی پنجاه خورشیدی برای فراگیری جنگهای چریکی و آموزش نظامی در اردوگاههای فلسطینی به سر برده اید و بر این باور بودید که تنها راه مبارزه برای براندازی حکومت سلطنتی استبدادی پیشین بوده است و با این دید، جریان فلسطین را به مثابه ی یک امر ملی مینگرید، آگاه باشید که از بدو سقوط رژیم پیشین و با ورود یاسر عرفات به تهران، تا به امروز، همچنان ما تاوان این خبط بزرگ تاریخی شما را به ناچار باید متحمل شویم.
به هوش باشید که این کردارها، ارجحیت بخشیدنها و ندانم کاریها چه از روی سهو و چه به عمد، برآمدی به جز گسستن کامل پیوند مابین نسلها را به ارمغان نمی آورد.
در این بزنگاه تاریخی که وجدان بیدار جامعه ی جوان ایرانی از برای به دست آوردن حق و حقوق انسانی و شهروندی خویش اینسان به کارزار آمده و هزار دسیسه و ترفند جهانی از برای سرکوب این خواسته های به حق با متشنج کردن اوضاع در منطقه در کار است، دامن زدن به اینگونه آشوبها شایسته و بایسته نیست.
در جایی که حکومت ترکیه –عثمانی سابق- با سابقه ی درخشان خویش! پرچمدار دفاع از حقوق بشر باشد و حامیان وی، شیخ نشینان حاشیه ی خلیج پارس و گروه تروریستی "حماس"، به راستی نویسنده ی هراسان و سراسیمه ی ایرانی امضا کننده ی اینگونه بیانیه ها میتواند درخور اعتماد ما باشد؟
زمانی فرا خواهد رسید که تک تک شمایان باید جوابگوی بسیاری از کردارهای اینسانی خویش باشید.
زیرا که اینبار اینگونه کنشها و گسستن پیوندها نابخشودنی است.

امضاها به ترتیب اسامی میباشند:
بهرام آبتین - شبنم اسداللهی - تیرداد بنکدار - محمد خردمند - لهراسب زینالی - رضا عزیزی نژاد - احمد عشقیار - حسام فریاد - سعید قاسمی نژاد - نادر کاکاوند - شاهرخ مشکین قلم - میترا میرزا زاده
· ·

مجازات سنگسار

پذيرش سايت > سایت نوشته ها > گفتگو با آسیه امینی و علی گرجی، درباره‌ی اقداماتی جهت حذف مجازات سنگسار /پانته‌آ (...)

