۱۳۹۱ آذر ۸, چهارشنبه

چرا بايد سازماندهى كنيم ؟

چرا باید سازماندهی کنیم ؟

وقتی به فعالین حقوق بشر اشاره می شود ، منظور کسانی هستند که در زمینه دیده بانی نقض حقوق بشر در ایران و پی گیری و گزارش آن به مردم و جامعه بین المللی تلاش می کنند ... خوشبختانه در ایران ، تشکل های متعدد و مقتدری در زمینه دیده بانی نقض حقوق بشر وجود دارند .. عزیزانی که با تلاش خستگی ناپذیر خود ، حتی برای یک لحظه ، نظام استبداد حاکم بر ایران را آسوده نمی گذارند .. اما تشک
یلات جنبش فعالان حقوق بشر ایران ، وظائف متفاوتی دارد .
ما به دنبال از میان برداشتن "عوامل" نقض حقوق بشر در ایران هستیم .. و به این دلیل ، به مثابه یک تشکیلات سیاسی عمل می کنیم ، تشکیلاتی با هدف سیاسی .
اما این عوامل نقض حقوق بشر در ایران ، چه هستند ؟
ما معتقدیم که عوامل نقض حقوق بشر، در قوانین اساسی نظام استبداد حاکم بر ایران نهفته است .. و به این دلیل ، هدف ما ، تغییر بنیادی مجموعه اصول و قوانین کشور است .. و همینطور جایگزین نمودن قوانینی که مرجعیت آن با نگرش صریح مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر انطباق داشته باشد .
اینکه چرا جنبش فعالان حقوق بشر ایران ، به تغییر بنیادی قوانین اساسی فکر می کند و نه به اصلاح آن ؟پاسخ اش در اصل چهارم قانون اساسی نظام استبداد است که به اعتقاد ما مرکز ثقل قوانین اساسی جمهوری اسلامی است .
اصل چهارم قانون اساسی موجود می گوید :
" کلیه قوانین و مقررات مدنی ، جزائی ، مالی ، اقتصادی ، اداری ، فرهنگی ، نظامی ، سیاسی و غیر این ها باید بر اساس موازین اسلامی باشد ، این اصل بر اطلاق یا عموم همه اصول قانون اساسی و قوانین و مقررات دیگر حاکم است و تشخیص این امر بر عهده فقهای شورای نگهبان است . "
ابتدا تاکید می کند که " باید بر اساس موازین اسلامی باشد "
وقتی قرار باشد که همه امور کشور بر اساس موازین اسلامی باشد ، طبیعتا تشخیص اسلامی بودن یا اسلامی نبودن آن جنبه تخصصی می یابد و در نتیجه تنها کسانی می توانند در امور کشور تعیین کننده و تصمیم گیرنده نهائی بشوند که اجتهاد دینی داشته باشند ، در نتیجه " اصل چهارم قانون اساسی نظام استبداد موجود ، امر تشخیص و تعیین تکلیف سرنوشت کشور را در انحصار فقهای شورای نگهبان قرار می دهد و بر آن تاکید می ورزد ." و چون در قسمتی دیگر از اصل چهارم ، " موازین اسلامی را بر اطلاق یا عموم همه اصول قانون اساسی و مقررات دیگر حاکم می داند ، " پس تصمیم .. و صلاحدید فقهای شورای نگهبان بر همه امور کشور حاکم است .. حتی قوانین و مقرراتی که پس از این وضع خواهد شد ، و این به معنی انحصار قدرت و تصاحب حق تعیین سرنوشت کشور و ملت است ، که مغایر مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر است و 20 ماده از 30 ماده این اعلامیه را نقض می کند .( ماده های 1 ، 2 ، 5 ، 6 ، 7 ، 8 ، 9 ، 10 ، 12 ، 16 ، 17 ، 18 ، 19 ، 20 ، 21 ، 22 ، 23 ، 26 ، 27 و 28 . )

