۱۳۹۰ تیر ۳۱, جمعه

در قانون اساسی کشور ، همه امور کلیدی کشور در اختیار فقهای حکومتی است ..

اصل نود و چهارم قانون اساسی نظام استبداد می گوید :
کلیه مصوبات مجلس شورای اسلامی باید به شورای نگهبان فرستاده شود ، شورای نگهبان موظف است آن را حداکثر ضرف 10 روز از تاریخ وصول از نظر انطباق " بر موازین اسلامی و قانون اساسی " مورد بررسی قرار دهد و چنانچه آن را مغایر ببینند برای تجدید نظر به مجلس بازگرداند و در غیر اینصورت ، مصوبه قابل اجرا نخواهد بود.
این، اصل نودو چهارم است .. یعنی علی رغم اینکه نمایندگان،  فیلتر گزینشی شورای نگهبان را پشت سر گذاشته اند  و نسبت به فقها و دیدگاه فقهی اظهار وفاداری و سر سپردگی نموده اند  تا بتوانند وارد مجلس شورای اسلامی بشوند  لیکن قابل اعتماد و واجد صلاحیت نیستند و اگر مصوبه ای در مجلس داشته باشند ، این مصوبه تا به تائید شورای نگهبان ( شورای فقها ) نرسد قابل اجرا نخواهد بود .
اینکه فقها بر چه اصلی یا اصولی یا قائده و قانونی این مصوبات را مقبول یا غیر مقبول می دانند ، اصل نود و هشت قانون اساسی این مشکل را برای فقها حل نموده ، تصمیم گیری فقها بر اساس تفسیر شخصی آنها از قانون اساسی صورت می گیرد ..(( تفسیر شخصی ))...
اصل نود و هشت قانون اساسی نظام استبداد می گوید :
تفسیر قانون اساسی به عهده شورای نگهبان است که با تصویب سه چهارم آنان انجام می گیرد .
اصل نود و نه قانون اساسی نظام استبداد می گوید :
شورای نگهبان نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبری ، ریاست جمهوری ، مجلس شورای اسلامی و مراجعه به آراء عمومی و همه پرسی را بر عهده دارد .
یعنی تائید یا عدم تائید نتیجه هر انتخاباتی در کشور ، در اختیار شورای نگهبان ( شورای فقها ) است،  آنچنان که در مورد تائید نتیجه انتخابات اخیر ریاست جمهوری شاهد بودیم  .
این همان قانون اساسی ایست که آقای موسوی می گویند باید به آن باز گردیم .. این همان قانون اساسی ایست که اصلاح طلبان و شورای هماهنگی راه سبز امید در منشور سبز خود اجرای بدون تنازل تمامی اصول آن را  از اهداف اصلی تشکیلات خود دانسته اند .. قانون اساسی ای که سرنوشت ملت را در انحصار فقهای حکومتی قرار می دهد ..
آیا با چنین قانون اساسی می شود یک انتخابات آزاد را برگزار کرد ؟


بخشی از پیام دومین همایش جنبش فعالان حقوق بشر ایران 

www.icfreedomiran.com
http://icmanmibinam.blogspot.com
www.facebook.com/ic.freedom
http://twitter.com/#!/icfreedomirania
http://www.youtube.com/user/icfreedomiran
http://www.facebook.com/IC.MIHRA
http://soundcloud.com/icfreedomiran/

ما نمی توانیم در چهارچوب قوانین فقهی نظام استبداد، شرایط برگزاری یک انتخابات آزاد را داشته باشیم.