گفتگو با آسیه امینی و علی گرجی، درباره‌ی اقداماتی جهت حذف مجازات سنگسار /پانته‌آ بهرامی
29 تیر 1389 - - نسخه قابل چاپ
هرچند سنگسار به تصویب مجلس شورای اسلامی نرسیده و تنها مجمع تشخیص مصلحت در سال ۱۳۷۰ اظهار داشته است که فعلاً این قانون اجرا شود، در عمل این مجازات سنگین بدنی در ایران اجرا می‌شود. در واقع تا زمانی که مجلس شورای اسلامی، قانون لغو سنگسار را تصویب نکرده است، افراد در معرض اجرای این مجازات قرار دارند. علی گرجی، فعال حقوق بشر می‌گوید:
تنها سکینه محمدی نیست که در معرض این مجازات قرار دارد، بلکه خبرگزاری هرانا اعلام کرده ۱۴ نفر زیر حکم سنگسار یا در آستانه‌ی آن هستند که از این تعداد ۱۱ نفر زن و ۳ نفر مرد هستند. این نشان می‌دهد که علی‌رغم تلاشی که فعالان مدنی و فعالان بین‌المللی حقوق بشر تا به امروز در پیوند با رفع مجازات سنگسار انجام داده‌اند، به نتیجه نرسیده است.
حکم سنگسار جزو احکام امضایی است. این حکم در قبل از اسلام وجود داشته و در شبه جزیره‌ی عربستان اجرا می‌شده و اسلام تنها آن را امضا کرده و پذیرفته است. حال چرا جامعه‌ی ایران با ۶۰ درصد شهرنشین، میلیون‌ها نفر تحصیل‌کرده و حدود چهارمیلیون دانشجو، امروز، باید قوانین ۱۴۰۰سال پیشِ شبه جزیره‌ی عربستان را اجرا کند، جای تعمق دارد.
آسیه امینی، کنش‌گر کمپین مبارزه با سنگسار، در مورد فعالیت کمیسیون حقوق قضایی مجلس در یک سال گذشته می‌گوید:
در یکسال گذشته، کمیسیون حقوقی/قضایی مجلس شورای اسلامی، این ماده‌ی حقوقی را در لایحه‌ی پیشنهادی قو‌ه‌ی قضاییه مسکوت گذاشت، اما این اصلاً کافی نیست. اگرچه می‌توانیم شانه خالی کردن از مسئولیت قانونی توسط نمایندگان را به فال نیک بگیریم، اما این اصلاً کافی نیست. ما خواستار برچیده شدن این مجازات هستیم.
قانون موهن
علی گرجی، فعال حقوق بشر، بر این باور است که شیوه‌هایی پیش‌گیری برای اجرای مجازات سنگسار کافی و ریشه‌ای نبوده است. او اضافه می‌کند:
روشی که تا امروز برای جلوگیری از اجرای حکم سنگسار به کار رفته، یک روش اساسی و بنیادی نبوده است. در طی این مدت، مواردی بوده که با موفقیت برای جلوگیری از اجرای حکم سنگسار روبه‌رو شده است. در واقع این موفقیت با تکیه بر حرکت فعالان حقوق مدنی و حقوق بشری و با تکیه بر فشارهای بین‌المللی بوده است. حالا پس از مدتی ماجرا به نحوی از انحا دوباره تغییر کرده و به سر جای اول خود برگشته است. به تعویق افتادن حکم سنگسار، دلیلی بر ازبین رفتن آن نیست. از بین رفتن سنگسار مبتنی بر شرایطی است که در واقع با تغییر مباحثی در قانون اساسی کشور، به وجود خواهد آمد.
اگر ما می‌خواهیم آنچه این آقایان در بحث پیرامون سنگسار و به عنوان قانونی بودن موضوع آن در قوانین اساسی کشور و قوانین مجازات مطرح می‌کنند، به نحوی از انحا پیگیری و ریشه‌یابی کنیم و مانع از آن شویم، در واقع باید به این اشکال در قانون اساسی رجوع کنیم و ببینیم چه بحثی در قانون اساسی است که چنین رفتار موهنی را به صورت یک قانون در آورده است و به آن عمل می‌کند.
مشکلات حقوقی
مجلس ایران در سال ۱۳۵۴، میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی را امضا کرده است. در این میثاق، شکنجه ممنوع شده و گرفتن اقرار و هرنوع مجازات بدنی هم به عنوان شکنجه یاد شده است. جمهوری اسلامی یا باید تعهد ایران در پیوند با پیمان‌های بین‌المللی را پس بگیرد و یا باید به آن عمل کند. آسیه امینی، روزنامه‌نگار و از فعالان حقوق بشربر این باور است که در مورد احکام سنگسار در ایران سه ایراد اساسی وارد است: یکی از این وجوه قانون است. یعنی این که در قانون نسبت به اثبات حکم سنگسار در محاکم قضایی بسیار سخت‌گیری شده است. خانم سکینه محمدی پیش از این پرونده‌ای داشتند که مربوط به زنا می‌شد. برای این پرونده حکم گرفته‌اند و حکم‌شان هم اجرا شده است.