نظامی که از آن صحبت می کنیم ، نظام انحصار طلب و مستبد جمهوری اسلامی است ، کسانی که آخرین تغییرات را در تدوین قوانین اساسی جمهوری اسلامی داده اند ، تلاش کرده اند که روح اصل چهارم را در تمام مفاد کلیدی قانون اساسی نهادینه کنند.. در نتیجه ، حتی با حذف اصل چهارم و اصل پنجم و اصول تابعه این دو ، بهانه اختیار و دخالت فقها و مجتهدین در تعیین سرنوشت کشور باقی می ماند. اما آیا این به معنی عدم صلاحیت فقها یا مجتهدین در اداره امور کشور است ؟ خیر، به معنی عدم صلاحیت هیچکس نیست .. ما معتقدیم که اساسا هر کس یا هر گروهی که بخواهد به هر بهانه ای  سرنوشت ملت را در انحصار خود بگیرد و مانع از تصمیم گیری ملت در امور کشور بشود ، انحصار طلب ، مستبد و دشمن ملت است ، خواه مذهبی باشد ، خواه غیر مذهبی ..
هدف ما این است که با تغییر بنیادی قوانین اساسی کشور ، زمینه های انحصار قدرت و در نتیجه حدوث دوباره استبداد را از میان برداریم ، مهم این است که اراده جمعی ملت در این باره حاکم گردد و هیچ کس به هیچ بهانه ای نتواند خود را قیم ملت دانسته و به جای ملت تصمیم بگیرد .. در آن صورت ، در کشوری که مرجعیت قوانین اساسی اش مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر باشد ، حتی یک مجتهد و فقیه هم می تواند مثل هرکس دیگری ، با شرکت در فعالیت های سیاسی و تاسیس حزب سیاسی و با ارائه برنامه سیاسی خود به عنوان خدمتگزار ملت ، مدیریت دوره ای از اداره امور کشور را بر عهده بگیرد ، به شرط آنکه بتواند اکثریت آرای عمومی جامعه را در یک انتخابات آزاد و در رقابت با دیگر نیرو های سیاسی به دست آورد .

اما چرا مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر می بایستی تنها مرجع قوانین اساسی کشور باشد ؟
چون تنها در این صورت است که حقوق همه افراد جامعه با هر رنگ ، نژاد ، قومیت ، جنسیت ، مذهب و عقیده ، محترم شمرده می شود و هیچ تمایزی نمی تواند شخص یا گروهی را به هر بهانه ای ، نسبت به دیگران برتری دهد یا موجب تصاحب حق تصمیم گیری یکی به وسیله دیگری شود و این به معنی از بین بردن هر نوع فرصتی برای دست یابی به انحصار طلبی است، چه شخصی و چه گروهی ..
مهمتر آنکه ، ماده 28 اعلامیه جهانی حقوق بشر ، به ملت این امکان را می دهد که در مقابل فرصت طلبی هایی که آزادی ، برابری و عدالت اجتماعی ملت را به خطر مى اندازد ، از طریق استناد به این ماده و با اتکاء به ماده 21 همین اعلامیه ، حق تعیین سرنوشت خود را به وسيله برگزاری رفراندوم عمومی باز پس گیرد . حقی که باید تنها متعلق به ملت باشد و در حال حاظر از آن محروم است .

اما آیا تمركز بر روى تغییر بنیادی قانون اساسی کشور به مثابه تغییر نظام است ، آیا این همان براندازی است ؟
هدف ما براندازی به مفهومى كه در جامعه مصطلح است و معنى مبارزه مسلحانه را مى دهد نیست ، هدف ما فروپاشی نظام است
آیا بین " براندازی نظام " و " فروپاشی نظام " تفاوتی وجود دارد ؟  هر دو می خواهند که نظام استبداد از میان برود اما به دو شیوه متفاوت .. شیوه هائی که هر یک از آنها تاثیر متفاوتی در آینده دمکراتیک کشور دارند .
امروزه وقتی راجع به براندازی نظام استبداد صحبت میکنیم گوئى مردم را به مبارزه قهر آمیز دعوت می کنیم ، روشی که با خشونت توام است   سانترالیزم نظامی مى طلبد و ستیز با نیرو های نظامی و امنیتی حکومت را در پى دارد ، حركتى كه از مردم تماشاچى مى سازد ، چنين روشى و اساسا روش هائى كه توام با خشونت هستند نمى توانند آينده اى متكى به آراى مردم را فراهم آورند. اما وقتی راجع به فروپاشی نظام استبداد صحبت می کنیم  رفراندوم و آرای عمومی ملت در کالبد اراده جمعی را مى بينيم و تغییر بنيادى متكى به آن را .. بديهى است كه ما به فروپاشى نظام استبداد فكر مى كنيم .
استراتژی ما در طرح رفراندوم عمومی  باید به فروپاشى نظام استبداد از طريق تغییر بنیادی قوانین اساسی کشور بیانجامد ..
و اساسی ترین تاکتیک های ما در این مسیر ،انتقال آگاهی ، سازماندهی و پافشاری بر روی برگزاری رفراندوم عمومی است ..

