جنبش فعالان حقوق بشر ایران MIHRA
https://soundcloud.com/humanrightsorg/k3sgb5pv1sc8
متن فايل صوتى سخنرانى - جلسه عمومی تشکیلات - سال ۲۰۱۵
متن فايل صوتى سخنرانى - جلسه عمومی تشکیلات - سال ۲۰۱۵
استنباط ما از حقوق بشر !
يه روز داشتم براى يك جوان تحصيلكرده در تهران كه صاحب يك تعميرگاه كوچك بود، از حقوق بشر صحبت مى كردم .. داشتم راجع به عوامل نقض حقوق بشر در ايران مى گفتم ، و اينكه چطور مى شه اين عوامل رو كنار زد ..
وقتى صحبت ام تمام شد .. گفت :
خب !!! همه اينهايى كه مى گى درست ..
اما آيا اون رُفته گر شهردارى هم كه داره بيرون كار مى كنه مى تونه ضرورت اين حركت رو بفهمه ؟؟
آيا حقوق بشر براى اون هم معنايى داره ؟؟
من رفتم سراغ اون رفته گر شهردارى كه بيرون كار مى كرد و ازش خواهش كردم كه بياد داخل تعميرگاه و سوالى رو جواب بده .. اون با من به داخل تعميرگاه اومد و من در مقابل صاحب تعميرگاه ازش پرسيدم ..
يه روز داشتم براى يك جوان تحصيلكرده در تهران كه صاحب يك تعميرگاه كوچك بود، از حقوق بشر صحبت مى كردم .. داشتم راجع به عوامل نقض حقوق بشر در ايران مى گفتم ، و اينكه چطور مى شه اين عوامل رو كنار زد ..
وقتى صحبت ام تمام شد .. گفت :
خب !!! همه اينهايى كه مى گى درست ..
اما آيا اون رُفته گر شهردارى هم كه داره بيرون كار مى كنه مى تونه ضرورت اين حركت رو بفهمه ؟؟
آيا حقوق بشر براى اون هم معنايى داره ؟؟
من رفتم سراغ اون رفته گر شهردارى كه بيرون كار مى كرد و ازش خواهش كردم كه بياد داخل تعميرگاه و سوالى رو جواب بده .. اون با من به داخل تعميرگاه اومد و من در مقابل صاحب تعميرگاه ازش پرسيدم ..
- مى دونى حقوق بشر چيه ؟؟
رفته گر شهردارى بلافاصله جواب داد ؛
بله ..
اگه حقتو بخورن .. اگر كسى به حرفت گوش نده ..
اگه جايى به دادت نرسه ..
اونوقت ، حقوق بشر بايد به دادت برسه ..
رفته گر شهردارى بلافاصله جواب داد ؛
بله ..
اگه حقتو بخورن .. اگر كسى به حرفت گوش نده ..
اگه جايى به دادت نرسه ..
اونوقت ، حقوق بشر بايد به دادت برسه ..
رفته گر شهردارى آدم ساده اى بود ..
اما در ذهنش ، حقوق بشر معنايى داشت .. براى اون .. حقوق بشر ، مرجعى براى دادخواهى ايه ..
بسيارى از مردم فكر مى كنند كه حقوق بشر يك تشكيلات عالى بين المللى ايه .. كه قدرت اجرايى داره ..
و مى تونه حكومت هايى رو كه حقوق مردم خودشون رو زير پا مى گذارند تحت فشار بگذاره ..
و اونها رو محاكمه كنه .. يا توبيخ كنه .. براى همينه كه مرتب مى پرسند .. پس اين حقوق بشر كجاست ؟ چرا به دادمون نمى رسه ؟!
همين ديدگاه ... خيلى ها رو به اين نتيجه مى رسونه كه از حقوق بشر ، كارى بر نمى ياد .. چون در دوران خاكسترى استبداد نظام جمهورى اسلامى ، خصوصا در دهه ٦٠ نتونست كار مفيدى انجام بده .. نتونست جلوى اعدام هاى دهه ٦٠ رو بگيره ..نتونست جلوى سركوب مطبوعات رو بگيره ...نتونست جلوى پايمال كردن حقوق مدنى مردم رو بگيره ..نتونست جلوى سركوب جوان هاى كشور رو بگيره .. نتونست جلوى شكنجه ، سنگسار و اعدام ها رو بگيره .. و بعد همين اين آدم ها ، طبيعتا از خودشون مى پرسند ، شايد حقوق بشر براى مقابله با ظلم و بيعدالتى توانايى كافى نداره!
اين .. اون تعريفيه كه از حقوق بشر ، در ميان مردم ما شايع هست ، مى تونم به جرات بگم كه حتى بين مردم ساير كشور ها هم ، اين تعريف آشناتره ..
شايد امروز در افغانستان ، عراق ، و حالا در يمن و سوريه و فلسطين ، يا حتى آسيا ، آفريقا ، اروپا، روسيه و آمريكا ، آدم هايى باشند كه همين عبارت رو بكار مى برند . "پس اين حقوق بشر كجاست " ؟
حقوق بشر مرجعى براى دادخواهى نيست . دادگاه نيست كه عوامل نقض حقوق بشر رو به محاكمه بكشونه .. سال هاست كه همه استنباطى كه از حقوق بشر در افكار عمومى مردم ما وجود داره غلطه ..
اينكه حقوق بشر ، سازمان يا دادگاهى است كه به پايمال كردن حقوق ما رسيدگى مى كنه ، غلطه ..
اينكه حقوق بشر ، نهادى است كه مى تونه حكومت ها و دولت هاى ما رو به رعايت حقوق ما وادار كنه يا به جرم نقض حقوق بشر محاكمه كنه .. تصور غلطيه ..
سازمان هاى بين المللى حامى حقوق بشر فقط مى تونند حقوق ما رو ، به حكومت هاى ما ، و به دولت هاى ما و به خود ما يادآورى كنند ..
اما قدرت اين رو ندارند كه حكومت ، يا دولت كشور ما رو وادار كنند كه به حقوق ما .. حقوق مردم ما ، احترام بگذارند و اين حقوق رو رعايت كنند .. اگر مى تونستند چنين كارى بكنند ، فرزندان كشورمون به جرم دگر انديشى و عقيده سياسى ، به جرم اعتراضات مدنى ، صنفى و سياسى .. زندانى ، شكنجه و اعدام نمى شدند ..
خيلى از كشورها هنوز اجراى مفاد اعلاميه جهانى حقوق بشر رو نپذيرفته اند ، و كسى هم نمى تونه اونهارو وادار به پذيرش اين قضيه بكنه .. خيلى از كشور ها هم رعايت مفاد اعلاميه جهانى حقوق بشر رو پذيرفته اند ، اما وقتى مرتكب نقض حقوق بشر مى شوند ، كسى نمى تونه اونها رو مجازات كنه ..حتى نمى شه بهشون فشار آورد !!
چون ممكنه از اين توافق خارج بشن و ديگه حتى امکان اعتراض کردن رو هم از دست بدهند !!
سال ها بود كه احمد شهيد ، نماينده سابق شوراى حقوق بشر سازمان ملل ، پشت در هاى بسته ى جمهورى اسلامى ايستاده بود و بهش اجازه ورود نمى دادن كه بتونه در مورد نقض حقوق بشر در ايران گزارشى تهيه كنه ..
