آقای موسوی عزیز ، حق با شماست ...
- علی گرجی
- علی گرجی
از دروغ و تخلف به کار گرفته شده در انتخابات ، سوال " رای من کجاست ؟ " زاده شد ...
این اولین بارنیست که نظام مرتکب تقلب در انتخابات گردیده ، اما این اولین بار است که مردم برای نشان دادن مهم ترین مطالبات خود ، بر روی " رای من کجاست ؟ " تکیه کرده اند . حتی با در نظر گرفتن اینکه می دانند که خود آقای موسوی هم به صورت استصوابی در انتخابات ، امکان حضور یافته ..
تعبیر ژرفتر " رای من کجاست ؟ " اینست که بگوئیم " حق من کجاست ؟ "..
آیا اساسا من در این نظام حقی دارم ؟ .. براستی چطور می توانم حقی داشته باشم در حالی که اصل چهارم قانون اساسی کشور ، همه حقوق مرا در اختیار فقها گذارده ؟!
وقتی فقها در همه امور کشور حق تعیین تکلیف دارند ، پس طبیعی است که در انتخابات هم تعیین کننده باشند .
سی و دو سال است که این ملت نمی داند حق طبیعی خود را در کجا جستجو کند.
سی و دو سال است که هر جا صحبت از حق ملت به میان آمده ، " ملت " سرکوب گردیده ، چه با قتل عام جمعی جوانان سیاسی کشور ، چه با قتل های زنجیره ای نخبگان کشور ، چه با سرکوب کارگران ، زنان و دانشجویان و چه با یورش وحشیانه به مردمی که اکنون در خیابان های سیاسی کشور حضور دارند.
آقای موسوی می گویند : " اینکه کشور ما بیشترین اعدام ها را نسبت به جمعیتش دارد ناشی از بزهکاری گناهکاران نیست .. ناشی از رخت بر بستن عدالت و مدیریت و حکومت خوب در جامعه است ."
آقای موسوی عزیز ، ملت ما ، این اعدام ها را از پیش از انتخابات اخیر دیده اند، ملت ما شاهد اعدام های گروهی جوانانی بوده اند که تنها به صرف داشتن عقیده ای دیگر به مسلخ نظام رفته اند .. هنوز آثار گور های دسته جمعی عزیزان این ملت بر روی خاک است . جوانانی که شاید حتی به عقیده خود چندان ، اعتقاد و آگاهی نداشته اند ، اما به صرف ایستادگی در مقابل استبدادی که هیچ زبانی جز تحمیل عقیده خود نمی شناسد ، جان اشان را از کف داده اند .
و اما اکنون .. آقای موسوی عزیز ..
شما هنوز هم بر قانون اساسی جمهوری اسلامی تکیه می زنید و مردمی را که تکیه گاه واقعی شما هستند ، به تکیه زدن بر قوانین اساسی استبداد، دعوت می کنید ؟!.. و برای ملتی که آثار شکنجه این حکومت را بر کالبد اشان دارند ، داعیه بازگشت به اصول را دارید ؟!
آقای موسوی عزیز ...
ملت ما ، از هر جنس و قوم و مذهب و عقیده .. آثار چوب فلک این قانون اساسی بر جسم و روح اش متورم است .. اگر اکنون برای شما جایگاه ویژه ای قائل هستیم ، به حسب دعوت شما برای بازگشتن به قانون استبداد نیست ، بلکه به این دلیل است که شما نیز با اعتراض ملت ستمدیده ما هم آواز گردیده اید .
آقای موسوی عزیز ...
سودای انتقام در ما فرو مرده ، حیات ما و مطالبات ما سنگین تر از آن است که به انتقام بیاندیشیم .. ماهیچ چیز غریبی نمی خواهیم .. تنها چیزی که می خواهیم ، آزادی در تعیین سرنوشت این کشور است .. انتخابی که ممکن است به برداشتن قوانین اساسی استبداد بیانجامد .. قوانینی که حق ما و سرنوشت ما را در انحصار فقها قرار می دهد .. و این بزرگترین مصائب این ملت است .
آقای موسوی عزیز ...
ما قوانینی می خواهیم که مبنای آن حقوق برابر باشد ..
حقوق برابر ، مطابق با حقوقی که همه افراد بشر باید داشته باشند ..
در منشور ما .. بازگشت به اصول قانون اساسی کشور که ام الفتنه مصائب ملت است ، جائی ندارد ..
منشور ما .. منشور آزادی بشر است .. منشور حقوق بشر است .. که هر ماده از آن ، ما را به برابری و آزادی انسانی متعهد می سازد .. و گمان نمی کنم که خداوند با آن مخالفتی د اشته باشد ..
آقای موسوی عزیز ...
شما اشاره به حیف و میل ثروت ملی می کنید ؟! .. ملت ما سالهاست که از خود می پرسد ، اگر در کشوری زندگی می کنیم که در زمره ثروتمند ترین کشور های دنیا است ، چرا زندگی ما تا این درجه سخت و طاقتفرسا است ؟ ... و این در حالی است که میلیارد ها دلار از حق این مردم ، به جیب حکام نظام جمهوری اسلامی و جناح های سیاسی کشور های دیگر می رود ، جناح هائی که که در مقابل دریافت پول ، ابزار سیاست های جاه طلبانه حکومت فقها می شوند .. و این کار امروز نیست آقای موسوی ..
شما به اصل چهل و چهارم قانون اساسی اشاره می کنید که باز هم با تخصصی کردن تشخیص امور دنیوی ، دست فقها را بر گلوی اقتصاد این کشور گزارده؟! و ما به اصل چهارم رجوع می کنیم ، که همه دم و بازدم این ملت را به گروگان گرفته است .
آقای موسوی عزیز ...
این جنبش نتیجه اعتراض به یک انتخابات فرمایشی نیست .. هدف این جنبش و موجودیت آن بسیار گرانبار تر و غنی تر از این دایره های محدود تو در تو است که راه به جائی نمی برند .. جنبش سبز ایران نتیجه همه مصائبی است که این ملت در طی سی و دو سال مرارت و فقر و استبداد محض .. تحمل نموده است.و اکنون این نسل ، نماینده همه نسل های پیشین خود است ، حتی نسل هائی که به حسب انتخاب نظام جمهوری اسلامی مورد سرزنش قرار می دهد .. و حتی نسل های پیش از آن .. و نسل هائی که در انقلاب مشروطیت راهی جز مصالحه با فقها نداشته اند .
اما امروز ، آقای موسوی عزیز ...
اگر از این پس گامی بر زمین خیابان های سیاسی کشور کوبیده شود .. به این معنی است که دیگر حاظر به تحمل هیچ انحصاری نیستیم .. نه انحصارات عقیدتی .. نه مذهبی ، نه جنسی و نه قومی ..
ما هیچ خصومتی با هیچ قوم و مذهب و عقیده ای نداریم .. ما فقط حقوق برابر می خواهیم ، حقوقی که تنها در سایه آزادی ملت بدست می آید ، آزادی تعیین سرنوشت .. که اساسی ترین حق این ملت است .. اگر چه یکصد سال به تاخیر افتاده ، اما اکنون آن را می خواهیم .. و در این راه تلاش می کنیم .. و می دانیم و می بینیم که آن را به دست خواهیم آورد .
جنبش فعالان حقوق بشر ایران