اما اگر این نظام انتقاد پذیر نیست چطور می توانیم انتظار داشته باشیم که برگزارى رفراندوم عمومی را بپذیرد ؟
بدیهی است که چنین نظامی نمی تواند به آرای مردم احترام بگذارد ... طبیعی است که ما هم چنین توقعی از نظام استبداد نداریم ..
اما وقتی بر روی اجرای رفراندوم عمومی برای تغییر بنیادی قوانین اساسی پافشاری می کنیم ، در واقع به قدرت جمعی اراده ملت تکیه می کنیم . این تنها قدرتی است که می تواند نظام استبداد را به عقب براند و او را وادارد که ارکان حکومت را رها کند . قدرتی که باید به وسیله تاکتیک های نهائی تشکیلات در اراده جمعی ملت متمرکز شده و برای عقب راندن و فروپاشی نظام استبداد افسانه ماهی سیاه کوچولو را تحقق بخشد .

همانطور كه اعلام كرديم جنبش فعالان حقوق بشر ایران اعتقادی به تاکتیک های نظامی ندارد ، هیچ برنامه ای برای تامین اسلحه ، انبار آن و توزیع آن در میان مردم ندارد ، اما هشدار مى دهد كه مردم هم برای مسلح شدن نیازی به اینطور پیش بینی ها ندارند . ما تجربه انقلاب 57 را داریم ، سلاح های گرمی که از داخل پادگان ها به دست مردم می رسیدند ..
واقعیت این است که بخش عمده ای از نیرو های نظامی کشور ، فرزندان ملت هستند و اگر قرار باشد که مصافی صورت بگیرد ، این نیروها در صفوف ملت قرار خواهند گرفت ، حاكمان نظام استبدادى جمهورى اسلامى بايد بدانند كه حتی در غیر این صورت هم ، برای ملتی که در طی سه دهه تنها مصیبت و فقر و اسارت و مرگ فرزندان خود را تجربه کرده راهی جز پایان دادن به این قائله باقی نمی ماند ..
وقتی اراده ملت متمرکز شود هیچ نیروئی قادر نخواهد بود كه در مقابل این اراده دوام بیاورد ، اين تجربه ايست كه آنها به خوبى از آن مطلع اند .

" جنبش فعالان حقوق بشرایران " یک حزب سیاسی نیست ، جنبش فعالان حقوق بشر ایران تنها یک مکانیزم سیاسی است ، یک ماشین سیاسی که وظیفه مشخص و موقتی دارد و وقتی به پایان وظیفه خود می رسد منحل می شود .
مهمترین ویژگی این ماشین سیاسی ، برنامه ریزی و سازماندهی برای انتقال حق تعیین سرنوشت به ملت ، از طریق رفراندوم برای حذف قوانین نظام استبداد موجود و جایگزین نمودن مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر به عنوان تنها مرجع پایه و اصلی قوانین اساسی جدید است . اما چگونه و با چه برنامه ای ؟