واقعيت اينه كه ، هيچكدوم از اين سازمان ها .. قادر نيستند جمهورى اسلامى رو تا به اين مرحله تحت فشار بگذارند كه دست از جنايت و شكنجه و آزار مردم برداره ..
دولت هاى غربى هم قادر نيستند در زمينه ى حقوق بشر به جمهورى اسلامى فشار بيارند ..
براى اونها حقوق بشر، يه جور ابزاره .. و وقتى پاى منافع كشورشون به ميون بياد ، چشم اشون رو به روى همه ى مصائب ما مى بندند ..
دولتهاى خارجى نمى تونند منافع كشورشون رو فداى ما كنند ..
و اگر تصميم بگيرند كه سر سفره جمهورى اسلامى بنشينند ..
سرنوشت ما، آزادى و حقوق ما ، ديگه براشون اهميتى نخواهد داشت . واقعيت اين است كه حتى اگر نسبت به مصائب مردم ما احساس مسئوليت هم مى كردند .. باز هم نمى تونستند كارى انجام بدهند .. اين همه اعتراض هاى سازمان هاى بين المللى به نقض حقوق بشر در ايران ، به كجا رسيده ؟
اعدام ها متوقف شده ؟
دستگيرى مخالفين پايان گرفته ؟
مطبوعات و رسانه ها آزاد شده اند ؟
انتخابات ، آزاد شده ؟
زنان به حقوق برابر رسيده اند ؟ حتى مردان هم در اين جامعه ى مرد سالار ، فاقد حقوق انسانى و برابر هستند ..
فعاليت احزاب سياسى آزاد شده ؟
تبعيض نسبت به اقوام و مذاهب ايرانى ها ازبين رفته ؟
آيا فعاليت مستقل نهاد هاى مدنى و صنفى آزاد شده ؟
انحصارات اقتصادى حكومت از سر مردم برداشته شده ؟
آيا فرصت هاى برابر ، براى جوان هاى ما فراهم شده ؟
آيا قدمى براى تامين زندگى كودكان كار برداشته شده ؟
قدمى براى تامين زندگى تن فروشان برداشته شده ؟
آيا مافياى اقتصادى تجارت حكومت ، مافياى صنعت و خدمات ، از ميان رفته ؟ نه ..
همه ما خوب مى دونيم كه هيچ كدوم از اين كارها به نتيجه نرسيده ..با اينكه دولت ها و سازمان هاى بين المللى مرتب نسبت به نبود آزادى ، امنيت و حقوق بنيادين مردم ما هشدار مى دهند ، اما اين هشدار ها هيچ تاثير جدى بر تغيير رفتار حكومت نداشته ، و هيچ كارى در اين زمينه ها صورت نگرفته .. پس نبايد منتظر باشيم كه سازمان هاى بين المللى ، سازمان ملل ، يا شوراى حقوق بشر ، يا دولت هاى خارجى .. حقمون رو بهمون بر گردونند .. اساسا نبايد منتظر باشيم كه "كسى" حقوق امون رو بهمون برگردونه ..
اين "تفكر" .. تفكر غلطيه !!!! .. اين سازمان ها ، حتى اگر بخوان هم نمى تونن چنين كارى انجام بدهند ، قدرت اونها با قدرت اراده ى ما مردم قابل قياس نيست .. اونها نمى تونند كارى رو كه ما مى تونيم انجام بديم ، انجام بدن .. حقوق بشر ، حقوق ماست ، حقوق تك تك اعضاى جامعه ماست ، تنها كسى كه مى تونه حق امون رو بهمون بر گردونه ، خود ما مردم هستيم ، مردم ايران ، با تمام تفاوت هاى جنسيتى ، عقيدتى ، قومى ، سياسى ، مذهبى ، نژادى ، زبانى و ساير تفاوت هايى كه داريم .. ما مردم اين سرزمين قدرت بزرگى هستيم ، تنها قدرتى هستيم كه مى تونيم حق خودمون رو پس بگيريم ، اما واقعيت اينه كه براى گرفتن حق امون بايد مبارزه كنيم .. راه ديگرى وجود نداره .. و تازه وقتى حق امون رو پس گرفتيم ، باز هم بايد مبارزه كنيم ، تا كسى نتونه حقى رو كه بدست آورديم دوباره ازمون بدزده .
اونجايى كه مادران و پدران ما ، بعد از انقلاب مشروطه ، از مشاركت در مديريت سياسى و مدنى جامعه فاصله گرفتند و مسئوليت صيانت از حقوق اشون رو به ديگران سپردند ، مشروطه سقوط كرد ..
اين اتفاق در دوران مصدق هم تكرار شد .. و اونجايى كه ما ، بعد از انقلاب ٥٧ از حضور و مشاركت در تصميم گيرى هاى حياتى و حقوقى كشورمون فاصله گرفتيم ، و مسئوليت صيانت از حقوق فردى امون رو به ديگران سپرديم ، اهداف انقلاب ما سقوط كرد و دست آورد هايى كه منتظرش بوديم ، به همراه اجساد فرزندان امون به خاك سپرده شد ، اين يك واقعيت تلخه .. اما واقعيته .. هر جا كه بنشينيم تا ديگران حق امون رو بجا بيارن ..
حق امون رو از دست مى ديم ..
مبارزه ى ما .. براى احقاق حقوق امون ، بايد مستمر و دائمى باشه ..
نمى تونيم توى خونه بنشينيم و منتظر باشيم كه شخص يا گروه ديگرى به جاى ما مبارزه كنه ...
براى كسب حقوق امون ، اونقدر بايد آمادگى داشته باشيم كه وقتى چيزى مى شنويم يا مى خونيم يا مى بينيم ، كه به نظر مى ياد داره حقى از حقوق ما مردم رو پايمال مى كنه ، نبايد منتظر بنشينيم تا شخص ديگرى به جاى ما دادخواهى كنه ، حتى يك لحظه هم نبايد منتظر بمونيم .. بايد بلافاصله حركت كنيم ، چون نشستن ما ، به مثابه بى تفاوتى ما ، نسبت به از دست رفتن حقوق فردى ماست ، و بعد از اون ، تخريب آينده ى فرزند ما ، و فرزندان فرزندان ما ، و نسل هايى كه ما رو دليل ويرانى كشورشون مى دونند ، نه به اين دليل كه به فكر آيندگان نبوديم .. نه .. بلكه به اين دليل كه به فكر خودمون نبوديم .. اگر ما در مورد حقوق امون ، حقوق فردى امون ، احساس مسئوليت كنيم ، بديهى است كه پايه هاى قدرتمندى براى عمارتِ عدالت اجتماعى فردا مى سازيم .. بديهى است كه فرزندان ما هم ياد مى گيرند كه در مورد حفظ حقوق فردى اشون احساس مسئوليت كنند ..
اين رو با صراحت بهتون مى گم .. وقتى حكومت ، دولت ، يا هر مرجع ديگرى ، حق امون رو ازمون گرفته ، تنها خود ما هستيم كه مى تونيم حق امون رو پس بگيريم ، با حضورمون ، با سماجت در طرح خواسته هامون ، سماجت در بدست آوردن حق امون ، و در اين صورت نبايد از پاى بنشينيم ، بايد حق امون رو بگيريم ..