آیا با رفتن احمدی نژاد و بازگشت آقای موسوی به جایگاه ریاست جمهوری کشور ، ما به انتخابات آزاد دست می یابیم ؟ .. آیا برکناری خامنه ای از مقام رهبری کشور می تواند به ایجاد شرائط برگزاری انتخابات آزاد در نظام استبدادی جمهوری اسلامی بیانجامد ؟
آنچه که بین ما و اپوزیسیون درون نظام، یعنی " اصلاح طلبان و طیف طرفدار آقای موسوی " شکافی عمیق ایجاد می کند، اختلاف ما بر سر قانون اساسی کشور است .
اپوزیسیون درون نظام معتقد است که جناح تمامیت خواه نمی گذارد که نیروهای سیاسی دیگری که در درون نظام هستند و به  اصل نظام و قانون اساسی نظام معتقدند ،  در قدرت مشارکت کنند .
ما می گوئیم که اگر گروهی ، جریانی ، جناحی توانسته است در یک کشور اقتدار مطلق پیدا کند و تبدیل به جریان تمامیت خواه بشود ، پس در قوائد این نظام یک ضعف اساسی وجود دارد .
آنها می گویند جریان تمامیت خواه طرفدار آقای خامنه ای از اصول قانون اساسی فاصله گرفته است اما نمی گویند که از کدام اصول فاصله گرفته اند .
ما می گوئیم قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی این زمینه و ضرفیت را داشته و دارد که به فقها و به نماینده فقها ، یعنی ولی فقیه که در راس قدرت هستند اختیارات مطلق بدهد و استناد ما برای اثبات این ادعا ، اصل چهارم قانون اساسی نظام استبداد است که حق تعیین سرنوشت ملت را در اختیار فقها قرار می دهد .
به این مکانیزم فریبکارانه در قانون اساسی کشور دقت کنید ! 
اصل نود و سه قانون اساسی می گوید :
" مجلس شورای اسلامی ، بدون وجود شورای نگهبان ( شورای فقها ) اعتبار قانونی ندارد ، مگر در مورد تصویب اعتبار نامه نمایندگان و انتخاب شش نفر حقوقدان اعضای شورای نگهبان . " که  از جانب مجلس تعیین می شوند
ظاهرا به این معنی است که اگر 50% آراء متعلق به فقها است ، 50% دیگر در اختیار نمایندگان ملت قرار دارد ، اما حالا از آن طرف در نظر بگیرید که نمایندگان مجلس ، پیش از ورود به مجلس باید به وسیله فقها تائید صلاحیت بشوند ، یعنی نماینده ای می تواند در انتخابات مجلس شرکت کند که اراده فقها را در تصمیم گیری های خود پذیرفته باشد، در این صورت  اختیارات فقها  از 50% ظاهری ، به 100% عینی می رسد و این اراده در طول کلیه تصمیم گیری های نمایندگانی که با نظارت استصوابی وارد مجلس شده اند به شکل قانونی و در مواردی که از کنترل خارج بشوند با اتکا به حکم ولایتی، بر آن ها تحمیل می شود .
حالا بیائید از خود بپرسیم که آیا با وجود اختیارات مطلقی که قانون اساسی جمهوری اسلامی به فقهای حکومتی می دهد  ، می توانیم در چهارچوب این قانون اساسی نظام استبدادی، به برگزاری یک انتخابات آزاد بیاندیشیم ؟


بخشی از پیام دومین همایش جنبش فعالان حقوق بشر ایران 

www.icfreedomiran.com
http://icmanmibinam.blogspot.com
www.facebook.com/ic.freedom
http://twitter.com/#!/icfreedomirania
http://www.youtube.com/user/icfreedomiran
http://www.facebook.com/IC.MIHRA
http://soundcloud.com/icfreedomiran/