مکانیزم سیاسی ما برای دستيابى به هدف نهائی دو مرحله در پیش رو دارد ..
مرحله اول تحميل رفراندم عمومی به نظام استبداد برای تغییر قانون اساسی کشور است ، دستيابى به اين مرحله شروطی دارد :
شرط اول آموزش عمومی است ، همه اقشار مردم از کوچک و بزرگ ، باید نسبت به تک تک مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر ، یعنی مبنای قوانین اساسی جدید آگاهی داشته باشند . در این باره نیرو های جوان جنبش در داخل کشور مسئولیتی بمراتب سنگین تر دارند .
شرط دوم تهييج مردم براى پيوستن به حركت ها و تشكل هاى مدنی و صنفی در داخل کشور است .
شرط سوم ، حرکت گام به گام اما هماهنگ و متمرکز در شعارها و طرح خواسته هاى عمومی ملت و وحدت اين شعارها در شعار نهائى برگزاری رفراندوم عمومی تغییر بنیادی قانون اساسی کشور است و جایگزین نمودن قوانین جدیدى كه تنها مرجع آن مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر است .
شعارهائی که علیه فرد دیکتاتور یا شخصیت های منفور نظام استبداد به کار می رود شعارهائی دور از تاکتیک ها و استراتژی ما هستند . دشمن واقعی ما فرد نیست ، دشمن واقعی ما یک نظام فکری است که منشاء آن ، تفکر قبیله ای یا پدر سالاری است که با تسلط بر اصول و قوانين و مقررات كشور ، انحصار قدرت سياسى ، نظامى و اقتصادى كشور را به خدمت خود در آورده ، این همان نظامی است که تمایل دارد به جای همه و برای همه تصمیم بگیرد ، همان نظامی که قرن هاست در این کشور استقرار یافته و در هر دوره ای از تاریخ سیاسی ایران ، استبداد سیاسی را به ارمغان آورده ، استبدادی که همواره دست ملت را از تعیین سرنوشت خود کوتاه نموده است .
ما در شعارهای سیاسی خود ، استبداد را هدف می گیریم و بر روی برگزاری رفراندوم عمومی برای تغییر بنیادی قانون اساسی و جایگزین نمودن قوانین منتج از اعلامیه جهانی حقوق بشر تکیه می کنیم .
واقعيت اين است كه رفتار هاى انزجار آور نظام استبداد اكثريت مردم را در مقابل او قرار داده از اين رو ارائه برنامه اى كه بتواند آحاد ملت را نسبت به تحقق خواسته ها و حقوق ابتدائى و مشتر ك اشان مطمئن سازد ، طبيعتا قادر خواهد بود كه به صفوف متشكل و فشرده آنها در يك جبهه متمركز و فنا ناپذير بيانجامد ، جبهه اى كه با حضور عظيم خود در خيابان هاى سياسى و تمركز بر روى شعار واحد برگزارى رفراندوم براى تغيير بنيادى قانون اساسى كشور كه يك حركت متعارف مدنى سياسى است حاكمان نظام استبداد را به عقب رانده و مقدمات فروپاشى استبداد را فراهم مى آورد. خواسته مشتركى كه كليد دستيابى به مطالبات سياسى ، رفاهى و اجتماعى و فرهنگى ملت است .

فراموش نكنيم كه دلیل اصلی حضور استبداد ، نا آگاهی و در نتیجه بی اعتمادی نسبت به آینده است و ما در این راه مبارزه سختی پیش رو داریم ..
ما موظفیم که اعتماد مردم را جلب کنیم و این دقیقا به میزان احساس مسئولیت ما ، کار آیی روش های ما در انتقال آگاهی ، سازماندهی و برنامه ریزی ما بستگی دارد . آنچه که در این حرکت بسیار مهم است ، اثبات صداقت و تعهد ما در عمل است ، صداقت و تعهد ما نسبت به ساختن آینده ای بدون تمایز و بدون استبداد با کمترین هزینه .
و اگر چنین نشود ، باید بپذیریم که نتوانسته ایم به وظائف خود درست عمل کنیم ، یا اینکه احساس مسئولیت کافی نداشته ایم ، ما همواره باید به خاطر داشته باشیم که هر بار که در اين مسیر دچار سهل انگارى و اشتباه مى شويم ملت ما تاوان سنگینی می پردازد ، تاوانی که نتیجه خود خواهی ها و جاه طلبی هاى ماست ، تاوانی که نمی توانیم از زیر بار مسئولیت تاريخى آن شانه خالی کنیم ..

از ما مى پرسند که چرا همه جا می گوئیم رفراندوم برای تغییر قانون اساسی کشور ، اگر معتقدیم که نتیجه رفراندوم به تغییر نظام می انجامد ، چرا مبنای رفراندوم را بر تغییر نظام نمی گذاریم ؟
می خواهیم اشتباهی را که در انقلاب ٥٧ مرتکب شده ایم جبران کنیم ، می خواهیم این تجربه را به کار بگیریم که با تمرکز جنبش بر روی تغییر بنیادی قوانین اساسی ، ملت ما فرصت کافی برای شناخت حقوق اساسی خود را بدست آورد و دستیابی به این حقوق را در اولویت اهداف جنبش قرار بدهد، حقوقی که قرار بود با انقلاب ٥٧ به دست بیاید اما پایمال گردید ، حقوق طبیعی هر انسان برای داشتن زندگی مناسب ، مسکن مناسب ، امنیت شغلی ، فرصت های سالم برای رشد و موفقیت اجتماعی ، آزادی و عدالت اجتماعی.