و بعد بايد مبارزه كنيم تا حقى رو كه بدست آورديم حفظ كنيم .. اما پيش از اينكه براى گرفتن حق امون وارد عمل بشيم ، بايد بدونيم كه حقوق امون چى هست ؟؟ بايد بدونيم كه حقوق اوليه امون ، حقوق بنيادين امون ، حقوقى كه بايد داشته باشيم و نداريم چيه ؟؟ همه مصائب و گرفتارى هاى ما .. مال اينه كه نمى دونيم به عنوان يك انسان چه حقوقى داريم ، بايد بدونيم كه براى چى مى جنگيم ، و قراره كه چه حقوقى رو پس بگيريم ..
وقتى حقوق خودمون رو بشناسيم ، طبيعتا قدرت بيشترى خواهيم داشت .. اينها مهمه ..
حالا اگر مى خواهيم بدونيم كه به عنوان يك انسان ، چه حقوقى بايد داشته باشيم ، بايد بريم سراغ اعلاميه جهانى حقوق بشر ، بريم سراغ اعلاميه جهانى حقوق بشر و اين اعلاميه رو خوب بخونيم اش ..
حقوق اوليه ما ، در اعلاميه جهانى حقوق بشر نوشته شده .. سى ماده اعلاميه جهانى حقوق بشر ، حقوق اوليه ى ماست ، بايد بخونيم اش .. همه مصائب و گرفتارى ها و فشار و بى عدالتى و فقر جامعه ى ما ، به دليل نداشتن اين حقوقِ .. نداشتن حقوقى كه در اعلاميه جهانى حقوق بشر نوشته شده .. حقوق بشر يعنى اين ، يعنى حقوق اوليه ما مردم كه در اين اعلاميه نوشته شده ..
اگر در مورد شما زن ها تبعيض قائل مى شن ، بايد اعلاميه جهانى حقوق بشر رو بخونيد ..
در ماده ١ اين اعلاميه گفته شده كه حقوق همه ى انسان ها با هم برابره .. فرقى نمى كنه كه زن باشيد يا مرد .. زن يا مرد ، همه ى ما انسان هستيم ، جنسيت امون نبايد روى حقوق امون تاثير بگذاره ، مذهب امون نبايد روى حق امون تاثير بگذاره .. حقوق همه ى انسانها با هم برابره ، يعنى كسى حق نداره به شما به خاطر اينكه زن هستيد ، دسمتزد كمترى بده .. يا كسى حق نداره براى استخدام ، فرمى جلومون بگذاره ، كه توش پرسيده باشند ؛ مذهب اتون چيه ؟؟ يا عقيده اتون چيه ؟؟ كه بعد بر اساس اون تصميم بگيرند !! توى دادگاه ها ، ما با هر جنسيتى ، زن يا مرد ، با هر اعتقاد و مذهبى ، "هر مذهبى" بايد از حقوق برابر برخوردار باشيم .. هيچ دادگاهى حق نداره براى ما به دليل جنسيت امون يا قوميت اتون ، زبان امون ، مذهب امون و رنگ و نژادمون ، تبعيض قائل بشه ..
اين اولين ماده اعلاميه جهانى حقوق بشر است ، اولين ماده از حقوقى است كه ما بايد داشته باشيم ..
ماده ١٢ اعلاميه جهانى حقوق بشر مى گه ؛ هيچ كس حق نداره در زندگى خصوصى ما ، امور خانوادگى امون ، اقامتگاه امون ، و يا مكاتبات امون دخالت كنه .. ما حقوق فردى داريم .. يعنى اگر كسى در خيابان مياد جلو ، و توى زمينه پوشش يا آرايش ، يا معاشرت شما با دوستانتون دخالت مى كنه ، در واقع داره حق شما رو پايمال مى كنه .
. (((( كسى حق نداره ، عقيده يا سليقه اش رو به ما تحميل كنه ..)))) .. كسى حق نداره مذهب اش رو به ما تحميل كنه .. كسى حق نداره به اين دليل ، ما رو مجازات يا زندانى كنه ..
اگر قوانين كشور چنين حقى رو براى حكومت خودش در نظر گرفته ، يعنى اينكه اين قوانين و اين حكومت ، دارن حقوق ما رو زير پا مى گذارند .يعنى اين قوانين و اين حكومت دشمن ما هستند ، دشمن مردم هستند..
يا در ماده ١٨ اعلاميه جهانى حقوق بشر نوشته شده ، كه شما حق داريد كه از آزادى فكر ، وجدان و مذهب بهره مند باشيد .. بعد مى گه اين حق شامل تغيير مذهب يا عقيده و ايمان هم مى شه .. پس هيچ شخص يا مرجعى حق نداره ما رو به دليل تغيير مذهب مورد مواخذه قرار بده ، يا تحت فشار بگذاره .. يا آزار و اذيت كنه ، يا بازداشت كنه ، زندانى كنه ، يا به دليل تغيير مذهب تكفيرمون كنه و حكم مرگ برامون صادر كنه .. هيچ شخص يا مرجعى چنين حقى رو نداره ، و اگر قوانين ، چنين حقى رو براى حكومت قائل شده .. اون قوانين و اون حكومت .. دارن حقوق ما مردم رو زير پا مى گذارند ..
در جمهورى اسلامى ممكنه بگن كه در قوانين امون چنين حكمى نداريم ..ممكنه در قوانين نيامده باشه .. اما بايد در قانون اساسى كشور ، چنين آزادى اى براى همه افراد جامعه نهادينه بشه ، تا هر فردى از جامعه بتونه ، آزادانه و به دلخواه خودش ، مذهب اش رو انتخاب كنه يا تغيير بده ...
در ماده ١٩ اعلاميه جهانى حقوق بشر ، مى گه هر عضوى از جامعه ، حق آزادى عقيده و بيان داره .. و حق مزبور شامل اون مى شه كه از داشتن عقيده خود ، يا صحبت كردن از عقيده خود ، " ترس و وحشتى نداشته باشه ".. حتى اگر حكومت از عقايد شما خوشش نياد ..
در قانون اساسى جمهورى اسلامى ، حق آزادى بيان هست .. اما شرط داره .. شرط اش اينه كه كه عقايد ما بر خلاف شريعت فقهاى حكومتى نباشه .. چنين شرطى ، بر خلاف اعلاميه جهانى حقوق بشرهست .. در تظاد با مفاد اعلاميه جهانى حقوق بشرهست . ما بايد اين حق رو داشته باشيم كه آزادانه ، عقايد خودمون رو مطرح كنيم .. بدون ترس اعتراض كنيم .. حتى اگر عده اى از اين عقايد خوششون نياد ، ما حق داريم كه مخالفت و اعتراض امون رو آزادانه مطرح كنيم ، حتى اگر حكومت از اين اعتراض خوشش نياد ..
حق آزادى بيان و آزادى عقيده ما مردم نبايد مشروط باشه ، و اگر در قوانين اين كشور ، اين آزادى از ما سلب شده ، پس قوانين اين كشور حقوق ما رو زير پا گذاشته .. اين ، ماده ١٩ اعلاميه جهانى حقوق بشراست ..