ایشان حکم حد شرعی گرفتند که ۹۹ ضربه شلاق بود. زنای محصنه برای‌شان ثابت نشد. برای همین با ۹۹ ضربه شلاق، حکم‌شان اجرا و پرونده‌شان بسته شد.
طبق قانون، پرونده‌ای که بسته شده، نمی‌تواند برای همان مورد دوباره باز شود. این اولین خطای قانونی و حقوقی است که در پرونده‌ی ایشان رخ داده؛ چراکه دوباره برای همان اتهام باز شده است.
در بسیاری از احکام، ازجمله در مورد پرونده‌ی ایشان، این رویه‌ی قضایی است که منجر به صدور حکم می‌شود. یعنی در دوره‌ای که در آگاهی هستند، از وقتی که به ایشان اتهام وارد می‌شود تا زمانی که قاضی برای‌شان حکم صادر می‌کند، تحت فشارهایی قرار می‌گیرند که به زنای محصنه یا به زنا اعتراف و اقرار می‌کنند.
به این ترتیب قاضی یا بازجو، بر اساس اقرار اولیه‌ی آن‌ها، نسبت به این مسئله ظن پیدا می‌کند و بعد قاضی - درست مثل پرونده‌ی خانم سکینه محمدی - براساس علم خود، یعنی ماده ی ۱۵۰ قانون مجازات اسلامی، حکم را صادر می‌کند. در حالی که شما برای مسائل اخلاقی اصلاً مجاز نیستید که افراد را تحت فشار قرار دهید و از آنها اعتراف بگیرید. در قانون تصریح شده است که زنا دو نوع اثبات اتهام دارد: یکی بر اساس اقرار فرد است که باید به صورت خودخواسته و داوطلبانه باشد و چهاربار تکرار شود. دوم به واسطه‌ی چهارشاهد عادل. درمورد بسیاری از احکامی که حکم سنگسار برای افراد صادر می‌شود، مورد اول در زندان و تحت فشار رخ می‌دهد. بنابراین ویژگی داوطلبانه و خودخواسته بودن درباره‌ی اقرار آن‌ها صدق نمی‌کند. چهار شاهد عادل هم که برای هیچ کدام‌شان تقریباً وجود نداشته است. برای خانم محمدی هم وجود نداشته است.
علم قاضی براساس ماده‌ی ۱۰۵ قانون مجازات اسلامی، برای ایشان حکم صادر کرده است که متاسفانه ایرادهای حقوقی بسیاری به چنین حکمی وارد است. چون خانم سکینه محمدی حتی در دادگاه نیز اتهام خود را انکار کردند و از کمیسیون عفو و بخشودگی قوه‌ی قضاییه نیز درخواست بخشودگی کردند، اما متاسفانه هیچ‌کدام از این مستندات مورد توجه دیوان و قضات قرار نگرفته است. متاسفانه حکم ایشان در دیوان عالی قضایی تایید شده است. برای همین در خطر اجرای حکم قرار دارند.
اصل چهارم قانون اساسی
علی گرجی، فعال حقوق بشر، به بندی در قانون اساسی اشاره می‌کند که دست قاضی را برای اجرای احکام اسلامی که سنگسار یکی از آنهاست، باز می‌گذارد:
اصل چهارم در قانون اساسی کشور، خودبه‌خود ناقض اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر است. اصل چهارم می‌گوید که کلیه‌ی قوانین و مقررات مدنی، جزایی، مالی، اقتصادی، اداری، فرهنگی، نظامی، سیاسی و غیره باید براساس موازین اسلامی باشد. این اصل بر اطلاق یا عموم همه‌ی اصول قانون اساسی و قوانین و مقررات دیگر حاکم است و تشخیص این امر برعهده‌ی فقهای شورای نگهبان است.
تأکید این اصل بر سه مورد است: اول، همه چیز باید براساس موازین اسلامی باشد. دوم، این اصل بر اطلاق یا عموم همه‌ی اصول قانون اساسی و قوانین و مقررات دیگر حاکم است. تأکید سوم هم این است که می‌گوید تشخیص این امر برعهده‌ی فقهای شورای نگهبان است.