" جنبش فعالان حقوق بشر ایران " اساسا با هر نوع اصلاحاتی که به باز گرداندن حقوق مردم منجر شود موافق است اما با اتکا به بحث ضرفیت های قوانین اساسی کشور که پیش از این به آن اشاره کردیم قانون اساسی نظام استبداد را فاقد چنین ضرفیتی می بیند .
به اعتقاد ما تاکید اصلاح طلبان بر حفظ نظام استبداد به بهانه اصلاحات ، تاکید بر بقای نظامی است که ویرانگر و دشمن منافع ملت است .
در این صورت اگر از ما بپرسید که آیا نیروهای اصلاح طلب اپوزیسیون را بخشی از نظام می بینیم یا نه ، پاسخ ما چنین خواهد بود : تا مادامی که اصلاح طلبان ، ضرورت تغییر بنیادی قوانین اساسی کشور و جایگزین شدن مرجعیت اعلامیه جهانی حقوق بشر در قوانین اساسی جدید را نپذیرند .. طبیعتا بخشی از نظام استبداد محسوب می شوند .
آیا با چنین تحلیلی ، ما همه چیز را تنها در دو جبهه ارزیابی می کنیم ؟.. آیا همه چیز را سیاه و سفید می بینیم ؟ .. آیا جبهه ای میانی نمی تواند وجود داشته باشد ؟
فرض را بر این بگیریم که وجود داشته باشد ..اما هدف این جبهه میانی چه می تواند باشد ؟ هم نظام استبداد را حفظ کند و هم مطالبات مردم را از این نظام بگیرد ؟ آیا اصلاح طلب ها می توانند حاکمیت فقها در اصل چهارم و تمام مفادی که در قانون اساسی مطابق با این دیدگاه تعیین گردیده را حذف کنند ؟ و آیا می توانند برگزاری رفراندم عمومی ملت را حتی اگر به تغییر نظام موجود بیانجامد تحمل کنند ؟
مطالبات امروز ما مطالبات حد اکثری است چون پرده مظلوم نمائى نظام استبدادى جمهورى اسلامى فرو افتاده و جنايات و فساد او براى همه افراد ملت از پير و جوان و زن و مرد آشكار گرديده .
طبيعى است كه در چنين شرائطى لزومی ندارد که برای بدست آوردن حقوق طبیعی خود به کسی باج بدهد .
ملت ما این قدرت را دارد که با اتکا به یک برنامه دمکراتیک که مبنای آن قوانین اساسی منتج از اعلاميه جهانى حقوق بشر است ، مطالبات حداکثری خود را در صدر برنامه اجرائی نظام منتخب آینده قرار بدهد .

و اما گفتیم نظام منتخب آینده ... ما مرحله دومى نيز در پیش رو داریم .
وقتی اراده جمعى ملت مرحله اول را پشت سر گذاشت و قوانین جدید را مطابق با اصول مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر جایگزین نمود ، انوقت به سوى مرحله دوم مى رود ، برگزاری اولين انتخابات آزاد ، پس از پروسه دو ساله استقرار احزاب سياسى در كشور برای تعیین خط مشی سیاسی و اقتصادی نظام آینده کشور که مبنای آن آراى ملت و هدف آن تامین آزادى ، برابرى حقوقى و مطالبات اساسی ملت خواهد بود .
على گرجى

جنبش فعالان حقوق بشر ایران

۱۳۹۱ آذر ۶, دوشنبه

بيانيه احمد شهيد در ارتباط با وضعيت حقوق بشر در ايران


خبرگزاری هرانا - احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل پس از یک سفر ۱۲ روزه به آلمان، سوئد و نروژ و گفت‌وگو با شاهدان عینی و فعالان حقوق بشر، طی بیانیه‌ای در اسلو به جنبه‌های گوناگون نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران اشاره کرد.

گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور وضعیت حقوق بشر در ایران در یک کنفرانس مطبوعاتی در اسلو، پایتخت نروژبا قرائت بیانیه‌ای نظر خود را درباره وضعیت حقوق بشر در ایران ابراز کرد.
احمد شهید در آغاز بیانیهٔ خود از دولت‌های آلمان، سوئد و نروژ قدردانی کرد و گفت که این سه کشور با تقاضای او برای اجرای «مأموریت فاکت‌یابی» در کشور‌هایشان بدون قیدوشرط موافقت کرده بودند. وی گفت که این مأموریت بسیار موفقیت‌آمیز بود و او توانسته است مجموعهٔ ارزشمندی از اطلاعات را طی مأموریت خود در برلین، استکهلم و اسلو گردآوری کند.
به گزارش شبکه سی ‌ان ‌ان، احمد شهید در کنفرانس مطبوعاتی خود در ۲۲ نوامبر (۲ آذر) در اسلو گفت: "در طول ۱۲ روز گذشته من با ده‌ها فرد ایرانی‌تبار، فعال حقوق بشر، مقامات دولتی و کار‌شناسان آکادمیک ملاقات و گفت‌وگو کردم."
وی از تمام کسانی که اطلاعات خود را، به‌ویژه کسانی که به‌عنوان شاهد عینی دست‌اول، مشاهدات خود را در رابطه با وضعیت حقوق بشر در ایران در اختیار او گذاردند، تشکر کرد.
آقای شهید تأکید کرد که وی برای سنجش میزان اعتبار و باورمندی اظهارات شواهد، معیارهای سختگیرانه‌ای در نظر گرفته است. بر پایهٔ این سنجه‌ها، وی در این سفر به شهادت‌های قابل باوری دست یافته است که تصویری بسیار نگران‌کننده از وضعیت حقوق بشر در ایران را بازتاب می‌دهند.
افزایش نگران‌کنندهٔ شمار اعدام‌ها
احمد شهید گفت که شمار اعدام‌ها در ایران به مرز هشدارآمیزی رسیده است که طی هفته‌ها و ماه‌های گذشته سرعت‌گرفته‌اند. "بر اساس گزارش‌های موثق، چنان‌که خود دولت ایران نیز موردهای بسیاری را تأیید کرده، شمار اعدام‌ها در دو هفتهٔ گذشته دست‌کم ۳۲ مورد ولی احتمال می‌رود که ۸۱ مورد بوده باشد."
گزارشگر ویژه سازمان ملل گفت که به‌رغم تقاضای‌های مکرر جامعه بین‌الملل برای توقف اعدام‌ها در ایران و ابراز نگرانی نسبت به تشکیل دادگاه‌های منصفانه علیه مته‌مان، فقط در ماه اکتبر سال جاری ۱۰ نفر، از جمله سعید صدیقی، اعدام شده‌اند.
وی گفت: "افزایش اعدام‌ها در ایران برای من بسیار هشداردهنده است، و من دولت ایران را یکبار دیگر فرامی‌خوانم به تعهدات بین‌المللی خود در تضمین دادگاه‌های منصفانه و توقف مجازات اعدام پایبند بماند."
وضعیت وخیم اقلیت‌ها در ایران
آقای شهید اظهار داشت: "من نسبت به نوع رفتار با اقلیت‌های گوناگون در این کشور، که آماج اصلی سیاست‌های سرکوبگرانه حکومت ایران هستند، ابراز نگرانی می‌کنم. این فقط اقلیت‌های دینی که به‌رسمیت شناخته نمی‌شوند، مانند بهائیان و یارسان [اهل حق] نیستند، بلکه گروه‌های به‌رسیمت شناخته‌شده‌ای مانند جماعت‌های دینی مسیحیان و جماعت‌های معینی از مسلمانان سنی نیز هدف فشارهای فزاینده قرار دارند. من همچنین به‌شدت نگران اقلیت‌های قومی، ازجمله بلوچ‌ها، کرد‌ها، عرب‌های اهوازی، ترکمن‌ها و مردم آذربایجانی هستم که محرومیت‌آن‌ها، در کنار سرکوب‌های سیاسی، با فشارهای زبانی و فرهنگی نیز توأم است."
بدترشدن وضعیت زنان در ایران