و در مورد انتخابات .. ماده ٢١ اعلاميه جهانى حقوق بشر مى گه ؛ شما حق داريد كه در اداره عمومى كشور خودتون ، جامعه اتون ، خواه مستقيم و خواه به وساطت نمايندگانى كه " آزادانه " ، داره مى گه "آزادانه" انتخاب مى كنيد شركت داشته باشيد .. اين ، موضوع متن ماده ٢١ اعلاميه جهانى حقوق بشرهست .. داره به ما مى گه كه حق داريم در يك انتخابات " آزاد " شركت كنيم .. حالا اگر در كشور ما ، مرجعى يا مراجعى قانونى وجود دارند كه بر اساس سليقه و عقايد شون ، حضور ما رو در انتخابات ، محدود ، يا مشروط مى كنند .. پس اين انتخابات " آزاد " نيست .. اين موضوع بسيار مهم ايست .. انتخابات "آزاد" حق ماست ، اگر از كنار اين قضيه بى تفاوت بگذريم ، يعنى اينكه از حق امون گذشته ايم ، يعنى به كسانى كه صاحب قدرت هستند فرصت داديم كه حقوق ما رو زير پا بگذارند .. تاكيد مى كنم ... "ما اين فرصت رو به اونها داديم" ..
پس مسئوليت اصلى ، متوجه خود ماست ،، متوجه تك تك ماست .. نه شخص ديگرى ..
بريم اعلاميه جهانى حقوق بشر رو بخونيم .. وقتى حقوق امون رو .. حقوقى رو كه بايد داشته باشيم رو توى اعلاميه جهانى حقوق بشر مى خونيم ، اونوقت مى فهميم كه براى چى بايد مبارزه كنيم ..حقوق بشر يعنى همین .. يعنى بدونيم كه چه حقوقى داريم كه مثل انقلاب ٥٧ كلاه سرمون نره .. وقتى بدونيم كه حقوق امون چى هست ، ديگه كسى نمى تونه با شعار ها و وعده هاى تو خالى فريب امون بده ..
از اون مهمتر اينه كه بايد عادت كنيم كه هميشه خودمون ، در مورد حقوق امون احساس مسئوليت كنيم ..
در نتيجه بجاى اينكه از ديگران انتظار داشته باشيم كه حق امون رو بهمون برگردونند .. خودمون از حق امون دفاع کنیم ، حقى كه در اعلاميه حقوق بشر نوشته شده .. و اگر كسى حق امون رو زير پا گذاشت ، وادارش كنيم كه پاسخگو باشه ..اينجورى ديگه نبايد شرايطى بوجود بياريم كه گروهى آدم هاى فرصت طلب ، به بهانه هاى جاهلانه ، خود خواهى ها و جاه طلبى هاى خودشون رو با خون فرزندان ما آبيارى كنند .
دنياى امروز ، دنياى حركت هاى مدنيه ، دنياى حقوق مدنيه ، دنياى گرفتن حق ، از طريق ابزار هاى مدنيه .. ابزارهايى مثل تشكل هاى آزاد و مستقل كه بتونند آزادى هاى مدنى ما رو تضمين كنند .. مثل احزاب آزاد كه بتونند در يك رقابت آزاد ، مردم ما رو راضى نگه دارند .. ابزارهايى مثل انتخابات " آزاد " كه بتونيم براى هميشه .. سرنوشت امون رو در اختيار خودمون داشته باشيم .. ابزار هايى مثل " رفراندوم " براى اينكه بتونيم به سمت" تغيير" بريم .. تغيير همه چيز هايى كه حقوق امون رو پايمال مى كنه .. حتى اگر لازم باشه كه قانون اساسى كشور رو تغيير بديم .. وقتى قوانين اساسى يك كشور عامل زير پا گذاردن حقوق اولیه ما مردم ميشه ، پس بايد عوض بشه .. تغيير قانون اساسى كشور بر اساس ماده ٢٨ اعلاميه جهانى حقوق بشر حق طبيعى ماست .. استفاده از رفراندوم براى تغيير بنيادى قانون اساسى كشور ، حق طبيعى ماست .. واگر كسى با اعمال خشونت بخواد اين حق رو ازمون بگيره ، در مقابل اش مى ايستم .. اما نه با روش هاى خشونت آميز ، ما مردم ، قدرت شگفت انگيزى در اختيار داريم .. ما مردم ، اراده تغيير و استقرار مفاد اعلاميه جهانى حقوق بشر رو در كف دستمون داريم .. چه كسى مى تونه در مقابل سيل عظيم مردم ما كه در خيابان هاى سياسى كشور جارى مى شوند و مهمترين مطالبه اشون ، برگزارى رفراندوم براى تغيير بنيادى قانون اساسى كشور هست مقاومت كنه .. مردمى كه تنها اسلحه اشون ، صندوق راى براى رفراندوم هست ..
نبايد اجازه بديم كه سياست مداران فرصت طلب ، ما رو مثل مزدور هاى خودشون به كار بگيرند ، چه اونهايى كه در خارج از حكومت هستند وما رو به روش هاى خشونت آميز ترغيب مى كنند ، و چه اونها يى كه در داخل حكومت هستند و با وعده هاى توخالى اشون از راى ما ، در انتخابات غير آزاد و تحميلى اشون ، براى مشروعيت دادن به ظلم و نابرابرى اشون از ما استفاده مى كنند .. من با صراحت اعلام مى كنم ، حكومتى كه مفاد اعلاميه جهانى حقوق بشر رو ، يعنى حقوق اوليه ى مردم خودش رو ، زير پا مى گذاره .. حقانيت نداره ، حتى اگر ارقام بالاى ٥٠ ٪ آراى مردم رو در جيب اش داشته باشه .. شنيع ترين و كثيف ترين كار يك حكومت تماميت خواه اينه كه ، هر بار مردم رو با اميد به بهتر شدن اوضاع به پاى صندوق راى بكشونه و وقتى كارش با صندوق راى تمام شد ، دوباره حقوق مردم رو زير پا بگذاره .. حتى بدتر از گذشته !!
واقیت اینه که نباید حق امون رو از کسی گدایی کنیم ، بلکه باید این حق رو درقانون اساسی کشور به نحوی جاری کنیم که کسی نتونه اون رو پایمال کنه و اگر کسی این کار و کرد مطابق با همان قانون مجبور به پاسخگویی باشه ..
ملاک سنجش اصول قانون اساسی یک جامعه این است که حقوق اولیه ما، حقوق فردی ما ، حقوق بنیادی ما ، یعنی اونچه که در مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر نگاشته شده رو تضمین کنه و اگر چنین نبود باید تغییر کند تا مردم ما این تضمین را بدست بیاورند .
در ماده ٢٨ اعلاميه جهانى حقوق بشر نوشته شده ..
شما به عنوان يك انسان و عضوى از جامعه ، حق داريد .. بكوشيد .. تا در سطح جامعه ى خود .. و حتى جامعه ى جهانى .. چنان سامان و نظامى برقرار كنيد .. كه حقوق .. و آزادى هايى رو كه در اين اعلاميه .. يعنى اعلاميه جهانى حقوق بشر نوشته شده رو بدست بياريد .. به نظر من ، اين مهمترين ماده ى اعلاميه جهانى حقوق بشرهست .. چون داره به ما مى گه كه حق تغيير داريم ..
يعنى اگر قانون اساسى جمهورى اسلامى .. حقوق ما رو زير پا مى گذاره ، حق داريم كه قانون اساسى كشورمون رو تغيير بديم .. حق داريم كه براى گفتن ( نه ) به قانون اساسى جمهورى اسلامى ، رفراندوم برگزار كنيم ..
و هيچ شخص يا مرجعى .. نه رهبرى ، و نه شوراى نگهبان حق ندارند كه "حق تعيين سرنوشت ما "، يعنى حق دسترسى به برگزارى رفراندوم رو از ما بگيرند و در انحصار خودشون قرار بدهند .. اونهايى كه قانون اساسى جمهورى اسلامى رو نوشته اند ، حق نداشتند كه حق برگزارى رفراندوم يا همه پرسى رو ، مشروط به اجازه شوراى نگهبان يا رهبرى كنند ..