۱۳۹۰ تیر ۲۷, دوشنبه

بحث اول ما ، تحریم انتخابات در نظام استبدادی جمهوری اسلامی است

برای برگزاری یک انتخابات آزاد " همه نیروهای سیاسی موجود " در داخل و خارج از کشور باید بتوانند در انتخابات شرکت کنند. 
لازمه شرکت همه نیروهای سیاسی در انتخابات ، حضور آزادانه نیروهای سیاسی در داخل کشور است .
نیروهای سیاسی باید بتوانند تشکیلات خود را در داخل کشور بطور علنی بر پا کنند .
حق تبلیغ و ترویج عقاید و برنامه سیاسی خود را داشته باشند ..
حق تاسیس رسانه خصوصی داشته باشند ..
آزادی بیان داشته باشند ..
باید بتوانند با برگزاری میتینگ های سیاسی مخاطبین خود را جذب کنند .. عضو گیری کنند ، و از طریق آرای عمومی در فعالیت های سیاسی کشور مشارکت کنند.
هیچکس جز آرای عمومی ملت حق تعیین صلاحیت اشخاص یا نیروهای سیاسی برای شرکت در انتخابات را ندارد ، معیار تعیین صلاحیت افراد یا نیروهای سیاسی ، آرای عمومی ملت است . آنکس که رای می آورد در مدیریت سیاسی کشور می ماند وبه خدمت ملت در می آید و آنکس که رای نمی آورد در مدیریت سیاسی کشور نمی ماند  اما حضور دارد ، به فعالیت خود ادامه می دهد ، حق انتقاد دارد  و می تواند انتقاد خود را در محکمه افکار عمومی جامعه دنبال کند ، می تواند تلاش کند که اعتماد مردم را بدست آورد .. و همه این کار از طریق گفتگو با ملت ، پاسخ به مطالبات ملت و کسب اعتماد ملت صورت می گیرد ..
ضرورت دیگر برای برگزاری یک انتخابات آزاد ، حضور آزاد و مستقل نیروهای مدنی و صنفی است ، این ها در انتخابات سیاسی کشور نقشی  مهم و اساسی خواهند داشت ،  تنها تشکل های مستقل و آزاد صنفی و مدنی می توانند پی گیر اساسی ترین خواسته های صنفی و مدنی ملت باشند و به همین دلیل تاثیر مهمی در پاسخگوئی نیروهای سیاسی کشور خواهند داشت .
ما  انتخابات آزاد را .. با شرائط یک انتخابات آزاد می پذیریم .
پس وقتی راجع به برگزاری یک انتخابات آزاد صحبت می کنیم ، منظور این نیست که فقط تعداد محدودی از احزاب می توانند در جریان انتخابات شرکت کنند .. منظور این نیست که کاندیدا بصورت استصوابی تعیین شوند ، منظور این نیست که مطبوعات و رسانه ها در انحصار گروه خاصی باشند ، منظور این نیست که نمایندگان سیاسی یا شخصیت هائی که دارای عقاید متفاوت سیاسی هستند ، به وقت شرکت در انتخابات ، به دلیل داشتن انتقاد یا مخالفت با نظام ، از فعالیت سیاسی محروم باشند ، در زندان ، در سلول انفرادی و یا زیر شکنجه باشند .. و یا حتی در انتظار اعدام باشند ..
سوال ما این است ، آیا برگزاری انتخابات آزاد  با چنین شرائطی در نظام استبداد فعلی امکان پذیر است ؟
جنبش فعالان حقوق بشر ایران می گوید نه ...امکان پذیر نیست ..

قسمتی از پیام دومین همایش جنبش فعالان حقوق بشر ایران

www.icfreedomiran.com
http://icmanmibinam.blogspot.com
www.facebook.com/ic.freedom
http://twitter.com/#!/icfreedomirania
http://www.youtube.com/user/icfreedomiran
http://www.facebook.com/IC.MIHRA

ما حقوق بشر اسلامی نداریم ، حقوق بشر یک قرائت بیشتر ندارد و آن حقوق برابر برای همه افراد بشر است ، با هر جنسیت و مذهب و عقیده