وقتی همه‌ی عموم براساس موازین اسلامی باشد، طبیعتاً تشخیص اسلامی بودن یا نبودن آن جنبه‌ی تخصصی پیدا می‌کند. در این صورت تنها کسانی می‌توانند در امور کشور تعیین‌کننده و تصمیم‌گیرنده باشند که اجتهاد دینی داشته باشند. در واقع این به عنوان همان مرکز ثقل قانون اساسی در ارتباط با نقض مفاد اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر مطرح است. بحث سنگسار دقیقا مغایر ماده‌ی ۵ اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر است که می‌گوید هیچ‌کس حق ندارد به هر بهانه‌ای شما را مورد ظلم و شکنجه و رفتار کیفری تحقیرآمیز، موهن یا خلاف انسانیت و شأن بشر قرار دهد.
نقش حرکتهای مردمی
حرکت نهادهای مدنی برای نهادینه‌کردن ارزش‌هایی مثل عدالت اهمیت ویژه‌ای دارد. نقش کمپین‌های مختلف، به ویژه کمپین ضد سنگسار در ایران در این زمینه چیست؟ این کمپین‌ها و حرکت‌های اجتماعی چه تأثیری در روند این مجازات‌ها دارد؟ آسیه امینی، روزنامه‌نگار و کن‌شگر حقوق بشر می‌گوید:
این پرسش مهمی است به خاطراین که چهارسال پیش، سال ۱۳۸۵، من متوجه اولین مورد اجراشده‌ی حکم سنگسار شدم آن‌هم بعد از اعلام بالاترین مقام قضاییه‌ی وقت آن‌زمان، یعنی آقای هاشمی شاهرودی که گفتند حکم سنگساری در ایران اجرا نمی‌شود.
من از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۶ دو مورد را در مشهد دنبال کردم و آنها را اعلام کردیم، بسیاری از افراد نه‌تنها آن را انکار می‌کردند که حتی برای مردم باورپذیر نبود. روزنامه‌ها از نوشتن درباره‌ی این موضوع، درباره‌ی احکام اجراشده‌ی سنگسار ابا داشتند.
تا مدت‌ها روزنامه‌ای که خود من دبیر یکی از گروه‌های آن بودم، عضو ثابت تحریریه‌اش بودم و در شورای سردبیری آن حضور داشتم، حاضر نبود چنین خبری را منتشر کند. روزنامه‌های دیگر هم به همین ترتیب. شاید اگر اینترنت نبود، ما برای همه‌گیرکردن و اطلاع‌رسانی در مورد این حکم، مشکل بسیار داشتیم.
مقاومت در برابر این حکم خود نشان‌دهنده‌ی مقاومت افکار عمومی درباره‌ی اجرای این حکم است. یعنی این که مردم نمی‌خواهند بپذیرند که ننگ چنین مجازاتی در کشور آنها و به نام آنها ثبت شود. متأسفانه این اتفاق رخ می‌دهد. این بخشی از واقعیت جامعه‌ی ما است، بخشی از واقعیت قانون ماست.
اگر ما قانون بد داریم، برای تغییر این قانون بد، قبل از هرچیز باید اطلاع‌رسانی و آگاه‌سازی کنیم. جامعه باید نسبت به عوارض این قانون، نسبت به بدی‌های آن آگاه و حساس شود و نسبت به آن واکنش نشان دهد. من فکر می‌کنم بخش عمده‌ای از این آگاه‌سازی، توسط همین کمپین‌ها، توسط کمپین «قانون بدون سنگسار» اتفاق افتاد. ما در طول دوسال به طور مشخص پرونده‌ی محکومان به سنگسار را شناسایی کردیم، در مورد آنها نوشتیم، برای‌شان وکیل گرفتیم، ازشان دفاع کردیم، اطلاع‌رسانی کردیم و بعد از یک دوره‌ی زمانی، افکار عمومی نسبت به این مسئله توجه نشان داد.
نهادهای حقوق بشری نیز نسبت به این موضوع توجه نشان دادند. حتی جامعه‌ی هنری هالیوود آمریکا نیز به این نکته توجه نشان داد. البته من به فیلم «ثریا میم» انتقاد دارم، ولی این که موضوع سنگسار در ایران را دست‌مایه‌ی ساخت یک فیلم می‌کند، نشان‌دهنده‌ی واکنش بین‌المللی نسبت به چنین مجازات سنگین و خونینی است.
این حساسیت می‌تواند این امید را به ما بدهد که در آینده، این مجازات خونین از صفحه‌ی مجازات‌های قانونی کشورمان پاک شود.
رادیو زمانه