.
ما به دنبال مشروعيت نيستيم .. نمى خواهيم قوانين ما تابع احكام شرع فقهاى حكومتى باشه .. حالا ديگه به دنبال مشروطيت هم نيستيم .. چون قانون اساسى مشروطه ، اختيارات شاه رو مشروط مى كنه .. ما به دنبال حقانيت هستيم ، و به اين دليل و بر اساس اعلاميه جهانى حقوق بشر ، مى خواهيم حقوق و آزادى هاى بنيادين امون .. بهمون بر گرده .. بنابر اين ، راهى جز تغيير بنيادى قانون اساسى نظام جمهورى اسلامى كه عامل اصلى نقض حقوق بشر در ايران هست و جايگزين كردن قانون اساسى جديدى كه تنها مرجعيت و مبنى اون ، مفاد اعلاميه جهانى حقوق بشر باشه نداريم ..
و به اين دليل بايد از مهمترين حقوق بنيادين امون ، يعنى حق برگزارى رفراندوم ، به عنوان اولين گام تغيير ، استفاده كنيم .. در اين صورت حركت مى كنيم ، به سمت برگزارى رفراندوم ، براى تغيير بنيادى قانون اساسى جمهورى اسلامى .. و در اين حركت ، تا رسيدن به " تغيير" استوار خواهيم ماند ..
اما در ذهنش ، حقوق بشر معنايى داشت .. براى اون .. حقوق بشر ، مرجعى براى دادخواهى ايه ..
بسيارى از مردم فكر مى كنند كه حقوق بشر يك تشكيلات عالى بين المللى ايه .. كه قدرت اجرايى داره ..
و مى تونه حكومت هايى رو كه حقوق مردم خودشون رو زير پا مى گذارند تحت فشار بگذاره ..
و اونها رو محاكمه كنه .. يا توبيخ كنه .. براى همينه كه مرتب مى پرسند .. پس اين حقوق بشر كجاست ؟ چرا به دادمون نمى رسه ؟!
همين ديدگاه ... خيلى ها رو به اين نتيجه مى رسونه كه از حقوق بشر ، كارى بر نمى ياد .. چون در دوران خاكسترى استبداد نظام جمهورى اسلامى ، خصوصا در دهه ٦٠ نتونست كار مفيدى انجام بده .. نتونست جلوى اعدام هاى دهه ٦٠ رو بگيره ..نتونست جلوى سركوب مطبوعات رو بگيره ...نتونست جلوى پايمال كردن حقوق مدنى مردم رو بگيره ..نتونست جلوى سركوب جوان هاى كشور رو بگيره .. نتونست جلوى شكنجه ، سنگسار و اعدام ها رو بگيره .. و بعد همين اين آدم ها ، طبيعتا از خودشون مى پرسند ، شايد حقوق بشر براى مقابله با ظلم و بيعدالتى توانايى كافى نداره!
اين .. اون تعريفيه كه از حقوق بشر ، در ميان مردم ما شايع هست ، مى تونم به جرات بگم كه حتى بين مردم ساير كشور ها هم ، اين تعريف آشناتره ..
شايد امروز در افغانستان ، عراق ، و حالا در يمن و سوريه و فلسطين ، يا حتى آسيا ، آفريقا ، اروپا، روسيه و آمريكا ، آدم هايى باشند كه همين عبارت رو بكار مى برند . "پس اين حقوق بشر كجاست " ؟
حقوق بشر مرجعى براى دادخواهى نيست . دادگاه نيست كه عوامل نقض حقوق بشر رو به محاكمه بكشونه .. سال هاست كه همه استنباطى كه از حقوق بشر در افكار عمومى مردم ما وجود داره غلطه ..
اينكه حقوق بشر ، سازمان يا دادگاهى است كه به پايمال كردن حقوق ما رسيدگى مى كنه ، غلطه ..
اينكه حقوق بشر ، نهادى است كه مى تونه حكومت ها و دولت هاى ما رو به رعايت حقوق ما وادار كنه يا به جرم نقض حقوق بشر محاكمه كنه .. تصور غلطيه ..
سازمان هاى بين المللى حامى حقوق بشر فقط مى تونند حقوق ما رو ، به حكومت هاى ما ، و به دولت هاى ما و به خود ما يادآورى كنند ..
اما قدرت اين رو ندارند كه حكومت ، يا دولت كشور ما رو وادار كنند كه به حقوق ما .. حقوق مردم ما ، احترام بگذارند و اين حقوق رو رعايت كنند .. اگر مى تونستند چنين كارى بكنند ، فرزندان كشورمون به جرم دگر انديشى و عقيده سياسى ، به جرم اعتراضات مدنى ، صنفى و سياسى .. زندانى ، شكنجه و اعدام نمى شدند ..
خيلى از كشورها هنوز اجراى مفاد اعلاميه جهانى حقوق بشر رو نپذيرفته اند ، و كسى هم نمى تونه اونهارو وادار به پذيرش اين قضيه بكنه .. خيلى از كشور ها هم رعايت مفاد اعلاميه جهانى حقوق بشر رو پذيرفته اند ، اما وقتى مرتكب نقض حقوق بشر مى شوند ، كسى نمى تونه اونها رو مجازات كنه ..حتى نمى شه بهشون فشار آورد !!
چون ممكنه از اين توافق خارج بشن و ديگه حتى امکان اعتراض کردن رو هم از دست بدهند !!
سال ها بود كه احمد شهيد ، نماينده سابق شوراى حقوق بشر سازمان ملل ، پشت در هاى بسته ى جمهورى اسلامى ايستاده بود و بهش اجازه ورود نمى دادن كه بتونه در مورد نقض حقوق بشر در ايران گزارشى تهيه كنه ..
واقعيت اينه كه ، هيچكدوم از اين سازمان ها .. قادر نيستند جمهورى اسلامى رو تا به اين مرحله تحت فشار بگذارند كه دست از جنايت و شكنجه و آزار مردم برداره ..
دولت هاى غربى هم قادر نيستند در زمينه ى حقوق بشر به جمهورى اسلامى فشار بيارند ..
براى اونها حقوق بشر، يه جور ابزاره .. و وقتى پاى منافع كشورشون به ميون بياد ، چشم اشون رو به روى همه ى مصائب ما مى بندند ..
دولتهاى خارجى نمى تونند منافع كشورشون رو فداى ما كنند ..
و اگر تصميم بگيرند كه سر سفره جمهورى اسلامى بنشينند ..
سرنوشت ما، آزادى و حقوق ما ، ديگه براشون اهميتى نخواهد داشت . واقعيت اين است كه حتى اگر نسبت به مصائب مردم ما احساس مسئوليت هم مى كردند .. باز هم نمى تونستند كارى انجام بدهند .. اين همه اعتراض هاى سازمان هاى بين المللى به نقض حقوق بشر در ايران ، به كجا رسيده ؟
اعدام ها متوقف شده ؟
دستگيرى مخالفين پايان گرفته ؟
مطبوعات و رسانه ها آزاد شده اند ؟
انتخابات ، آزاد شده ؟
زنان به حقوق برابر رسيده اند ؟ حتى مردان هم در اين جامعه ى مرد سالار ، فاقد حقوق انسانى و برابر هستند ..