حقوق بشر حقوق همه افراد بشر است با هر رنگ ، نژاد ، جنسیت ، قومیت و هر مذهب و عقیده ای که دارند .. در نتیجه وقتی می گوئیم حقوق بشر اسلامی ، در واقع حقوق بشر را نقض می کنیم .
حقوق بشر اسلامی یعنی حقوقی که اسلام برای بشریت در نظر گرفته ، یعنی حقوقی مطابق با شرع اسلام ، یعنی اگر شما مسلمان نباشید این حقوق بطور کامل شامل حال شما نمی شود ، یعنی تبعیض می گذارد بین مسلمان و غیر مسلمان ، قرائتش هم بستگی به تفسیر تحت اللفظی فقهای اسلامی دارد ، یعنی ممکن است آنچه که تا دیروز حق شما محسوب می شده ، امروز حق شما نباشد ، چون امروز صلاح دین چیز دیگری می گوید ، زمانی یک پاپ قرون وسطی ای نقشه افلاک بطلمیوسی را کفر مطلق  می خواند و در زمان دیگری ، پاپ دیگری همان نقشه بطلمیوس را عین آیه خداوند مقدس می داند و سپس  مدعیان نقشه جدید کوپرنیک را به ذلت می کشاند.
حقوق بشر یک قرائت بیشتر ندارد .. وقتی کسی می گوید حقوق بشر اسلامی ، یعنی تبعیض قائل می شود ، یعنی حقوق بشر را نقض می کند ، چون در مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر ، هر عاملی که بتواند بین حقوق افراد بشر ، بین حقوق زن و مرد ، بین حقوق اقوام ، بین حقوق مذاهب متفاوت با هر قرائتی ، بین حقوق عقاید متفاوت تفاوت بگذارد ، حقوق بشر را نقض کرده است

بخشی از پیام دومین همایش جنبش فعالان حقوق بشر ایران

www.icfreedomiran.com
http://icmanmibinam.blogspot.com
www.facebook.com/ic.freedom
http://twitter.com/#!/icfreedomirania
http://www.youtube.com/user/icfreedomiran
http://www.facebook.com/IC.MIHRA

۱۳۹۰ تیر ۱۹, یکشنبه

سبزهای شیرین .. سبز های تلخ ( طنز جلیل خامنه )


طنز جلیل خامنه
 
گروهی معتقدند که اگر چه جریان اقتدارگرا، یا تمامیت خواه با ایجاد انحصارات سیاسی امکان برگزاری انتخابات آزاد را از ملت سلب نموده ، اما  می توان با شرکت در انتخابات و عقب راندن تدریجی جریان اقتدارگرا در دراز مدت، شرائط را به پیش از بحران انتخابات ریاست جمهوری اخیر باز گرداند، در نتیجه این عده، مصالحه با جریان اقتدارگرا یا تمامیت خواه را در دستور کار خود قرار داده اند و اخیرا آنقدر در این زمینه پافشاری می کنند   که نه تنها شروط  خود برای ورود به انتخابات را فراموش کرده اند، بلکه حاضراند به شرط های جریان اقتدارگرا هم تن در دهند . این گروه،  بخشی از اپوزیسیون درون نظام هستند که از هنگام حصر آقایان موسوی و کروبی ، ضرورتی نمی بینند که راجع به زیر پا گذاردن اصول قانون اساسی به وسیله جناح حاکم، سخنی به میان بیاورند، بلکه برای خروج هر چه سریعتر از بحران موجود ، با کمال فداکاری بر روی بخشش اصلاح طلب ها بوسیله جریان اقتدارگرا سرمایه گذاری می کنند ، آنها به این نتیجه رسیده اند که به جای استفاده از اهرم فشار مردم و جنبش سبز در خیابان های سیاسی کشور که معلوم نیست راه به کجا می برد ، از خر شیطان پائین آمده در مقابل فاتحان سر فرو آورده و فعلا به همین قاچ زین بسنده کنند ، در نتیجه با صدای بلند فریاد می زنند که ما اهالی جنبش سبز نیستیم .. ما از ملت نیستیم .. در مورد آقایان موسوی و کروبی هم اگر امیدی به ایشان داشتیم،  در بازار آزاد نمی فروختیم اشان .. پس ما اصلاح طلب هستیم و در هر انتخاباتی شرکت می کنیم به امید آنکه به صحنه باز گردیم و در چهار چوب قانون اساسی در قسمت کوچکی از قدرت سهیم بشویم .
و اما طیف دیگری هم در جنبش سبز هستند که گروه اول و اساسا اصلاح طلبان را خارج از جنبش سبز می بینند ، این طیف درخواستی فراتر دارد و به دلیل نبودن رهبران اصلی خود یعنی آقایان موسوی و کروبی که اعضای این طیف شدیدا نسبت به آنها اظهار وفاداری می نمایند هنوز در باره انتخابات تصمیم روشنی نگرفته اند ، آنها شروطی دارند که مهمترین قلم آن ، آزادی آقایان موسوی و کروبی است ، قرار است تا آن موقع در چهارچوب قانون اساسی حرکت کنند و اگر عیب و ایرادی هم به قانون اساسی داشتند نظرشان محترم است  چون باید در همین چهارچوب بمانند ، مابقی خواسته های آنها ، آزادی زندانیان اصلاح طلب ، آزادی مطبوعات اصلاح طلب ، برابری اقوام اصلاح طلب و اقلیت های اصلاح طلب ، احترام به حقوق زن های اصلاح طلب با حفظ قابلیت 50 درصدی و احیانا تعدد زوجات در اندرونی ها ، آزادی انتخابات برای اصلاح طلبان ، برداشتن نظارت استصوابی از روی سر اصلاح طلبان در چهارچوب قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی است . اعضای این طیف  با موضع گیری اصلاح طلبان نسبت به شرکت در انتخابات بشدت مخالف اند و به همین دلیل اوقات خود را به ایجاد کمپین های خصوصی برای زندانیان اصلاح طلب ، همراهی با اعتصاب غذای زندانیان اصلاح طلب در خارج از زندان و سرودن اشعار رمانتیک و حماسی در وصف همرزمان و رهبران اصلاح طلب و برگزاری شام غریبان برای شهدای اصلاح طلب می گذرانند . طرفداران این طیف در چهارچوب قانون اساسی نظام ،  در کلیه رسانه های خارج از کشور شرکت می کنند و آنقدر شرکت می کنند که این رسانه ها را اشباع کنند تا مثل صدا و سیمای جمهوری اسلامی ، فرصت گفتن را در انحصار خود بگیرند  و نگذارند که نیروهای سیاسی وابسته به بیگانگان در خارج از کشور پیام های ضد انقلابی از خود منتشر کنند ، طرفداران این طیف با حضور گسترده و وبلاگ های بیشمار و فیس بوک های بیشمار و سایت های بیشمار همواره در تلاش هستند که فضای مجازی راهم سبز نگه دارند ، از این رو ارتش سایبری خود را بر علیه مخالفین اصلاح طلبان تجهیز نموده و هر نوع شعاریا مطلبی را که با چهار چوب قانون اساسی نظام مطابقت نداشته باشد حذف می کنند و آنقدر در این کار مهارت پیدا کرده اند که از فشار بر روی برادران ارتش سایبری نظام کاسته شده و به تازگی آنها  می توانند به مرخصی هم بروند . طرفداران این طیف در جنبش سبز  بر علیه رهبر و احمدی نژاد که اصول قانون اساسی را زیر پا گذارده اند شعار های آتشین می دهند و بخصوص احمدی نژاد را به شکل میمون ، آدولف هیتلر و توله سگ فتوشاپ می کنند و البته رهبر را هم به شکل دراکولا یا ضحاک به تصویر در می آورند ، چون این دو نفر را عامل حصر آقای موسوی می بینند . برای همین است که ترجیح می دهند در چهارچوب قانون اساسی فقط شعار مرگ بر دیکتاتور بدهند ، آنها فضای مجازی را آکنده از عطر اشعار سبز خود می کنند ، اشعاری اسطوره ای که حکایت از فراق مرشد و معشوق دارد ، اعضای این طیف ممکن است تا مادامی که آقایان موسوی و کروبی و خصوصا آقای موسوی آزاد نشوند در همین فضای شاعرانه بمانند و تصمیم عجولانه ای نگیرند که یکوقت خدای نکرده منجر به خروج آنها از چهارچوب قانون اساسی شود .
البته طیف دیگری هم در جنبش سبز هستند که احتمالا زیاد مهم نیستند چون  کسی به آنها اشاره نمی کند و آنها را به حساب نمی آورد ، طیف بد دهن و بی تربیتی که هی می خواهند به خیابان ها بروند و از چهارچوب قانون اساسی بیرون بیایند و شعارهای نامربوط و سطح پائین بدهند و انگار که ارث پدرشان را از نظام می خواهند . اعضای این طیف ، گستاخ ، و ساختار شکن اند .. تلخ اند .. شرورند .. ، آنها نمی فهمند که سر دادن شعار مرگ بر دیکتاتور ، یعنی مرگ بر احمدی نژاد چقدر لذت بخش است ، یعنی دل آدم را خنک می کند . آنها با رفتار های تند خود مرتب تلاش می کنند که رنگ گرم سبز سیدی را به سبزینه بدل کنند . آنها شعور دراما ندارند و همواره با روحیه خشن خود لطافت و شیرینی جنبش سبز را تخریب می کنند . این عده اصلا توجه نمی کنند که رهبران جنبش سبز در حصر هستند و در چنین شرائطی تنها باید به راهپیمائی سکوت بروند و یا در فراق رهبران به سوگ بنشینند . آنها خیلی جسورند و اگر جلوشان را نگیرید از چهارچوب قانون اساسی عبور می کنند ، سکوت خیابان های سیاسی کشور را می شکنند و شعارهای سطح پائین و تلخ می دهند .. شعارهائی مثل :
استقلال .. آزادی .. جمهوری ایرانی
نان ، مسکن ، آزادی ، حق مسلم ماست .. قانون استبدادی دشمن ملت ماست .

کامنت ها :
ندای سبز – واقعا همین ها هستند که آبروی سبزهارو بردند ، اصلا کی گفت که این ها عضو جنبش سبز هستند ؟ خب برن یه رنگ دیگه انتخاب کنند ، رنگی که به روحیه شون بخوره .. جنبش سبز یک جنبش شیرینه و نمی خواد از چهارچوب قانون اساسی عبور کنه ..
راه سبز – یاران  به خاطر داشته باشید که در عین حفظ چهارچوب قانون اساسی ، شعار مرگ بر دیکتاتور را فراموش نکنید و   از دادن شعار های متفرقه و ساختار شکنانه که چهارچوب قانون اساسی را به خطر می اندازد پرهیز کنید .

عشق سبز – حصر تو مانع عشقم نیست موسوی .....

رویای سبز – تو رویای سبز منی موسوی ..

اشک سبز – شعله سبز شمع وجودم برای تو می سوزد ای میر سبز ...

اتحاد سبز – خدا لعنتشون کنه که ما رو از دیدن روی ماه تو محروم کردند ، مرگ بر دیکتاتور ...

سبز آزاد – شکنجه ، اسارت ، دیگر اثر ندارد .. ملت به جز رفراندم راه دگر ندارد ..

شاهراه سبز – اه ه ه ه .... یکی نیست این کامنت بالا رو پاک کنه ؟ واقعا که ..

سبز زخم خورده – استقلال ، آزادی ، جمهوری ایرانی ...

امید سبز – هیس ... فقط سکوت سبز ...