صدور حکم اعدام به هر دلیلی ...

By Ic من می بینم · Wednesday, 05 January 2011
بنی آدم اعضای یک پیکرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی بدرد آورد روزگار
دگر عضو ها را نماند قرار

- سعدی-

دفتر حقوقی جنبش فعالان حقوق بشر ایران
www.icfreedomiran.com
icmanmibinam.blogspot.com

صدور حکم قطع یا ساقط کردن هریک از اعضای بدن انسان به هر دلیلی ...

By Ic من می بینم · Thursday, 13 January 2011
 بنی آدم اعضای یک پیکرند
که در آفر ینش ز یک گوهر اند
چو عضوی بدرد آورد روزگار
دگر عضو ها را نماند قرار
سعدی-..

دفتر حقوقی جنبش فعالان حقوق بشر ایران

www.icfreedomiran.com

ارتکاب جرم توسط کودکان و نوجوانان ، نتیجه ناهنجاری های ...

By Ic من می بینم · Monday, 17 January 2011
ارتکاب جرم توسط کودکان و نوجوانان ، نتیجه ناهنجاری های  سیاسی ، فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی نظام حاکم بر جامعه است و صدور حکم اعدام برای  کودکان و نوجوانان مجرم کشور ، به مثابه رفع مسئولیت از مدیران و گردانندگان نظام حاکم بر کشور  و معادل ارتکاب به قتل کودک ،  و  جنایت هولناک  علیه بشریت است .

دفتر حقوقی جنبش فعالان حقوق بشر ایران 

www.icfreedomiran..

حقوق بشر ، حقوق هر یک از افراد ملت است ..

حقوق بشر ، حقوق هر یک از افراد ملت است .. و نداشتن آن ، به معنی محرومیت از ابتدائی ترین حقوق انسانی است

by Ic من می بینم on Wednesday, 19 January 2011 at 17:17
موضوع حقوق بشر می تواند تنها یک شعار باشد  ، می تواند  ابزاری  باشد  برای  فریب افکار عمومی دنیا  به وسیله دولت ها  ، احزاب و سازمان های سیاسی  یا  حتی دیپلماسی بین المللی  ،  برای رسیدن به اهدافی غیر از تامین حقوق بشریت .. پس آیا حقوق بشر یک تئوری خیالی است ؟ .. آیا حقوق بشر یک اتوپیای ذهنی است ؟   خیلی ها تمایل دارند که اینطور بنظر آید .. اما واقعیت اینست که  "حقوق بشر ، حقوق تک تک افراد بشر است  .. حقوق تک تک افراد ملت ما ست"  ، حقوقی که داشتن آن حق بدیهی بشریت است  و  نداشتن  آن ،  یعنی  محرومیت  از ابتدائی ترین حقوق  انسانی  .. هر جا که  بشریت از حقوق خود محروم  می شود  ،  تبعیض حکومت می کند .. و تبعیض عامل اصلی همه مصائب بشری است  .. هر جا که بشریت از حقوق خود محروم  می شود  ، یعنی  حق تعیین سرنوشت خود را از دست داده است .. یعنی در حال شکنجه دائمی  به وسیله  کسانی است که در قالب شخصیت ، تشکیلات  و  دولت ،  حق او را پایمال  یا مصادره  می کنند .
اعتقاد ما بر این است که هر ادعای حقوق بشری از جانب تشکل های سیاسی ، که به مرجعیت .. و  استقرار  کامل مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر ، در قوانین اساسی کشور نیانجامد ، ادعائی کذب است  که  صرفا  برای  فریب توده ملت به کار می رود .

جنبش فعالان حقوق بشر ایران
www.icfreedomiran.com

تبعات اصل چهارم قانون اساسی نظام استبداد

تبعات اصل چهارم قانون اساسی نظام استبداد

by Ic من می بینم on Sunday, 23 January 2011 at 18:23
تحمیل عقیده و انحصار حق تعیین سرنوشت مردم به وسیله شورای فقها  ، در امور تدوین کلیه قوانین و مقررات  که منجر می شود به :
.

- سلطه شورای فقها بر فرهنگ و هنر و آموزش کشور از طریق تحمیل عقیده یک سویه خود که منجر به نقض حقوق بشر در زمینه مواد 1، 2 ، 16 ، 18 ، 19 ، 20 ، و 26 اعلامیه جهانی حقوق بشر می شود .
.
- سلطه شورای فقها بر گردش اقتصادی به وسیله تحمیل انحصارات اقتصادی ( مافیای اقتصادی ) ، بدون آنکه الزامی در پاسخگوئی به ملت داشته باشند ، که منجر به نقض حقوق بشر در زمینه مواد 8 ، 17 ، 21 ، 22 ، و 23 اعلامیه جهانی حقوق بشر می شود
.