فعاليت احزاب سياسى آزاد شده ؟
تبعيض نسبت به اقوام و مذاهب ايرانى ها ازبين رفته ؟
آيا فعاليت مستقل نهاد هاى مدنى و صنفى آزاد شده ؟
انحصارات اقتصادى حكومت از سر مردم برداشته شده ؟
آيا فرصت هاى برابر ، براى جوان هاى ما فراهم شده ؟
آيا قدمى براى تامين زندگى كودكان كار برداشته شده ؟
قدمى براى تامين زندگى تن فروشان برداشته شده ؟
آيا مافياى اقتصادى تجارت حكومت ، مافياى صنعت و خدمات ، از ميان رفته ؟ نه ..
همه ما خوب مى دونيم كه هيچ كدوم از اين كارها به نتيجه نرسيده ..با اينكه دولت ها و سازمان هاى بين المللى مرتب نسبت به نبود آزادى ، امنيت و حقوق بنيادين مردم ما هشدار مى دهند ، اما اين هشدار ها هيچ تاثير جدى بر تغيير رفتار حكومت نداشته ، و هيچ كارى در اين زمينه ها صورت نگرفته .. پس نبايد منتظر باشيم كه سازمان هاى بين المللى ، سازمان ملل ، يا شوراى حقوق بشر ، يا دولت هاى خارجى .. حقمون رو بهمون بر گردونند .. اساسا نبايد منتظر باشيم كه "كسى" حقوق امون رو بهمون برگردونه ..
اين "تفكر" .. تفكر غلطيه !!!! .. اين سازمان ها ، حتى اگر بخوان هم نمى تونن چنين كارى انجام بدهند ، قدرت اونها با قدرت اراده ى ما مردم قابل قياس نيست .. اونها نمى تونند كارى رو كه ما مى تونيم انجام بديم ، انجام بدن .. حقوق بشر ، حقوق ماست ، حقوق تك تك اعضاى جامعه ماست ، تنها كسى كه مى تونه حق امون رو بهمون بر گردونه ، خود ما مردم هستيم ، مردم ايران ، با تمام تفاوت هاى جنسيتى ، عقيدتى ، قومى ، سياسى ، مذهبى ، نژادى ، زبانى و ساير تفاوت هايى كه داريم .. ما مردم اين سرزمين قدرت بزرگى هستيم ، تنها قدرتى هستيم كه مى تونيم حق خودمون رو پس بگيريم ، اما واقعيت اينه كه براى گرفتن حق امون بايد مبارزه كنيم .. راه ديگرى وجود نداره .. و تازه وقتى حق امون رو پس گرفتيم ، باز هم بايد مبارزه كنيم ، تا كسى نتونه حقى رو كه بدست آورديم دوباره ازمون بدزده .
اونجايى كه مادران و پدران ما ، بعد از انقلاب مشروطه ، از مشاركت در مديريت سياسى و مدنى جامعه فاصله گرفتند و مسئوليت صيانت از حقوق اشون رو به ديگران سپردند ، مشروطه سقوط كرد ..
اين اتفاق در دوران مصدق هم تكرار شد .. و اونجايى كه ما ، بعد از انقلاب ٥٧ از حضور و مشاركت در تصميم گيرى هاى حياتى و حقوقى كشورمون فاصله گرفتيم ، و مسئوليت صيانت از حقوق فردى امون رو به ديگران سپرديم ، اهداف انقلاب ما سقوط كرد و دست آورد هايى كه منتظرش بوديم ، به همراه اجساد فرزندان امون به خاك سپرده شد ، اين يك واقعيت تلخه .. اما واقعيته .. هر جا كه بنشينيم تا ديگران حق امون رو بجا بيارن ..
حق امون رو از دست مى ديم ..
مبارزه ى ما .. براى احقاق حقوق امون ، بايد مستمر و دائمى باشه ..
نمى تونيم توى خونه بنشينيم و منتظر باشيم كه شخص يا گروه ديگرى به جاى ما مبارزه كنه ...
براى كسب حقوق امون ، اونقدر بايد آمادگى داشته باشيم كه وقتى چيزى مى شنويم يا مى خونيم يا مى بينيم ، كه به نظر مى ياد داره حقى از حقوق ما مردم رو پايمال مى كنه ، نبايد منتظر بنشينيم تا شخص ديگرى به جاى ما دادخواهى كنه ، حتى يك لحظه هم نبايد منتظر بمونيم .. بايد بلافاصله حركت كنيم ، چون نشستن ما ، به مثابه بى تفاوتى ما ، نسبت به از دست رفتن حقوق فردى ماست ، و بعد از اون ، تخريب آينده ى فرزند ما ، و فرزندان فرزندان ما ، و نسل هايى كه ما رو دليل ويرانى كشورشون مى دونند ، نه به اين دليل كه به فكر آيندگان نبوديم .. نه .. بلكه به اين دليل كه به فكر خودمون نبوديم .. اگر ما در مورد حقوق امون ، حقوق فردى امون ، احساس مسئوليت كنيم ، بديهى است كه پايه هاى قدرتمندى براى عمارتِ عدالت اجتماعى فردا مى سازيم .. بديهى است كه فرزندان ما هم ياد مى گيرند كه در مورد حفظ حقوق فردى اشون احساس مسئوليت كنند ..
اين رو با صراحت بهتون مى گم .. وقتى حكومت ، دولت ، يا هر مرجع ديگرى ، حق امون رو ازمون گرفته ، تنها خود ما هستيم كه مى تونيم حق امون رو پس بگيريم ، با حضورمون ، با سماجت در طرح خواسته هامون ، سماجت در بدست آوردن حق امون ، و در اين صورت نبايد از پاى بنشينيم ، بايد حق امون رو بگيريم ..
و بعد بايد مبارزه كنيم تا حقى رو كه بدست آورديم حفظ كنيم .. اما پيش از اينكه براى گرفتن حق امون وارد عمل بشيم ، بايد بدونيم كه حقوق امون چى هست ؟؟ بايد بدونيم كه حقوق اوليه امون ، حقوق بنيادين امون ، حقوقى كه بايد داشته باشيم و نداريم چيه ؟؟ همه مصائب و گرفتارى هاى ما .. مال اينه كه نمى دونيم به عنوان يك انسان چه حقوقى داريم ، بايد بدونيم كه براى چى مى جنگيم ، و قراره كه چه حقوقى رو پس بگيريم ..
وقتى حقوق خودمون رو بشناسيم ، طبيعتا قدرت بيشترى خواهيم داشت .. اينها مهمه ..
حالا اگر مى خواهيم بدونيم كه به عنوان يك انسان ، چه حقوقى بايد داشته باشيم ، بايد بريم سراغ اعلاميه جهانى حقوق بشر ، بريم سراغ اعلاميه جهانى حقوق بشر و اين اعلاميه رو خوب بخونيم اش ..
حقوق اوليه ما ، در اعلاميه جهانى حقوق بشر نوشته شده .. سى ماده اعلاميه جهانى حقوق بشر ، حقوق اوليه ى ماست ، بايد بخونيم اش .. همه مصائب و گرفتارى ها و فشار و بى عدالتى و فقر جامعه ى ما ، به دليل نداشتن اين حقوقِ .. نداشتن حقوقى كه در اعلاميه جهانى حقوق بشر نوشته شده .. حقوق بشر يعنى اين ، يعنى حقوق اوليه ما مردم كه در اين اعلاميه نوشته شده ..