گزارشگر ویژه سازمان ملل در بیانیهٔ خود به معضلات زنان نیز پرداخت. وی گفت: "وضعیت زنان در ایران طی ماه‌های گذشته بد‌تر شده است، به‌ویژه از زمانی که سیاست آموزشی تفکیکی [تفکیک جنسیتی] به اجرا درآمده است، و فعالان حقوق زنان مورد آزار قرار می‌گیرند و‌گاه به‌خاطر آزادی بیان، از جمله دفاع از حقوق زنان و یا حقوق آموزشی و اظهارات فرهنگی دستگیر می‌شوند."
احمد شهید اشاره کرد که بر اساس یک لایحهٔ دولت جمهوری اسلامی که در مجلس این کشور در دست بررسی است، زنان زیر ۴۰ سال فقط با اجازه ولی و قیم خود موفق به دریافت گذرنامه خواهند شد.
آقای شهید افزود که وضعیت اقلیت‌های جنسی (دگرباشان) نیز بسیار هشداردهنده است، زیرا دولت بر هر نوع رابطه‌ای که با موافقت طرفین برقرار شده، نظارت شدید دارد.
فشار شدید دولت ایران بر فعالان حقوق بشر
احمد شهید در بخش دیگری از بیانیه‌ای خود گفت: "دولت ایران به آزار، دستگیری و زندانی‌کردن مدافعان حقوق بشر، که‌گاه خود حقوقدان هستند، همچنان ادامه می‌دهد، و نگرانی جدی در مورد استقلال حقوقدانان و نیز استقلال قوه قضائیه برانگیخته است. در حالی‌که من از آزادی کشیش یوسف ندرخانی در ماه سپتامبر خشنود گشتم، ولی تأسف خوردم که چند روز پس از آن مقامات ایران وکیل‌مدافع او، محمدعلی دادخواه را احضار کردند و او را به اتهامات واهی به زندان افکندند. خانم نسرین ستوده، دیگر حقوقدان و مدافع حقوق بشر هم‌اکنون زندانی است که به دلیل رفتار مقامات با خانواده‌اش در اعتصاب غذا به سر می‌‌برد‌، و من به‌شدت نگران وضعیت او هستم."
آقای شهید با ابراز نگرانی نسبت به خبر مرگ وبلاگ‌نویس ایرانی ستار بهشتی در زندان گفت که او به دلیل حق قانونی خود در آزادی بیان به زندان افتاده بود و به احتمال در اثر جراحات ناشی از شکنجه جان خود را از دست داده است.
گزارشگر ویژه سازمان ملل در این رابطه دولت جمهوری اسلامی را خطاب قرار داد و گفت: «من انتظار دارم که دولت ایران تحقیقاتی گسترده، بی‌طرفانه و شفاف در مورد علت مرگ وی صورت دهد و روش تحقیق و نتایج آن را علنی سازد، و هر فردی که در مرگ او دست داشته است را مجازات کرده و خسارت وارده به خانوادهٔ وی را به طور متناسب جبران کند.»
آقای شهید به دیگر قربانیان رویدادهای خونین پس از انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۸۸ اشاره کرد. وی یکبار دیگر بر فراخوان گذشتهٔ خود تأکید کرد که مقامات ایران باید برای روشن شدن علت مرگ افرادی که در ناآرامی‌های پس از انتخابات سال ۸۸ کشته شده بودند، تحقیقات بی‌طرفانه‌ای را آغاز کند.
احمد شهید گفت: "متأسفانه به نظر می‌آید که فضا برای هر نوع اندیشه و بیان مستقل تنگ است و مقامات دولت ایران، به هر دلیلی، با نقض تعهدات بین‌المللی و حتا نقض قوانین خود، مایل بدان نیستند."
گزارشگر ویژه سازمان ملل در پایان بیانیه‌ی خود ابراز امیدواری کرد که دولت ایران در رابطه با آنچه او در این بیانیه‌ و نیز در جزئیات گزارش‌های خود ارائه داده است، به منظور احترام حقوق بشر، آزادی و حاکمیت قانون، رویکرد خود را تغییر دهد.
آقای شهید پس از پایان سخنان خود به پرسش‌های حضار پاسخ گفت.