سلطه شورای فقها بر امور سیاسی کشور از طریق انحصار  قدرت مطلقه سیاسی که منجر به نقض حقوق بشر در زمینه مواد  1 ، 2 ، 3 ، 5 ، 6 ، 7 ، 8 ، 9 ، 10 ، 12 ، 18 ، 19 ، 20 ، 21 و 28 اعلامیه جهانی حقوق بشر می شود . 

دفتر حقوقی جنبش فعالان حقوق بشر ایران 

www.icfreedomiran.com

پیام نوروزی جنبش فعالان حقوق بشر ایران

by Ic من می بینم on Monday, 21 March 2011 at 06:35
پیام نوروزی جنبش فعالان حقوق بشر ایران
به پیشگاه ملت بزرگوار و پر توان سرزمین ایران

بهار ما خجسته است ، اگر چه در دست های خالی زحمتکشان ما رگه هائی از درد جانکاه استبداد نهفته است .. اگر چه بر پوست لطیف چهره کودکان ما گرد سنگین محرومیت از زندگی کودکانه آشکار است ..
بهار ما خجسته است ، اگر چه بار فقدان فرزندان ملت ، بر دوش مادران داغدار ما سنگینی می کند .. و اگر چه فرزندان بیدار ملت در سیاهچال های نظام استبداد فقهی ، رنج اسارت را بر پوست و استخوان خود تحمل می کنند .. اما بهار ما خجسته است ..
بهار ما حتی در دل سیاهی شب هم خجسته است .. خجسته است چون امید های بزرگ ما را در روح و جسم ما  زنده نگه می دارد  .. چون  به ما نیرو می دهد و افق روشنائی ذهن ما را به اندازه همه رو یاهای ما گسترده می کند .. چه اگر تا این درجه در ما نیرومند نبود ، اهریمن استبداد تا این درجه به جنب و جوش نمی آمد که امید های ما را سرکوب کند ..
بهار ما خجسته است چون امروز روز بیداری ملت است ، روز تسویه حساب های کهنه ایست که قدمت یکصد ساله دارند .. و زمان جارو کردن همه فریب ها و دروغ هائی که در طی سی و دو سال حکومت استبدادی تنها به رنج و مصائب ملت افزوده اند ، خجسته است چون امروز نه به شخص ،  نه به شخصیت ، نه به آرمان ها ی دور و  نه به سوداهای دست نیافتنی .. بلکه تنها به حق طبیعی خود فکر می کنیم ..حقی که می خواهیم به قدرت اراده ملت در قوانین سرزمینمان نهادینه شود .. حقی که از مطالبات ما بر می خیزد ، بی آنکه رنگ اعتقادات و ایدئولوژی های ما را بی رنگ کند ، حقی برای همه ی ملت با هر رنگ و نژاد و جنس و قوم و عقیده و مذهب .. حقی برای شاد زیستن .. برای آرامش .. و برای اندیشیدن به فردائی بهتر .. فردائی بهتر از فردا ، اندیشیدن به افق های روشن بعدی  برای کودکان فردای سرزمینمان ..
بهار ما خجسته است چون ما به دنبال پیروزی نهائی هستیم ، پیروزی ای که حقوق بشر را جایگزین نقض حقوق بشر می کند .
بهار ما خجسته است چون برای رسیدن به این هدف بزرگ تلاش می کنیم و می دانیم و می بینیم که پیروزی را بدست خواهیم آورد .
بهار ما .. بهار ملت بزرگ ما .. خجسته و فرخنده باد

دبیرخانه جنبش فعالان حقوق بشر ایران    
www.icfreedomiran.com

۱۳۸۹ اسفند ۲۴, سه‌شنبه

سومین بیانیه جنبش فعالان حقوق بشر ایران


          وعده های تو خالی منشور شما پاسخ مطالبات ملت را نمی دهد



وعده های تو خالی منشور شما پاسخ دستمزد و مطالبات  کارگران و معلمان و زحمتکشان کشور را نمی دهد..
پاسخ تنگنا های اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و سیاسی کشور که با تکیه بر همین قوانین اساسی بوجود آمده را نمی دهد ..
پاسخ محنت و بیگاری کودکان کشور را نمی دهد ..
پاسخ اسارت زندانیان سیاسی و عقیدتی کشور را نمی دهد ..
پاسخ نابرابری جنسی و ستم مضاعف زنان کشور را نمی دهد ..
پاسخ سانسور و تعطیلی مطبوعات را نمی دهد ..
پاسخ سرکوب اقوام ایرانی را نمی دهد ..
پاسخ سرکوب دانشگاه های کشور را نمی دهد ..
پاسخ جنایات نظام جمهوری اسلامی را نمی دهد ..
پاسخ فقر ملت را هم نمی دهد ..
منشور شما همچون خطبه های تکراری نماز جمعه های 32 سال اخیر تنها وعده می دهد .. و ملت را همچنان به بازگشت به همین قانون اساسی استبدادی  که عامل مصائب و تباهی زندگی ملت است دعوت می کند !!
شما به دنبال تحقق مطالبات مردم نیستید ، شما به دنبال بازگشت به قدرت در همین چهار چوب ، همین نظام و همین قوانین هستید .. و الا چه دلیلی داشت  که تا این درجه از طرح شعار های مخالف نظام وحشت داشته باشید و خیابان های سیاسی کشور را به سکوت دعوت  کنید..
شما ملت را بازیچه جنگ قدرت خود قرار داده اید .. تعجب نمی کنیم اگر روزی ثابت شود که بعضی سران اصلاحات در پشت درهای بسته با کسانی که داعیه وساطت برای خروج نظام از بحران را داشته اند ، بر سر به در کردن آقایان موسوی و کروبی از میدان مبارزه و مهار جنبش سبز به توافق رسیده باشند .
اگر خیال می کنید که منشور شما می تواند نقش طناب نجات را برای این نظام  بازی کند ، سخت در اشتباهید .. منشور شما نمی تواند اعتماد ملتی را کسب کند که همه چیز خود را در طی 32 سال اخیر و با اتکا به همین قوانین فقهی از دست داده است .
ملت ما ، قول بدون پشتوانه شما را نمی پذیرد و می خواهد سرنوشت خود را ، خود به دست بگیرد  .. و اینبار در این مسیر ، حتی یک قدم هم  به عقب نمی نشیند  ..
این منازعه  همان  منازعه ایست که اسلاف فکری ما و شما در دوران مشروطه  داشته اند .. وعاقبت ، مرتجعین کار را به جائی رسانیدند  که روحانیت انحصار طلب ، به کمک پادشاه مستبد ، مشروطه خواهان را به مشروعه خواهی وادار نمود ند و انحصار حق تعیین سرنوشت کشور را از طریق قوانین اساسی کشور  در اختیار  گرفتند .. قوانینی که با حذف شریک سلطنتی خود در طی انقلاب 57  به انحصارات مطلق فقهی  تبدیل شد و از قوانین اساسی جمهوری اسلامی ، قوانین خلافت  جمهوری اسلامی را پدید آورد ..
اما امروز زمان پایان این منازعه  است ..
شما می توانید چشم های خود را ببندید ، می توانید گوش های خود را بگیرید و شعار های مردم را وارونه بفهمید ،  می توانید خود را فریب بدهید ،  اما نمی توانید شعارهای مردمی را که در خیابان های سیاسی کشور، مطالبات خود را فریاد می زنند  زنده به گور کنید ..
شعار هائی که می خواهند شر انحصارات فقهی را از سر قوانین کشور بردارند و به جمهوری ایرانی برسند ..
ملت ما امروز  تغییر بنیادی این نظام را می خواهد ..
ملت ما امروز برای گرفتن حق خود و سرنوشت خود ، با شما که مظهر اشرافیت صفوی هستید و اندرونی و بیرونی اتان یکی نیست کنار نمی آید ..