اگر در مورد شما زن ها تبعيض قائل مى شن ، بايد اعلاميه جهانى حقوق بشر رو بخونيد ..
در ماده ١ اين اعلاميه گفته شده كه حقوق همه ى انسان ها با هم برابره .. فرقى نمى كنه كه زن باشيد يا مرد .. زن يا مرد ، همه ى ما انسان هستيم ، جنسيت امون نبايد روى حقوق امون تاثير بگذاره ، مذهب امون نبايد روى حق امون تاثير بگذاره .. حقوق همه ى انسانها با هم برابره ، يعنى كسى حق نداره به شما به خاطر اينكه زن هستيد ، دسمتزد كمترى بده .. يا كسى حق نداره براى استخدام ، فرمى جلومون بگذاره ، كه توش پرسيده باشند ؛ مذهب اتون چيه ؟؟ يا عقيده اتون چيه ؟؟ كه بعد بر اساس اون تصميم بگيرند !! توى دادگاه ها ، ما با هر جنسيتى ، زن يا مرد ، با هر اعتقاد و مذهبى ، "هر مذهبى" بايد از حقوق برابر برخوردار باشيم .. هيچ دادگاهى حق نداره براى ما به دليل جنسيت امون يا قوميت اتون ، زبان امون ، مذهب امون و رنگ و نژادمون ، تبعيض قائل بشه ..
اين اولين ماده اعلاميه جهانى حقوق بشر است ، اولين ماده از حقوقى است كه ما بايد داشته باشيم ..
ماده ١٢ اعلاميه جهانى حقوق بشر مى گه ؛ هيچ كس حق نداره در زندگى خصوصى ما ، امور خانوادگى امون ، اقامتگاه امون ، و يا مكاتبات امون دخالت كنه .. ما حقوق فردى داريم .. يعنى اگر كسى در خيابان مياد جلو ، و توى زمينه پوشش يا آرايش ، يا معاشرت شما با دوستانتون دخالت مى كنه ، در واقع داره حق شما رو پايمال مى كنه .
. (((( كسى حق نداره ، عقيده يا سليقه اش رو به ما تحميل كنه ..)))) .. كسى حق نداره مذهب اش رو به ما تحميل كنه .. كسى حق نداره به اين دليل ، ما رو مجازات يا زندانى كنه ..
اگر قوانين كشور چنين حقى رو براى حكومت خودش در نظر گرفته ، يعنى اينكه اين قوانين و اين حكومت ، دارن حقوق ما رو زير پا مى گذارند .يعنى اين قوانين و اين حكومت دشمن ما هستند ، دشمن مردم هستند..
يا در ماده ١٨ اعلاميه جهانى حقوق بشر نوشته شده ، كه شما حق داريد كه از آزادى فكر ، وجدان و مذهب بهره مند باشيد .. بعد مى گه اين حق شامل تغيير مذهب يا عقيده و ايمان هم مى شه .. پس هيچ شخص يا مرجعى حق نداره ما رو به دليل تغيير مذهب مورد مواخذه قرار بده ، يا تحت فشار بگذاره .. يا آزار و اذيت كنه ، يا بازداشت كنه ، زندانى كنه ، يا به دليل تغيير مذهب تكفيرمون كنه و حكم مرگ برامون صادر كنه .. هيچ شخص يا مرجعى چنين حقى رو نداره ، و اگر قوانين ، چنين حقى رو براى حكومت قائل شده .. اون قوانين و اون حكومت .. دارن حقوق ما مردم رو زير پا مى گذارند ..
در جمهورى اسلامى ممكنه بگن كه در قوانين امون چنين حكمى نداريم ..ممكنه در قوانين نيامده باشه .. اما بايد در قانون اساسى كشور ، چنين آزادى اى براى همه افراد جامعه نهادينه بشه ، تا هر فردى از جامعه بتونه ، آزادانه و به دلخواه خودش ، مذهب اش رو انتخاب كنه يا تغيير بده ...
در ماده ١٩ اعلاميه جهانى حقوق بشر ، مى گه هر عضوى از جامعه ، حق آزادى عقيده و بيان داره .. و حق مزبور شامل اون مى شه كه از داشتن عقيده خود ، يا صحبت كردن از عقيده خود ، " ترس و وحشتى نداشته باشه ".. حتى اگر حكومت از عقايد شما خوشش نياد ..
در قانون اساسى جمهورى اسلامى ، حق آزادى بيان هست .. اما شرط داره .. شرط اش اينه كه كه عقايد ما بر خلاف شريعت فقهاى حكومتى نباشه .. چنين شرطى ، بر خلاف اعلاميه جهانى حقوق بشرهست .. در تظاد با مفاد اعلاميه جهانى حقوق بشرهست . ما بايد اين حق رو داشته باشيم كه آزادانه ، عقايد خودمون رو مطرح كنيم .. بدون ترس اعتراض كنيم .. حتى اگر عده اى از اين عقايد خوششون نياد ، ما حق داريم كه مخالفت و اعتراض امون رو آزادانه مطرح كنيم ، حتى اگر حكومت از اين اعتراض خوشش نياد ..
حق آزادى بيان و آزادى عقيده ما مردم نبايد مشروط باشه ، و اگر در قوانين اين كشور ، اين آزادى از ما سلب شده ، پس قوانين اين كشور حقوق ما رو زير پا گذاشته .. اين ، ماده ١٩ اعلاميه جهانى حقوق بشراست ..
و در مورد انتخابات .. ماده ٢١ اعلاميه جهانى حقوق بشر مى گه ؛ شما حق داريد كه در اداره عمومى كشور خودتون ، جامعه اتون ، خواه مستقيم و خواه به وساطت نمايندگانى كه " آزادانه " ، داره مى گه "آزادانه" انتخاب مى كنيد شركت داشته باشيد .. اين ، موضوع متن ماده ٢١ اعلاميه جهانى حقوق بشرهست .. داره به ما مى گه كه حق داريم در يك انتخابات " آزاد " شركت كنيم .. حالا اگر در كشور ما ، مرجعى يا مراجعى قانونى وجود دارند كه بر اساس سليقه و عقايد شون ، حضور ما رو در انتخابات ، محدود ، يا مشروط مى كنند .. پس اين انتخابات " آزاد " نيست .. اين موضوع بسيار مهم ايست .. انتخابات "آزاد" حق ماست ، اگر از كنار اين قضيه بى تفاوت بگذريم ، يعنى اينكه از حق امون گذشته ايم ، يعنى به كسانى كه صاحب قدرت هستند فرصت داديم كه حقوق ما رو زير پا بگذارند .. تاكيد مى كنم ... "ما اين فرصت رو به اونها داديم" ..
پس مسئوليت اصلى ، متوجه خود ماست ،، متوجه تك تك ماست .. نه شخص ديگرى ..
بريم اعلاميه جهانى حقوق بشر رو بخونيم .. وقتى حقوق امون رو .. حقوقى رو كه بايد داشته باشيم رو توى اعلاميه جهانى حقوق بشر مى خونيم ، اونوقت مى فهميم كه براى چى بايد مبارزه كنيم ..حقوق بشر يعنى همین .. يعنى بدونيم كه چه حقوقى داريم كه مثل انقلاب ٥٧ كلاه سرمون نره .. وقتى بدونيم كه حقوق امون چى هست ، ديگه كسى نمى تونه با شعار ها و وعده هاى تو خالى فريب امون بده ..