۱۳۹۱ آبان ۱۶, سه‌شنبه

به خاطر بياوريد و باور کنید ..

علی سعیدی، نماینده رهبری نظام جمهوری اسلامی در سپاه پاسداران گفته بود که "نقش مردم در حکومت دینی مساله‌ای چالش برانگیز است .. برخی عقیده دارند مشروعیت نظام و همه مسائل در حکومت دینی از رای مردم نشات می‌گیرد. این یک انحراف است".
 آقای سعیدی بنا به گزارش وبسايت رسمى سپاه گفت : "قراردادهای اجتماعی نمی‌توانند منشا عمل ما باشد."

 از آنجا كه نظام جمهورى اسلامى مشروعيت خود را از آراى مردم نمى گيرد ، پس هر انتخاباتى در كشور فاقد مشروعيت مى باشد مگر آنكه اين مشروعيت از جانب حاكمان نظام به مردم تفويض شود و اين البته به ميل و مصلحت حاكمان نظام بستگى دارد ، آنقدر كه ممكن است روزى مصلحت به تفويض باشد و روز ديگر مصلحت ايجاب كند كه "مشروعيت مرحمتى " پس گرفته شود .  اما منشاء قدرت حاكمان نظام چيست كه مى توانند مشروعيت آراى عمومى را قربانى امیال خود كنند و قرار داد هاى اجتماعى را زير پا بگذارند و بر اساس آنچه كه خود صلاح مى دانند عمل كنند ؟ آيا هيچ اصلى در قانون اساسى نظام جمهورى اسلامى وجود دارد كه بتواند مانع از بروز چنين استبدادى بشود ؟ براى يافتن پاسخ اين سوال تنها كافى است كه ببينيم قانون نهائى يا به تعبير ديگر ، اصل مرجع در قوانين اساسى نظام استبداد كدام است .. اصل برتر يا اصل مرجع قانون اساسى ، اصلى است كه حجت  را بر همه اصول ، مواد و مقررات منتج از قانون اساسى كشور تمام مى كند ، همزادش را گاه و بيگاه در گردش كار سه قوه كشور مى بينيم ، وقتى كه " حكم حكومتى "، اجماع آراى نمايندگان دست نشانده مجلس را مى شكند و قانون هاى زيرين خود را زير پا له مى كند ، يا بر كفه ترازوى عدالت قاضى القضات سنگينى مى آورد و ترازو را از توازن مى اندازد و يا آنكه مسير نوكران قوه اجرائى كشور را تعيين مى كند ، اين حكم تبر سان استبداد ، چيزى نيست جز حكم شرع فقهاى حكومتى كه بر اساس اصل چهارم قانون اساسى جمهورى اسلامى بر همه اصول ، مواد و مقررات كشور آمرانه اشراف دارد و همچون حكم حكومتى مى تواند بر اساس آنچه كه فقهاى حكومتى مصلحت بدانند كمر تمام اصول ، قوانين و مقررات جامعه را بشكند و قاطعيت استبدادى خود را به ثبوت برساند . پس  به خاطر بياوريد و باور کنید كه وقتى كسى از ميان حكومت مى گويد مشروعيت نظام از آراى مردم نيست .. يا قوانين اجتماعى نمى توانند منشاء عمل حاكمان باشند از روى شكم یا خلاف قانون صحبت نمیکند چون در جمهوری اسلامی ، شریعت فقهای حکومت،  قانون نهائی را تعیین می کند  ، واز نظر این فقها قانونی که منطبق با شریعت نباشد قانون نیست ، پس بدانيد كه آقای سعیدی ، نماینده رهبری نظام  بيهوده نمى گويد و منشاء گفته اش در اصل چهارم قانون اساسى كشور ، موجود و قابل رويت است .
 
 اصل چهارم قوانین اساسی نظام استبداد می گوید :

 " کلیه قوانین و مقررات مدنی ، جزائی ، مالی ، اقتصادی ، اداری ، فرهنگی ، نظامی ، سیاسی و غیر اینها ... باید بر اساس موازین اسلامی باشد ، این اصل بر اطلاق یا عموم همه اصول قانون اساسی و قوانین و مقررات دیگر حاکم است ... و تشخیص این امر بر عهده فقهای شورای نگهبان است . "

علی گرجی
سخنگوی تشکیلات جنبش فعالان حقوق بشر ایران
http://www.icfreedomiran.com
http://icmanmibinam.blogspot.com
http://www.facebook.com/ic.freedom
http://twitter.com/#!/icfreedomirania
http://www.youtube.com/user/icfreedomiran
http://www.facebook.com/IC.MIHRA
http://soundcloud.com/icfreedomiran/