و به شما اجازه نمی دهد  که جنبش سبز را که نتیجه دادخواهی یکصد ساله جنبش آزادیخواهی ملت  ایران است به خود منتصب کنید  و در انحصار خود بگیرید .. این جنبش متعلق به همه ی ملت ایران است .
امروز همه ی نیرو های سیاسی باید حق داشته باشند که نظریات خود را برای ملت مطرح کنند ، که شما هم یکی از آنها هستید ، و ملت حق دارد که به نظریات همه گوش بدهد و صلاح خود را خود برگزیند .. و هیچکس نمی تواند و نباید  حق شنیدن آرا ءو عقاید دیگر را  به هر بهانه ای از مردم بدزدد  یا در انحصار خود بگیرد ..
شما حق ندارید نیروهای سیاسی کشور را با واژه تحقیر آمیز گروهک خطاب کنید .. ما هنوز رفتار انحصارطلبانه شما اصلاح طلبان فعلی را در سال های ابتدای انقلاب فراموش نکرده ایم ، گروهک ها واژه ایست که شما به هنگام سرکوب و کشتار نیروهای سیاسی کشور از آن استفاده می کردید .. شما که امروز داعیه مردم سالاری دارید .
سرنوشت همه ما در خیابان های سیاسی کشور و با شعار های مردم تعیین می شود ، شعارهائی که می رود تا از مرگ بر این و مرگ بر آن ، به طرح خواسته های اساسی   ملت بدل شود و مسیر آزادی و برابری را هموار کند ..
نظام جمهوری اسلامی فاسد است .. نظام جمهوری اسلامی انحصار طلب است .. قاتل است .. نابود کننده فرهنگ و ثروت این ملت است و هر کس که در جهت حفظ این نظام تلاش کند ، شریک جنایات .. و بخشی از این نظام  محسوب می شود ..
نظام استبدادی جمهوری اسلامی باید فرو بریزد .. اما نه با کودتا ..  و نه با جنگ داخلی  ..و نه با تلاش آنها که به قصد کین خواهی ، نقش سلمان پارسی را بازی می کنند و  دولت های خارجی را به حمله به ایران ترغیب  می کنند .. نظام استبدادی جمهوری اسلامی باید تنها به دست و اراده خود ملت و با تغییر بنیادی قوانین اساسی کشور ، فرو بریزد ..
تغییر بنیادی و جایگزین نمودن قوانینی که تنها مرجعیت اش مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر است ، حقوق بشر در عمل  نه در شعار  که اینروز ها از دهان همه شنیده می شود .. امروز باید در مقابل ملت صراحت داشته باشیم .. صراحت در کلام و صراحت در عمل ..  هر ادعای حقوق بشری از جانب شخص یا تشکل سیاسی که به مرجعیت و استقرار کامل مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشردر قوانین اساسی جدید  نیانجامد ، ادعائی کذب است که برای فریب ملت بکار می رود ، حتی اگر از سوی کسانی باشد که عنوان نمایندگی و یا طرفداری از حقوق بشر را یدک می کشند .
حقوق بشر حقوق همه ی ماست .. حقوق ملت ماست .. حقوق تک تک  افراد ملت است .. و فقدان آن به معنی محرومیت ملت از ابتدائی ترین حقوق انسانی است .
ما فقط  می خواهیم حق انسانی و بشری خود را در خیابان های سیاسی کشور فریاد بزنیم .. حقی که ماده 28 اعلامیه جهانی حقوق بشر برای تغییر و رسیدن به برابری  به ما می دهد .. و  به همین دلیل به سوی رفراندوم عمومی ، برای تغییر بنیادی قوانین اساسی که شیشه عمر این نظام است حرکت می کنیم  .
آزادی ما در گرو فرو ریختن ساختار تمرکز قدرت در نظام استبدادی جمهوری اسلامی است .. و جمهوری اسلامی ، بدون قوانین اساسی فقهی خود ، بر پا نمانده و فرو خواهد ریخت ..
 در قوانین اساسی کشور مان ، هیچ هدفی نمی تواند  و نباید ، مهمتر و مقدس تر از آزادی و حقوق ملت باشد .. و این اساسی ترین شعار ما برای دستیابی به  آینده ای بدون تبعیض و بدون استبداد و بدون رنج و عذاب  است .

21 اسفند ماه 1389
12 مارچ 2011
دبیر خانه جنبش فعالان حقوق بشر ایران