از اون مهمتر اينه كه بايد عادت كنيم كه هميشه خودمون ، در مورد حقوق امون احساس مسئوليت كنيم ..
در نتيجه بجاى اينكه از ديگران انتظار داشته باشيم كه حق امون رو بهمون برگردونند .. خودمون از حق امون دفاع کنیم ، حقى كه در اعلاميه حقوق بشر نوشته شده .. و اگر كسى حق امون رو زير پا گذاشت ، وادارش كنيم كه پاسخگو باشه ..اينجورى ديگه نبايد شرايطى بوجود بياريم كه گروهى آدم هاى فرصت طلب ، به بهانه هاى جاهلانه ، خود خواهى ها و جاه طلبى هاى خودشون رو با خون فرزندان ما آبيارى كنند .
دنياى امروز ، دنياى حركت هاى مدنيه ، دنياى حقوق مدنيه ، دنياى گرفتن حق ، از طريق ابزار هاى مدنيه .. ابزارهايى مثل تشكل هاى آزاد و مستقل كه بتونند آزادى هاى مدنى ما رو تضمين كنند .. مثل احزاب آزاد كه بتونند در يك رقابت آزاد ، مردم ما رو راضى نگه دارند .. ابزارهايى مثل انتخابات " آزاد " كه بتونيم براى هميشه .. سرنوشت امون رو در اختيار خودمون داشته باشيم .. ابزار هايى مثل " رفراندوم " براى اينكه بتونيم به سمت" تغيير" بريم .. تغيير همه چيز هايى كه حقوق امون رو پايمال مى كنه .. حتى اگر لازم باشه كه قانون اساسى كشور رو تغيير بديم .. وقتى قوانين اساسى يك كشور عامل زير پا گذاردن حقوق اولیه ما مردم ميشه ، پس بايد عوض بشه .. تغيير قانون اساسى كشور بر اساس ماده ٢٨ اعلاميه جهانى حقوق بشر حق طبيعى ماست .. استفاده از رفراندوم براى تغيير بنيادى قانون اساسى كشور ، حق طبيعى ماست .. واگر كسى با اعمال خشونت بخواد اين حق رو ازمون بگيره ، در مقابل اش مى ايستم .. اما نه با روش هاى خشونت آميز ، ما مردم ، قدرت شگفت انگيزى در اختيار داريم .. ما مردم ، اراده تغيير و استقرار مفاد اعلاميه جهانى حقوق بشر رو در كف دستمون داريم .. چه كسى مى تونه در مقابل سيل عظيم مردم ما كه در خيابان هاى سياسى كشور جارى مى شوند و مهمترين مطالبه اشون ، برگزارى رفراندوم براى تغيير بنيادى قانون اساسى كشور هست مقاومت كنه .. مردمى كه تنها اسلحه اشون ، صندوق راى براى رفراندوم هست ..
نبايد اجازه بديم كه سياست مداران فرصت طلب ، ما رو مثل مزدور هاى خودشون به كار بگيرند ، چه اونهايى كه در خارج از حكومت هستند وما رو به روش هاى خشونت آميز ترغيب مى كنند ، و چه اونها يى كه در داخل حكومت هستند و با وعده هاى توخالى اشون از راى ما ، در انتخابات غير آزاد و تحميلى اشون ، براى مشروعيت دادن به ظلم و نابرابرى اشون از ما استفاده مى كنند .. من با صراحت اعلام مى كنم ، حكومتى كه مفاد اعلاميه جهانى حقوق بشر رو ، يعنى حقوق اوليه ى مردم خودش رو ، زير پا مى گذاره .. حقانيت نداره ، حتى اگر ارقام بالاى ٥٠ ٪ آراى مردم رو در جيب اش داشته باشه .. شنيع ترين و كثيف ترين كار يك حكومت تماميت خواه اينه كه ، هر بار مردم رو با اميد به بهتر شدن اوضاع به پاى صندوق راى بكشونه و وقتى كارش با صندوق راى تمام شد ، دوباره حقوق مردم رو زير پا بگذاره .. حتى بدتر از گذشته !!
واقیت اینه که نباید حق امون رو از کسی گدایی کنیم ، بلکه باید این حق رو درقانون اساسی کشور به نحوی جاری کنیم که کسی نتونه اون رو پایمال کنه و اگر کسی این کار و کرد مطابق با همان قانون مجبور به پاسخگویی باشه ..
ملاک سنجش اصول قانون اساسی یک جامعه این است که حقوق اولیه ما، حقوق فردی ما ، حقوق بنیادی ما ، یعنی اونچه که در مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر نگاشته شده رو تضمین کنه و اگر چنین نبود باید تغییر کند تا مردم ما این تضمین را بدست بیاورند .
در ماده ٢٨ اعلاميه جهانى حقوق بشر نوشته شده ..
شما به عنوان يك انسان و عضوى از جامعه ، حق داريد .. بكوشيد .. تا در سطح جامعه ى خود .. و حتى جامعه ى جهانى .. چنان سامان و نظامى برقرار كنيد .. كه حقوق .. و آزادى هايى رو كه در اين اعلاميه .. يعنى اعلاميه جهانى حقوق بشر نوشته شده رو بدست بياريد .. به نظر من ، اين مهمترين ماده ى اعلاميه جهانى حقوق بشرهست .. چون داره به ما مى گه كه حق تغيير داريم ..
يعنى اگر قانون اساسى جمهورى اسلامى .. حقوق ما رو زير پا مى گذاره ، حق داريم كه قانون اساسى كشورمون رو تغيير بديم .. حق داريم كه براى گفتن ( نه ) به قانون اساسى جمهورى اسلامى ، رفراندوم برگزار كنيم ..
و هيچ شخص يا مرجعى .. نه رهبرى ، و نه شوراى نگهبان حق ندارند كه "حق تعيين سرنوشت ما "، يعنى حق دسترسى به برگزارى رفراندوم رو از ما بگيرند و در انحصار خودشون قرار بدهند .. اونهايى كه قانون اساسى جمهورى اسلامى رو نوشته اند ، حق نداشتند كه حق برگزارى رفراندوم يا همه پرسى رو ، مشروط به اجازه شوراى نگهبان يا رهبرى كنند ..
.
ما به دنبال مشروعيت نيستيم .. نمى خواهيم قوانين ما تابع احكام شرع فقهاى حكومتى باشه .. حالا ديگه به دنبال مشروطيت هم نيستيم .. چون قانون اساسى مشروطه ، اختيارات شاه رو مشروط مى كنه .. ما به دنبال حقانيت هستيم ، و به اين دليل و بر اساس اعلاميه جهانى حقوق بشر ، مى خواهيم حقوق و آزادى هاى بنيادين امون .. بهمون بر گرده .. بنابر اين ، راهى جز تغيير بنيادى قانون اساسى نظام جمهورى اسلامى كه عامل اصلى نقض حقوق بشر در ايران هست و جايگزين كردن قانون اساسى جديدى كه تنها مرجعيت و مبنى اون ، مفاد اعلاميه جهانى حقوق بشر باشه نداريم ..
و به اين دليل بايد از مهمترين حقوق بنيادين امون ، يعنى حق برگزارى رفراندوم ، به عنوان اولين گام تغيير ، استفاده كنيم .. در اين صورت حركت مى كنيم ، به سمت برگزارى رفراندوم ، براى تغيير بنيادى قانون اساسى جمهورى اسلامى .. و در اين حركت ، تا رسيدن به " تغيير" استوار خواهيم ماند ..
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر